بهاءالدين ادب ; رعايت حقوق اقوام در ايران مناسب نيست

  رعايت حقوق اقوام در ايران مناسب نيست

بهاءالدين ادب در گفت و گو با روز: – دوشنبه 6 آذر 1385 [2006.11.27]

 

باربد کاوه

با بهاءالدين ادب، عضو جبهه متحد کرد و نماينده مردم کردستان در مجلس ششم درخصوص بحث قوميت ها در ايران گفت و گو کرده ايم. ادب، ميزان رعايت حقوق اقوام در ايران را ” مناسب” ارزيابي نمي کند و معتقد است بايد براي حفظ منافع ملي به مطالبات قوميت ها رسيدگي شود.

برخورد با مطالبات قومي در اين چند ساله چگونه بوده؟
به نظر من ناديده گرفتن حقوق اقوام در اين يکي دو سال اخير افزايش يافته.در زمان اصلاحات و دولت آقاي خاتمي وضع به اينگونه نبود. مثلا در دوره ايشان چند استاندار را از کردها انتخاب کردند و حتي در کابينه هم قوميت هاي مختلف حضور داشتند. به هرحال در حد حداقلي حقوق اقوام رعايت مي شد؛ اما الان همان حقوقي هم که داده شده، به تدريج دارد پس گرفته مي شود. نگرش امنيتي نسبت به اقوام خيلي بيشتر شده، و شما شاهد برخورد قوي دولت و دستگاه هاي قضايي با اقوام هستيد.

چرا نگرش امنيتي بيشتر شده؟
اين را بايد در ماهيت دولت جستجو کرد. الان دولت بيشتر از چهره هاي نظامي و انتظامي و همچنين از کساني که سابقه کار در وزارت اطلاعات دارند، تشکيل شده است . طبيعتا وقتي بخش عظيمي از افراد هيات دولت، يا سابقه کار در وزارت اطلاعات داشته باشند يا از نهادهاي نظامي باشند، طبيعي است که بنا به تخصص و رويکردي که دارند کارها را انجام مي دهند.

چرا نسبت به مطالبات قومي بي توجهي مي شود.
اين را بايد از دولتي ها بپرسيد که از همان اول به اين مسئله بي توجه بودند. اين بي توجهي روز به روز هم بيشتر شده، در حاليکه اقوام ايراني خواسته اي فراتر از قانون ندارند. هرچه مطالبه مي کنند در قالب قانون اساسي کشور و کنوانسيون هايي است که ايران آنها را امضا کرده. برويد فصل سوم قانون اساسي، تحت عنوان حقوق ملت را بخوانيد تا ببينيد کداميک از اصول 15 تا 42 در مورد اقوام رعايت شده است.

چرا مطالبات آن ها برآورده نمي شود؟
والله اين را بايد از حاکميت پرسيد. من هم همين سئوال را دارم که آيا رعايت عدالت و قانون و دموکراسي واقعا باعث دوام و قوام نظام مي شود يا تضعيف آن؟ اين را بايستي مسئولان جواب دهند.

اعتراضات قومي چه پيامدهايي به دنبال خواهد داشت؟
به نظر من قطعا موجب زيان و خسران براي ملت و مملکت خواهد شد. براي اينکه ملت ما از اقوام و مليت هاي مختلف تشکيل شده و به مانند موزاييک زيبايي است که داراي فرهنگ ها و اقوام مختلفي است که در قالب ملت ايران منسجم شده اند و به عنوان ملت ايران شناخته مي شوند. اما متاسفانه عدم توجه به حقوق اساسي، قانوني و حقوق شهروندي اقوام و مليت هاي گوناگون ايراني باعث خطر تجزيه مملکت و عدم مشارکت ملت در تصميم گيري ها و تصميم سازي ها مي شود. ما هرچقدر حقوق ملت را بيشتر رعايت کنيم و مليت هاي گوناگون بيشتر احساس کنند که نه تنها شهروند درجه دوم اين کشور نيستند بلکه شهروند درجه يک هستند و با حقوق برابر و در نهايت آزادي مي توانند در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي شرکت کنند، مطمئنا انسجام و اتحاد ملي را بيشتر کرده ايم.

آيا اقوام ايراني تمايلات جدايي طلبانه هم دارند؟
من به هيچ وجه اين قضيه را نمي پذيرم. اگر يک مقدار دل آزردگي هم بين اقوام ايراني وجود داشته باشد به علت عملکرد حکومت هاست. هرجا حکومت ها به طور دموکراتيک عمل و عدالت را رعايت کرده، و همه را در نهايت زير يک شعار آزادي، برابري و برادري قرار داده اند، اتحاد ملي را قوي تر کرده و هرجا عکس اين قضيه بوده و با سرکوب و اعمال زور خواسته اند ملت را ساکت کنند، هميشه به طور قطع و يقين با مشکلات روبرو بوده ايم. من هميشه يک مثالي مي زنم. ببينيد کشور يوگسلاوي سابق از نظر مساحت کشور بزرگي نبود. اين کشور وقتي نظام سرکوبگرش نابود شد، تجزيه و به چند کشور با قوميت هاي مختلف تبديل گرديد. امروزه کشورهاي کرواسي، صربستان، بوسني هرزگوين، مقدونيه و کوزوو همه کشورهايي هستند که سابقا يوگسلاوي نام داشتند. اما در کانادا که کشور بزرگي است و چندين برابر يوگسلاوي مساحت دارد، وقتي براي اينکه ببينند اهالي فرانسوي زبان کانادا که در ايالت کبک زندگي مي کنند مي خواهند از کشور کانادا جدا شوند يا خير، رفراندوم برگزار کردند، اکثريت مردم کبک راي به عدم جدايي از کانادا دادند.چرا؟ چون در آنجا حقوقشان رعايت مي شود و يک حکومت دموکراتيک بالاي سرشان است. اما در يوگسلاوي سابق يک حکومت دموکراتيک وجود نداشت و با اعمال فشار ملت را زير يک پرچم جمع کرده بودند. همين که فشار برداشته شد قوميت ها پراکنده و به کشورهاي مختلف تجزيه شدند.

احتمال سوءاستفاده هاي خارجي از مطالبات قومي تا چه حد زياد است؟
هميشه و در همه جاي دنيا ممکن است از مطالبات قومي سوءاستفاده شود. اما ما براي اينکه اين سوءاستفاده ها نشود بايد بهانه به دست بهانه گيران ندهيم. ما بايد علت را از بين ببريم نه اينکه با معلول برخورد کنيم؛ عللي که باعث مي شود شهروندان به کشور پشت کنند و چشم به نيروهاي خارجي و اجنبي بدوزند. بايد اين علت را از بين ببرد.

کلي ترين مطالبات اقوام ايراني چيست؟
دموکراسي، عدالت و برادري و اينکه همه داراي حقوق مساوي باشند. همچنين اينکه توسعه متوازي در کشور جاري و ساري باشد، نه اينکه فقط بعضي از مناطق کشور مورد توجه باشند و مناطق ديگري از هرگونه مولفه اي براي توسعه محروم باشند.

شما به بحث فدراليسم تا چه اعتقاد داريد؟
به نظر منفدراليسم يک بحث اساسي امروز است.عدم تمرکز، قطعا يکي از راه هاي مديريت نوين است. يعني در حقيقت تمرکز ديگر جواب نمي دهد. در عوض ما شاهديم کشورهايي که با مدل فدرالي اداره مي شوند، از پيشرفت قابل توجهي برخوردار هستند. نمونه هاي آن هم در کشورهاي پيشرفته صنعتي ديده مي شود. چارچوب و سرحدات کشور بايد حفظ شود، اما در قالب تماميت ارزي کشور مي توان اختياراتي به ولايات و ايالات داد تا بتوانند در
جهت توسعه ملي تصميم بگيرند و از روش هاي ديوان سالار و بوروکراتيک رها شوند.

Posted on November 27, 2006, in Farsi and tagged . Bookmark the permalink. Leave a comment.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

%d bloggers like this: