موضع احزاب کردستان ایران در قبال “ویراست دوم منشور جنبش سبز

موضع احزاب کردستان ایران در قبال “ویراست دوم منشور جنبش سبز”

مهدی کروبی و میرحسین موسوی قبل از آنکه‌ خود را در زندان حشمتیه‌ متعلق به‌ سپاه‌ پاسداران بیابند، با رایزنی و مشورت با مشاورینشان، پلاتفرم جدید جنبش سبز را تهیه‌ و تدوین کرده‌بودند که‌ پس از بازداشت از سوی حاکمیت، این منشور یا پلاتفرم تازه‌ منتشر شد. احزاب کردستان ایران مواضع و دیدگاههای خود را پیرامون “ویراست دوم منشور جنبش سبز” بدین شرح ارائه‌ دادند:

خالد عزیزی دبیرکل حزب دمکرات کردستان، در مصاحبه‌ای اختصاصی با “باس” بعنوان مقدمه‌ای در ارتباط با موسوی و کروبی ابراز داشت: “قبل از آنکه‌ به‌ جزئیات منشور دوم موسوی و کروبی اشاره‌ کنم، برای تحلیل و ارزیابی واقع بینانه‌ باید ابتداا تعریف مختصری از جنبش سبز و جایگاه‌ این اشخاص ارائه‌ دهیم. جنبش سبز از یک سو ماحصل واکنش موسوی و کروبی به‌ نتایج انتخابات ریاست جمهوری و از دگر سوی نتیجه‌ی تداوم اعتراض و نارضایتی توده‌های مردم به‌ ستوه‌آمده‌ی ایران بود که‌ از این فرصت بهره‌ جسته‌ و به‌ خیابان آمدند. گرچه‌ موسوی و کروبی بعنوان سمبل جنبش سبز درآمده‌اند، اما با این وجود هم، این جنبش در قالب حزب یا گروه‌ خاصی تعریف نمی شود و حامل شعارها و دیدگاههای متنوعی است که‌ خود نمود یا تجلیگاه‌ جامعه‌ی سیاسی ایران است. بنابراین باید بر اساس این واقعیت، منشور دوم موسوی و کروبی را مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار دهیم. جوهر و محتوای منشور ادامه‌ی سیاست و پروژه‌های ناقص خاتمی است که‌ عبارت است از اصلاحات و تغییر گام به‌ گام در جمهوری اسلامی”. دبیرکل حزب دمکرات کردستان که‌ از همان ابتدا مردم را به‌ شرکت در آخرین انتخابات ریاست جمهوری ترغیب کرد و در مراحل بعدی حمایت صریح خود را از جنبش اعتراضی مردم اعلام نموده‌ است، در ارتباط با این منشور ابراز می دارد:”در جوهر این منشور نکات خوب بسیاری نهفته‌ است که‌ بمثابه‌ی حداقلی از وجه‌ اشتراکات در مقطع کنونی جنبش توده‌های مردم ایران، میتواند بعنوان سرآغازی جهت گشایش باب تفاهم و تساهل بیشتر در آینده‌ کمک نماید. بدون تردید این منشور نقایص و کاستیهایی هم دارد که‌ برای موسوی و کروبی که‌ در بازداشت به‌ سر میبرند، بیش از این نمیتوان انتظار داشت”. عزیزی در ارتباط با نقش کردها و همچنین رویکرد این پلاتفرم نسبت به‌ قضیه‌ی کرد در مصاحبه‌ی اختصاصی خود با (باس) اظهار داشت:”ما باید این واقعیت را هم بپذیریم که‌ علیرغم فداکاری و جانفشانی بیشمار، مسئله‌ی کرد در ایران بسیار به‌ حاشیه‌ رفته‌ و کردها هم به‌ تنهایی نمیتوانند این رژیم را ساقط کنند”.

ایشان در ارتباط با نکوهشها‌ و ایرادهایی که‌ از سران جنبش سبز گرفته‌ میشود دال بر اینکه‌ آنها همان مجریان و مدیران سابق جمهوری اسلامی ایران هستند، میگوید: “ما نباید نویسندگان این منشور را از این زاویه‌ بنگریم که‌ آنها نخست وزیر و رئیس پارلمان بوده‌اند و بگوییم که‌ تفاوتی با جریان حاکم ندارند. ما باید اینگونه‌ بیندیشیم که‌ جامعه‌ی ایران در حال تحول است و اکثر افرادی که‌ روزگاری کارگزار این رژیم بوده‌اند، اینک بدان اعتقاد ندارند”. دبیرکل حزب دمکرات کردستان در ارتباط با رخدادهای اخیر ایران ابراز داشت: “همینک جنبشی در ایران در جریان است، باید از این فرصت حسن استفاده‌ نماییم و توده‌های مردم کردستان باید بر اساس ظرفیت و قابلیت خویش و با شعارهای درخور و عملی در این جنبش شرکت نمایند و از این طریق بر دیگر منشورهای رهبران جنبش تاثیر بگذارند. ما اگر با جنبش همراهی بکنیم مطمئنا تاثیرگذار خواهیم بود، اگر هم در حاشیه‌ باشیم و به‌ قضایا به دیده‌ی سیاه‌ و سفید بنگریم و تصور کنیم آنها نیز باید بمانند ما بیاندیشند، دوباره‌ به‌ حاشیه‌ خواهیم رفت”. خالد عزیزی برای آنکه‌ کردها متضرر نشوند و بتوانند برحسب ثقل و توانمندیهای خود در معادلات آینده‌ی ایران سهیم باشند بر این تصور است که ‌”بهترین کار آن است که‌ ما باید با هم همصدا باشیم و بعنوان کرد در عرصه‌ی سیاسی ایران موضع واحدی اتخاذ کنیم”.

عمر ایلخانی زاده‌ دبیر اول کومله‌ی زحمتکشان کردستان هم در مصاحبه‌ی اختصاصی خود با (باس) در ارتباط با شعارهای جنبش سبز و مطالبات مردم ابراز داشت: “در دو سال اخیر بر همگان آشکار گشت که‌ شعارها و مطالبات بخش کثیری از معترضان و تظاهرکنندگان ایرانی با این منشور در تضاد است. من فکر میکنم جنش سبز که‌ متعلق به‌ اصلاح طلبان درون حکومتی است باید از جنبش دمکراسی خواهی منفک گردد، گرچه‌ در مخالفت با حاکمیت انحصارطلب وجه‌شباهتهایی دارند، اما اهداف و مطالبات واحدی ندارند و بویژه‌ برنامه‌های مختص به‌ آینده‌ی این دو جریان باهم متفاوت است”. ایشان پلاتفرم تازه‌ی جنبش سبز را از این منظر به‌ نقد می کشد که‌ این منشور به‌ ارزشهای دمکراسی اهمیت نداده‌ و همچنان خواهان حکومتی دینی است و بر این اعتقاد است که‌ ویراست دوم جنبش سبز چیزی برای ملیتهای ایران در چنته‌ ندارد و همان حرفهای منسوخ حاکمان ایرانی را بازگو میکند که‌ (قوم ایرانی هستند و بخشی از ملت ایران به‌ شمار میروند). نپذیرفتن وجود ملیتهای جداگانه‌ در ایران، فروپاشی یکی از ستونهایی است که‌ دمکراسی ایران میتواند بر آن استوار و تثبیت گردد”. ایلخانی زاده‌ بر این باور است که‌ “منشور دوم سبز آکنده‌ از نصایح و پندهای اخلاقی است و اینگونه‌ ابهام گوییها با هدف خدعه‌ و نیرنگ است. تنها در یکجا از حقوق بین المللی انسان صحبت به‌ میان آمده‌ است، بدون آنکه‌ از پذیرش ضمیمه‌های حقوق بشری صحبت کند، اینهم عمدی بوده‌ است تا برای مثال خود را به‌ حقوق زنان و حقوق ملیتها ملتزم نکنند. چراکه‌ اینگونه‌ حقوق بیشتر در ضمیمه‌ها و مکملهای حقوق بشری آمده‌ است”.

ایشان در خاتمه‌، دیدگاه‌ خود را در رابطه‌ با منشور دوم سبز اینگونه‌ بیان کرد: “تصور میکنم این منشور اگر بدنبال تحقق برخی اصلاحات در حاکمیت باشد، از چارچوب قوانین کنونی ایران تجاوز نخواهد کرد و در واقع خواستار جمهوری اسلامی به‌ اصطلاح اصلاح شده‌ است. این هم با دمکراسی و مبانی آن منافات دارد. هرگونه‌ توهمی در راستای ایجاد جمهوری اسلامی اصلاح شده‌ را به‌ زیان می بینم و این خود به‌ ایجاد موانع فراروی جبنش دمکراسی خواهی منجر خواهد شد. از همین رو من به‌اندازه‌ای‌ که‌ منشور دوم جنبش سبز و اصلاح طلبی اسلامی را برضد‌ حاکمیت انحصارطلب میبینم، به‌ همان اندازه‌ بیشتر هم آنرا علیه‌ استقرار و تثبیت دمکراسی در ایران تلقی میکنم و این جای پشتیبانی ندارد”.

مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران در مقاله‌ای تحت عنوان “در بر همان پاشنه‌ی خود می چرخد” با دیدگاهی منفی به‌ این منشور می نگرد و بر این تصور است که‌ “انتشار متن کامل نسخه‌ی دوم منشور جنبش سبز به‌ مفهوم بی توجهی به‌ خواستهای جوانان تظاهرکننده‌ی ایرانی است و ابراز میدارد که‌ این منشور بیشتر به‌ ” جملات عوام پسند و پارادوکسیکال” مزین شده‌ است و بدون آنکه‌ به‌ ناکارآمدی و ناتوانی نظام اعتراف نماید، بیهوده‌ درصدد آن است که‌ اصل نظام را از هرگونه‌ کم و کاستی مبرا نماید و آن همه‌ فساد گسترده‌، تبعیض و سیه‌ روزیهایی که‌ این رژیم برای مردم ایران و منطقه‌ به‌ ارمغان آورده‌ است را در گرایش میل توتالیتاریستی و انحصارطلبی برخی از مسئولان حکومتی خلاصه‌ نماید”. ایشان اینگونه‌ موسوی و کروبی را به‌ باد انتقاد می دهد: “اینک این آغایان بفرمایند ‌ زمانی که‌ (دین رسمی ایران، اسلام است و مذهب هم جعفر دوازده‌ امامی است و این اصل برای همیشه‌ تغییرناپذیر است) چگونه‌ آزادی و عدالت اجتماعی را در چارچوب این ماده‌ی قانونی تامین میکنند؟ نسخه‌ی منشور ادعا میکند که‌ ر‌‌أی و مطالبات مردم مأخذ و مرجع مشروعیت حاکمیت سیاسی است) در حالیکه‌ در قانون اساسی آمده‌ است (مجلس ایران نمیتواند قانونی را وضع نماید که‌ با اصول و احکام مذهب رسمی کشور منافات داشته‌ باشد) پرسش آن است که‌ اگر رأی و خواست نمایندگان مردم بر این مبنا بود که‌ قوانینی را وضع کنند که‌‌ با مبانی و احکام رسمی کشور منافات داشته‌ باشد، یا اگر مردم خواستند که‌ ایجاد موسسات و بنیادهای سیاسی کشور بر مبنای درک ایدئولوژیکی نباشند، آنهنگام چه‌ باید کرد؟ آیا مطالبات مردم مرجع خواهد بود؟ هجری در ارتباط با بی توجهی به‌ حقوق ملیتهای ایران در منشور فوق الذکر بر این تصور است که‌ در سطوری که‌ منشور بدنبال جلب اقلیتهای مذهبی و ملی است، همین جمله‌ کافی است (تلاش جهت احقاق حقوق قانونی و احترام اخلاقی به‌ اقلیتهای دینی، مذهبی و قومی) که‌ بسیار تأسفبار است، چراکه‌ این جمله‌ بجای تضمین حقوق این گروهها، بیشتر در پی رفع تکلیف از حقوق تضییع شده‌ی آنهاست و بنظر نمیرسد با این نوع برخوردها اقلیتهای دینی، مذهبی و ملی را به‌ شرکت در حکومت آتی ایران امیدوار نمود”. هجری در مورد رویکرد کنونی سران جنبش سبز بر این باور است که‌ آنها با در پیش گرفتن چنین سیاستی، از هوادارن خویش بیشتر فاصله‌ میگیرند چراکه‌ “جنبش آسیبهای ایران را نه‌ در نقش و عملکرد افراد، بلکه‌ در تمامیت نظام می بیند”.

زاگروس خسروی نماینده‌ی کومله‌ی انقلابی زحمتکشان کردستان ایران که‌ در غیاب عبدالله‌ مهتدی دبیرکل حزب، سخاوتمندانه‌ به‌ پرسشهای “باس” پاسخ داد، همچو خالد عزیزی بر این تصور است که‌” ضروری است سران جنبش و وضعیت کنونی آنها را مدنظر داشت و این جنبش همچنان زنده‌ و پویا است و نمیتوان از آنها توقع داشت که‌ کلیه‌ی خواستهای ملت کرد را مطرح نمایند”. ایشان که‌ حزب متبوعش قبل از انتخابات ریاست جمهوری خواهان تحریم انتخابات بود، اما بدنبال شکل گیری اعتراضات با جنبش سبز همصدا شدند، در مورد ابعاد منفی این منشور اینگونه‌ بیان میدارد:”همچنانکه‌ در پلاتفرم آمده‌ است میتوان دوباره‌ آنرا مورد ارزیابی و بازبینی قرار داد و همچنین نویسندگان آن بجای بکارگیری کلمه‌ی امت که‌ در طول حاکمیت جمهوری اسلامی به‌ کار رفته‌ کلمه‌ی ملت را استعمال کرده‌اند”. خسروی در خاتمه‌ دیدگاه‌ خود را اینگونه‌ بیان میکند:” البته‌ هیچکدام از بندهای پلاتفرم بخودیخود به‌ مورد اجرا درنمی آید. تا جایی هم که‌ به‌ جنبش کردستان مربوط است، نخستین گام این جنبش نشست مشترک و همکاری جهت تدوین پلاتفرمی ملی و ارائه‌ی آن به‌ جنبش آزادیخواهی و دمکراتیک مردم ایران و البته‌ حمایت از منشور جنبش سبز است”.

http://rojhelattimes.org/index.php?id=2448

Posted on June 21, 2010, in Farsi and tagged , . Bookmark the permalink. Leave a comment.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

%d bloggers like this: