Monthly Archives: February 2011

کردها و12 ماده‌ آقای رجوی روبروی ماده بدون نمره‌ آقای موسوی

کردها و12 ماده‌ آقای رجوی روبروی ماده بدون نمره‌ آقای موسوی!

27 / 2 / 2011

نزار کوهستانی: هر دو اپوزیسیون یکی برانداز ودر خارج دیگری اصلاح طلب ودر داخل ،حالا بعد از 28 سالی که‌ از تصویب طرح شورای ملی مقاومت برای خومختاری کردستان ایران در 17.8.1362 بشرح زیر می گذرد ،اجمالآ ببینیم چه‌ چیزهایی تغییر کرده‌ است .طرح شورای ملی مقاومت برای خودمختاری کردستان ایران ،البته‌ مقدمه‌اش را اینجا نیاوه‌رده‌ام .

منطقه‌ خودمختار ، تمامی کردستان ایران را شامل می گردد قلمرو جغرافیایی این منطقه‌ از طریق مراجعه‌ به‌ آراء عمومی مردم منطقه‌ کردنشین تعیین می شود
ارگان قانونگذاری در امور داخلی منطقه‌ خودمختار شورای عالی کردستان است که‌ نمایندگان آن از طریق انتخابات آزاد با رأی عمومی، مستقیم ، مساوی ومخفی انتخاب می شوند
اداره‌ کلیه‌ی امور منطقه‌ خومختار کردستان ایران بجز اموری که‌ ذیلآ در صلاحیت دولت مرکزی شناخته‌ می شود در صلاحیت ارگانهای خودمختاری است
تعیین عالی ترین ارگانها برای اداره‌ این امور و نظارت بر فعالیت آنها بعهده شورای عالی کردستان است
حفظ انتظامات داخلی منطقۀ خومختاربعهدۀ ارگانهای خومختاری است که‌ نیروی متناسب برای این امر را با مراعات مادۀ 2 طرح حاضر سازمان خواهند داد
امور مربوط به‌ سیاست خارجی و روابط خارجی ، امنیت سراسری جمهوری ودفاع ملی ( شامل حراصت از مرزها ، حفظ تمامیت ارضی وحدت جمهوری) در صلاحیت دولت مرکزی است . ارتش در منطقه‌ خودمختار کردستان نیز مانند  دیگر نقاط  ایران حق دخالت در امور انتظامی را ندارد
امور مربوط به‌ تجارت خارجی گمرکات ، تعیین نظام پولی ومالی کشور ، انجام وظایف مربوط به‌ بانک مرکزی ، تنظیم بودجه‌ عمومی و برنامه‌های اقتصادی که‌ اهمیت سراسری دارند و یا مستلزم سر‌مایه‌گذاریهای کلان هستند در صلاحیت دولت مرکزی است . اداره‌ سایر امور اقتصادی منطقه‌ خودمختار در صلاحیت ارگانهای خودمختاری است
بهره‌ برداری از منابع طبیعی و ثروتهای عمومی کشور که‌ اهمیت سراسری دارند در صلاحیت دولت مرکزی است که‌ به‌ نفع همه مردم ایران صورت می گرد . در منطقۀ خودمختاری کردستان ارگانهای خودمختاری ، دولت مرکزی را در بهره‌برداری از این منابع و ثروتها یاری خواهند نمود
زبان کردی ، زبان رسمی تدریس و مکاتبه‌ی داخلی در منطقه‌ خودمختاری است و در همه‌ مراحل تحصیلی حق آموزس به‌ زبان کردی برای ساکنان منطقه‌ برسمیت شناخته‌ می سود . زبان فارسی در منطقه‌ خودمختار نیز مانند دیگر مناطق ایران ، زبان رسمی است و در مدارس همراه‌ با زبان کردی آموزش داده‌ می سود
مکاتبات اداری منطقۀ خومختار کردستان با مرکز و سایر مناطق ایران و نیز وابسته‌ به‌ دولت مرکزی در منطقه‌ خودمختار بزبان فارسی صورت می گیرد
کلیه ساکنان غیرکرد در کردستان خودمختار در اشاعه فرهنگ خود آزادند و حق آموزش به‌ زبان خود را دارند
کلیه‌ حقوق وآزادیهای مطرح در اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر و میثاقهای بین المللی مربوط به‌ آن ، نظیر آزادی عقیده‌ وبیان ، آزدی مطبوعات ، آزادی تشکیل و فعالیت احزاب و سازمانهای سیاسی ، اتحادیه‌ها و شوراهای کارگری ، دهقانی و صنفی ، انجمنهای دمکراتیک ، آزادی انتخاب شغل و معل اقامت و آزادی مذهب در کردستان خومختار همانند دیگر نقات ایران تضمین می شود ، کلیه‌ ساکنان کردستان اعم از زن ومرد  همانند ساکنان سایر مناطق ایران بدون هر نوع تبعیض جنسی ، قومی ، نژادی و مزهبی از تساوی حقوق اجتماعی و اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی برخوردار خواهند بود
نظام قضایی جمهوری واحد است و در منطقه‌ی خودمختار، دادگاهها ، طبق قوانین جمهوری و همچنین قوانین مصوب شورای عالی کردستان ، به‌ دعاوی رسیدگی خواهند نمود . نیروهای انتظامی کردستان ، به‌ دعاوی رسیدگی خواهند نمود
نیروی انتظامی کردستان خودمختار ، همانند نیروهای انتظامی دیگر نقاط کشور ضابط دادگستری بوده‌ و ملزم به‌ اجرای احکام و دستورها و قرارهای محاکم و مقامات قضایی می باشند
ارگانهای خودمختار موظفند از مداخله‌ در اموری که‌ در صلاحیت ویژه‌ی دولت مرکزی شناخته‌ شده‌ است خودداری نموده‌ ودولت مرکزی را در اجرای وظایف خویش در منطقه‌ یاری کنند  به‌ همین نحو دولت مرکزی و ارگانهای اجرایی آن از مداخله‌ در اموری که‌ در صلاحیت ویژه‌ی ارگانهای خومختاری شناخته‌ شده‌اند ممنوعند و باید ارگانهای خودمختاری را در انجام وظایف خویش یاری رسانند
دولت مرکزی در اجرای وظایف خود مبنی بر تأمین سریع پیشرفت و توسعه‌ کلیه‌ مناطق عقب افتاده‌ کشور ، موظف است که‌ از درآمدهای عمومی سهم بیشتری را به‌ رفع عقب ماندگی منطقه‌ خومختاری کردستان نیز تخصیص دهد
مردم منطقه‌ خومختار کردستان مانند سایر هموطنان خود در سراسر ایران از طریق قانونی و بدون هیچگونه‌ تبعیض در اداره‌ امور کشور مشارکت خواهند نمود

حال می بینیم که‌ اشاره‌ آقای موسوی بیشتر در سطور آخر ماده‌ هشتم نهفته‌ است

.
دوستان عزیز علاقمند می توانند قبل از نزدیک 28 سال پیش سطح توقعات وخواستهای مردم واحزاب فعاڵ د ر جنبش حه‌ق طلبانه‌ کردستان ایران بخصوص حزب دموکرات که‌ طرف این طرح بوده‌ ، را هم با طرح شورای ملی مقاومت صرفنظر از انتقادات ومعایبی که‌ بر آن وارد است ، هم با سیستم فدرالیی که‌ امروزه‌  کردهای کردستان عراق از آن برخوردارند مقایسه‌ وارزیابی کنند البته‌ شرایط کمی فر‌ق می کند اما کرد هر کرد است وکردستان هم هر کردستان می باشد لذا جنبش سبز هم برای ایران فردا وهم برای گسترش و پشتیبانی کردان باید برای رسیدن ودور نماندن زیادتر از از قافله‌ بیشتر مچش را باز بکند .
در ادامه‌ این زنجیره‌ مقالات سری هه‌م به‌ چند سند دیگر می زنیم . پیروز وموفق باشید.
beyan

لزوم همگرایی بیشتر احزاب کردستان ایران و جنبش سبز

لزوم همگرایی بیشتر احزاب کردستان ایران و جنبش سبز

24/02/2011

جنبش آرادیخواهی ملت کرد در طی سالیان، پیروزیها و به طور قطع مانند هر حرکت آزادیخواهانه دیگری، شکست در کارنامه خود دارد. عوامل متعددی در به ثمر نرسیدن یک چنبش مؤثر هستند اما مهم، آسیب‌شناسی صحیح آن و تعیین تاکتیکهای متناسب با زمان خود میباشد. به گواه تاریخدانان، قدمت مبارزات حق طلبانه در کردستان ایران بر علیه حکومتهای دیکتاتوری این سرزمین (دست کم از شهریور 1321 با تشکیل جمعیت احیای کرد) از سایر جنبشها به مراتب بیشتر است ولی امروزه قوم کرد کوچکترین سهمی را در ایران برای حکومت و تعیین سرنوشت خود ندارد. نگارنده قصد مقایسه کردستان ایران با جنبشهای سایر مناطق کردنشین، مثل عراق، ترکیه، سوریه و.. را ندارم و آن را حتی قیاسی مع الفارق میدانم چون با اطمینان میتوان گفت که اگر تحولات بین المللی و حمله نظامی کشورهای غربی به عراق نبود وضعییت کردستان عراق نیز اکنون به گونه دیگری رقم میخورد. زیاد شنیده ایم که اپوزیسیون ایرانی مخالف حکومت جمهوری اسلامی از فقدان اتحاد رنج میبرند و به همدیگر اعتماد ندارند. یکی از عوامل مهم آن را سوءتفاهمات متقابل در میان اپوزیسیون میدانند که به نوبه خود در بین احزاب فارس و قومهای دیگر ایرانی چشمگیرتر است.

تشریح کامل عوامل، از حوصله این مقاله خارج است ولی به طور کلی اقوام مختلف ایرانی این نظر را دارند که فارسها در طی سالیان خود را قوم برتر دانسته اند و نظرات خود را در نوع و اداره حکومت ایران اعمال کرده‌اند در مقابل هم فارسها، حقخواهی مرزداران را با دیده تردید مینگرند و از تجزیه ایران وحشت دارند. اگر چه احزاب کردستان ایران، تجزیه را حق مشروع خود میدانند اما همیشه این را تکرار کرده‌اند که نمی خواهند از ایران جدا شوند و حتی حزب دمکرات کردستان ایران شعار خود که ”خودمختاری برای کردستان” بود را در کنگره سیزدهم حزب به ”فدرالیسم برای ایران” تغییر داد و احزاب دیگر کرد نیز این را متناوب در بیانیه ها و اظهارات خود تکرار کرده‌اند و سعادت ایرانیها را با هم زیستن نه جدا از هم زیستن میدانند. در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری ایران در سال 88 دست کم دو تن از کاندیداهای ریاست جمهوری، آقایان کروبی و موسوی با فرستادن پالسهایی(هر چند اندک) در شعارهای خود سعی در جلب حمایت آنها داشتند اما اکثر احزاب اپوزیسیون کرد با نگاهی تردید آمیز به قضیه نگریستند و ادعا کردند که جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست زیرا ما این را در دوران محمد خاتمی هم تجربه کرده ایم و آنها فقط به دنبال منافع خود هستند و حرکتهای اصلاحی نیز تحت لوای ولایت فقیه محکوم به شکست است. بعد هم با وقوع شبه کودتا در انتخابات88 و اعتراض جدی آقایان موسوی و کروبی و ایستادگی مردم در مقابل اقتدارگرایان با وجود دستگیریها و کشتارها، فصل جدیدی در تاریخ سیاسی ایران رقم خورد که کمتر کسی پیش‌بینی آن را میکرد تا جایی که آفای موسوی با ادامه اعتراضات در بیانیه ای به اعدام 5 تن از کردهای ایران اعتراض و آن را تلویحا محکوم کرد و سپس هم روزنامه کردی کلمه را منتشر نمود.

بنابراین باید دو طرف درک جدیدی از اوضاع داشته باشند و از تجارب یکدیگر استفاده کنند. چه بسا که اگر در اول انقلاب بقیه احزاب ایرانی هم مثل مناطق کردنشین رفراندوم جمهوری اسلامی(ولایت فقیه) را تحریم کرده بودند، وضعییتی کاملا متفاوت با این حکومت را در ایران امروز شاهد بودیم اما این دلیلی نمیشود که جمهوری اسلامی با تکیه بر این اختلافات فکری اپوزیسیون، حکومت سرکوبگرانه خود را ادامه دهد چرا که گلوله مزدوران جمهوری اسلامی فرقی بین ندا و ناصح نمیگذارد و تا آقای خامنه ای هم بر سر کار باشد فرقی نخواهد کرد.در این میان جنبش سبز هم باید مواضع روشنتری در قبال مسأله کرد اتخاذ نماید و این را هم بدانند که این مرزداران دلیر که در مواقع تنگی یادشان می‌افتند خواسته‌های مشخصی دارند که با سرنگونی آقای خامنه ای باید در چهاچوب ایرانی آزاد مورد بررسی قرار گیرد. احزاب کرد هم باید بدانند چه بسا که گناه آقای بنی صدر در سرکوب جنبش کردستان در اوایل انقلاب کمتر از آقای موسوی نیست و حالا همانطور که ار سر تقصیرات او گذشته اند و ایشان هم هر از چندگاهی طرف مصاحبه رادیو و تلویزیونهای کردی هست، میتوانند گوشه جشمی هم به جنبش سبز داشته باشند و با همگرایی بیشتری به مبارزه با دیکتاتور ادامه دهند، باشد تا از همین امروز با هم زیستن را برای آینده ایران یاد بگیریم

پشکو / فرانکفورت 23.02.2011

رویه های پنهان و آشکار علیه زندانیان کُرد

رویه های پنهان و آشکار علیه زندانیان کُرد

ثریا فلاح
به نقض حقوق بشر کُردها در ایران نمی‌توان پرداخت مگر دیده‌بان حقوق بشر کُرد با گزارشگرانش حضور یابند. لیستی است بالابلند، از این روی، بندی از آن که عوارضش تآثیر مستقیم بر جان فعالان در بند دارد برگزیدم. تحلیلی است گزارش گونه هر چند کوتاه. گزارش‌های نقض حقوق بشر فعالان کُرد بیانگر فشارهای همه جانبه و نقض گسترده و وسیع حقوق انسانی آنان به طور سیستماتیک می‌باشد. این واقعیت تلخ در طول بیش از سه دهه از حیات جمهوری اسلامی در ایران قابل رویت است و امروز به دلیل آگاهی افراد از جوانب مختلف نقض حقوق بشر و گسترش رسانه‌ها خود را به شکل واضح تری نشان می دهد.

sorya-falah-335.jpgدر گزارشات زیر من به مورد آن اشاراتی خواهم داشت ولو اینکه بررسی موارد نقض حقوق بشرزندانیان و فعالان کُرد نیاز به کار عمیق تری دارد و قطعآ هدف یک گزارش موردی نیست. با اینکه تک تک افراد و حتی دستگیری هایی که پس از بازداشت آزادی در پی دارند مواردی است که نبایست فراموش شوند اما بیشتر هدف بررسی وضعیت موجود و علل آن است.گزارشات نقض حقوق بشر کُردها در ایران بالاخص در استان کُردستان وضعیت حاد نقض حقوق بشر شهروندان کُرد فعالان مدنی،سیاسی ،کارگری دانشجویی وزنان ،ادامه روند کشتار سیستماتیک و بی رویه زندانیان سیاسی ،وضعیت سلامتی دانشجویان دربند،بازداشت شهروندان کُرد در شهرهای مختلف ،مرگ های مشکوک زندانیان سیاسی به اشکال نامعلومی که بازپرسان دادسرا ها حاضر به پاسخگویی نیستند، و بی توجهی مسئولان نسبت به اعتراضات، درخواستها و پیشنهادات سازمانهای بین المللی حقوق بشری در رابطه به وضعیت کُردها نگرانی های بسیاری را در فعالان و کنشگران خارج از ایران پدید آورده است. طبق گزارش سازمان عفو بین الملل و و همچنین رپورت ویژه فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشرو گزارش ویژه دیده بان حقوق بشر بشرفشارهای زیادی بر فعالان و کنشگران مدنی وسیاسی کُرد وارد می شود.

خطر بالا رفتن آمارها و ارقام:

با نگاهی سطحی به آمار ارائه شده توسط سازمان حقوق بشر کوردستان(1) خبر گزاری حقوق بشر ایران رهانا (2)و طبق گزارشارت ماهیانه صدای کُردها(3) و دفتر پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی به تبعیض و خشونت ساختاری و سیستماتیک علیه کَردها پی می بریم. خبرناگهانی اعدام حسین خضری زندانی سیاسی کَرد به اتهام «تبلیغ علیه نظام و همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام»در حالی که شکنجه شده بود و قبلآ نیزاعلام کرده بود که وی در بازداشتگاه مراکز متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کرمانشاه و ارومیه و همچنین در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، برای اقرار و اعتراف تلویزیونی شکنجه شده است بار دیگر نگرانی نسبت به سایر زندانیان دربند کَرد در زندان ارومیه ازجمله حبیب‌الله گلپری‌پور،‌ سامی حسینی، جمال محمدی، رشید آخکندی و حبیب‌الله لطیفی و خانوادهَ آنان را افزایش می دهد این در حالی است که سازمان عفو بین‌الملل در ماه نوامبر طی بیانیه‌ای، ضمن ابراز نگرانی از اعدام قریب الوقوع حسین خضری شهروند کُرد ایرانی، از همگان خواست تا برای توقف اعدام او وارد فعالیت فوری شوند. و زندانیان سیاسی دیگر از جمله حبيب‌الله گلپری‌پور، حسين ميرزايی، علی‌احمد سليمان و احمد تموئی در ماه گذشته در اعتراض به انتقال ناگهانی وی دست به اعتصاب غذا زدند و خود به سلولهای انفرادی منتقل شدند.

به لیست بلند بالا و عدد سه رقمی زندانیان کورد بر می خوریم. به گزارش تایید سریع و بدون تغییر احکام دادگاه بدوی در محاکم تجدیدنظر و دادگاه‎های دیوان عالی کشور پرونده‎های ساختگی از سوی دستگاه‎های امنیتی ، برگزاری محاکمه‎های مخفی، نامتعارف بودن روند بازجویی برمی خوریم.به اسامی ای که بارها تکرار می شوندوگاه اسامی ای که هرگزنشنیده ایم و از آنان خبر نداریم. رهانا در لیست ۶۵۷ نفره خود که به طور یقین لیست کاملی از دستگیر شدگان و زندانیان سیاسی ایران نیست شماره فعالان کُرد را ۱۶۲ نفر ثبت کرده است. این رقم به تنهایی معادل ¼ کل زندانیان سیاسی ایران است که طبق آمار رسمی جمهوری اسلامی در زندان به سر می برند. اگر به این رقم اسامی افرادی که تنها توسط افراد خانواده ها و فعالان کُرد که به کار،تحصیل ، زندگی خانوادگی و از همه مهمتر جان خود را برای اطلاع رسانی موارد نقض حقوق بشر در ایران و کَردستان به خطر می اندازند و خبر دستگیری آنان تا مدتها به گوش کسی نمی رسد را در نظر بگیریم به اعداد چهار رقمی بر می خوریم. اگر تصور کنیم که این عدد کمتر از تعداد واقعی زندانیان کُرد است واحکام این افراد (که غا لبآ چند سال است ) را از ۶ ماه کمترین –تا ۱۶ سال و بیشتر محاسبه کنیم به چند قرن زندانی فعالان کُرد بر می خوریم.این در صورتی است که احکام محکومین به اعدام که در شمارش و اضافه کردن عددی آن عاجزم را از لیست خود جدا سازیم.در یک بررسی ساده به موارد سلب متهمین سیاسی ازحقوق اولیه همچون معرفی وکیل مدافع، نگهداری طولانی مدت دربازداشت‎گاه‎های مخفی و غیرقانونی و تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی، می رسیم.و عدم پاسخگویی به خانواده ها یی که فرزندانشان به طور مشکوکی در زندان مرده اند.

در اغلب شهرهای کُردنشین بالآخص سقز و سنندج بیشتر فعالان مدنی یا مجبور به ترک وطن و فرار از کُردستان یا بعضآ ایران شده اند یا در بازداشت به سر می برند، فعالانی که در امور اجتماعی ،سیاسی ،هنری فعال ودر یادبود از دست رفتگان در کنار خانواده های آنان بوده اند . در بعضی از شهرها تعداد زندانیان سیاسی عدد بزرگتری را نشان می دهد خبر گزاری داخلی سقز (ناوه‌ندی هه‌واڵنێریی سه‌قز) (4) در ماه آذر گزارش خود را با اسامی زندانیان زندان مرکزی سقز منتشر کرد. ۳۷ زندانی که به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط با احزاب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در زندان به سر میبرند. اسامی آنان را می توانید در بخش پاورقی این مصاحبه مشاهد ه کنید5

این رقم تنها درشهری با جمعیت حدود ۵۰/۱ جمعیت ۱۱ میلیونی کُردها ی تمام ایران می باشد رقم بالایی است. پس از سرکوبهای شدید چند دوره ای کُردستان بسیاری از اکراد تلاش کردند که خود را در مسائل سیاسی مداخله ندهند وبه مسائل فرهنگی ، زیست محیطی ،علمی یا هنری روی آوردنداما تفاوت زیادی در میزان دستگیری و اتهامات محاربه و افساد و مفسد فی الارض نکرد. .به لیست متخصصین و دانشمندان در بند نگاه می کنید به برادران علایی (دکتر کامیار و آرش علایی )بر می خورید. در صفحه مربوط به زندانیان اهل سنت به اسامی عثمان عبدی” و “یاسین قادری” از شهر بانه می رسیم،در فعالان زن روناک صفارزاده با حکم ۶ سال و ۷ ماه ، زینب بایزیدی با محکومیت به ۴ سال حبس تعزیری برای فعالیت های خارج از هرنوع خشونت در کمپین یک میلیو ن امضا احکام و اعداد بزرگی است. جالب توجه است که حتی از چند نفر زندانی تبعه خارج حداقل سه نفر آنان کرد هستند. (جمهور اوزگور ،شاکر باقی و خلیل مصطفی رجب )

احکام رسمی اعدام:

اکنون پس از اعدام فعال سیاسی کُرد حسین خضری هنوز ۱۶ نفر دیگر از زندانیان سیاسی کرد در آستانه‌ی اعدام و در انتظار نجات از طناب دار هستند. این در حالی است که اعدام‌های گسترده کردها درماه‌های گذشته و با توجه به فضای ملتهب ایران همچنان جان فعالان کُرد راتهدید میکند.
اسامی این ۱۶ فعال سیاسی عبارتند از: ، زینب جلالیان ، حبیب‌الله گلپری‌پور، ، مصطفی سلیمی، حبیب‌الها لطیفی ، شیرکوه معارفی، رشید آخکندی، انور رستمی، رستم ارکیا، سید جمال محمدی، سید سامی حسینی، حسن طالعی، عزیز محمد زاده، ، عبدالله سروریان،.. جمهوری اسلامی به هیچ کُردی نمی تواند اعتماد کند .به طوری که شنیده ام کسی مانند عبدالله سروریان هم‌اکنون در زندان سنندج و دارای سابقه‌ی بیست و پنج سال خدمت در ارتش جمهوری اسلامی ایران است اما پرونده به دیوان عالی کشور ارجاع داده شده است. لقمان و زانیار مرادی که به اتهام “محاربه” و “مفسد فی الارض” به اعدام در ملاءعام محکوم شده اند، چند روز قبل از محل نگهداری خود به سایر بندهای زندان رجایی شهر و مکان نامعلومی منتقل شده اند. اکنون همه نگران اجرای مخفیانه آنها هستیم.

. اتهام بعضی از این افراد مانند، حبیب الله گلپری تنها به همراه داشتن چند جلد کتاب بوده‌است. وضعیت زینب جلالیان نیز جای نگرانی بسیاری دارد. او از سال ۲۰۰۷ در زندان های مختلف به سر می برد و از او خبر زیادی در دست نیست اما طبق گزارشات رسیده بر اثر شکنجه‌های فراوان و وارد کردن ضربات سنگین بر سرش هر دو چشمانش روز به روز ضعیف‌تر گشته و به نظر می رسد که هنوز در زندان کرمانشاه است. .دانشجویان بسیاری در کردستان از ادامه تحصیل محرومند. هوشنگ شانوازلو ، فرزاد علی سلطانی ، کاظم کاظمی نسب، شروین اسدی، محمد حمیدی، رسول حسینی، مهدی کهبر ، سینا روشنی،سید شهاب الدین فاضلی، حمزه حسنی و پریا نیکبین دانشجویانی هستند که در ماه‌های گذشته در کردستان از تحصیل منع شده‌اند.

احکام غیر رسمی اعدام:

موارد زیادی از اعدامهای غیر رسمی دارم که در مواردی فعالان حقوق بشری را در بر میگیرد مانند مرگ مشکوک ابراهیم لطف الهی دانشجوی (6) حقوق دانشگاه پیام نور سنندج و چندین مورد اعلام شده دیگر.

موارد دیگری از احکام اعدام وجود دارد که به دنبال مجازاتهای بدون دادگاه،بدون دستگیری و بدون وکیل صورت می گیرد که قویآ نیازمند توجه محافل بین المللی است که من آن را اعدام مردم و شهروندانی که برای کسب و کار و زنده ماندن تلاش می کنند می نامم. کشتن و تیراندازی کردن به کولبرهای مرزی که غالبآ پیرمردان و نوجوانان پسر هستند جز یک دادگاه صحرایی غیر انسانی نیست. این مبحث را به دلیل اینکه در چارچوب پرسش طرح شده نیست به یک بررسی موشکافانه تر واگذار می کنم.

-معاملات غیر عادلانه:

ماه گذشته پس از اقدامات زیادی که توسط وکیل حبیب لطیفی- دانشجوی زندانی سیاسی کَرد- مردم شهر،افراد خانواده وی و سایرفعالان و سازمانهای حقوق بشری داخل و خارج از کشور حکم اعدام حبیب اجرانشد. اما عده زیادی بازداشت و دستگیر شدندد در میان بازداشتی ها سه تن از برادران حبیب، زن برادر حبیب، و بیش از ۵ تن دیگر که برای اظهار خوشحالی و همدلی به منزل حبیب رفته بودند بازداشت شده‌اند. پدرام نصراللهی فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق، هاشم رستمی فعال کارگری، زاهد مرادیان فعال کارگری، محمود محمودی روزنامه نگار، سعید ساعدی روزنامه نگار، حمید ملک الکلامی فعال محیط زیست، هیوا مسعودی، یحیی قوامی، واحد مجیدی زندانی سیاسی سابق، ژیان ظفری زندانی سیاسی سابق، فاطمه اردلان،و مهندس افشین شیخ الاسلامی وطنی . بسیاری از آنان قبلآ زندانی بوده اند فردی مانند مهندس افشین که مهندس عمران وعضو انجمن های محیط زیست شهر سنندچ است قبلآ نیز دو بار دستگیر شده است. خبر آزاد شدن بعضی از آنان به دستمان رسیده اما هنوز وضعیت همگی مشخص نیست. و نیز در نهایت اعدام حسین خضری را به دنبال داشت

هر توقف حکم اعدام به دنبال خود دستگیری ها و اجرای حکم اعدام دیگری را در پی دارد. بالاخص اگر این احکام در زمانی باشد که تعطیلاتهای رسمی و اعیاد در خارج از کشور باشد.جمهوری اسلامی از هر غفلت فعالان حقوق بشر سوءاستفاده می کند. اعدام فرزاد کمانگر و یارانش در روز مادر و روز جهانی معلم، خبر تآیید حکم حبیب در ایام کریسمس، و اجرای حکم اعدام خضری در سکوت پس از عدم اجرای حکم حبیب و در نخستین روزهای سال نو بیانگر این مسئله است. این مسائل ایجاد فضای رعب و وحشت برای سایر زندانیان و خانواده‎ زندانیان سیاسی و عقیدتی و فعالان بالفعل و بالقوه پدید آورده است.

احکام طولانی:

همچنین در بیشتر موارد احکام صادره از سوی دادگاه انقلاب اعداد بزرگی را نشان می دهد. جمال امین زاده یکی از آنان است. او در سن ۱۵ سالگی به اتهام عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون کرد دستگیر از سنین نوجوانی در زندان گنبد کاووس در حبس به سر می برد با گذشت یک دهه و نیم از دوران محکومیت خود بدون هیچ گونه مرخصی و ملاقاتی همچنان سالهای زندان در تبعید را سپری می کند.جمال به دلیل محرومیت از داشتن وکیل، فوت پدر و مادر،غیبت گزارشگران عملا کسی را در بیرون از زندان جهت پیگیری وضعیت پروندەاش ندارد و طی این سالها دوران حبس را بدون هیچ گونه مرخصی و ملاقاتی گذرانده است.همچنین مواردی دیده می شود که دادگاههای تجدید نظر تنها بعضآ و جزآ به آن رسیدگی می کنند. مانند موارد هيوا پورمند، وهاب فتاحی و قادر قنده در زندان مهاباد که هر کدام به شش سال حبس محکوم شده اند که اين حکم در دادگاه تجديد نظر استان آذربايجان غربی به پنج سال کاهش يافته است.همچنین جمهوری اسلامی برای هر تست افکار عمومی در ایران به قربانی کردن کُردها می پردازد..

فعالان مذهبی:

همچنین در کنار دستگیری و احکام صادره برای فعالان حقوق بشر و سیاسی کُرد گزارشهای دستگیری و تحت فشار بودن فعالان مذهبی نیز دیده می شود. روحانیان اھل سنت به خاطر تبليغ آموزه ھای اھل سنت در کردستان دستگير می شوند و در بسیاری موارد باتهدید و ارعاب از کار خود برکنار می شوند.

وضعیت روزنامه نگاران در بند:

روزنامه نگاری در کُردستان به رفتن میان کشتزار مین توصیف شده است. کلیه روزنامه نگاران ،وبلاگ نویسان وخبر نگاران کُرد پیش یا پس از توقیف روزنامه ،مجله ،هفته نامه یا وبسایتشان روانه زندان شده اند.بنا بر گزارش گزارشگران بدون مرزدر سال گذشته بیش از ۱۰ روزنامه نویس کُرد هنوز در زندان به سر می برند دستگیر شده وبسیاری مجبور به ترک وطن شده اند.

تکلیف صاحبان ، سردبیران ، نویسندگان و.. روزنامه و هفته نامه آشتی(ئاشتی)، (رۆژهەڵات)، (ئاسۆ)، (كەرەفتوو)، (هاوار)، (پەیامی كوردستان)، (پیام مردم)، (راسان)، (ژیوار)، (كوردستان)، (نەدای جامیعە)، (نەدای دانشجو)، (خاتوون)، (رۆژا نوو)، (زیلان) وکلیه مطبوعات دانشجویی و دانش آموزی در دانشگاه و مدارس تعطیل شده اندچیست ؟ قطعآ هر کدام به نحوی تحت فشار هستند.در حال حاضر تنها هفته نامه (سیروان) بە زبان کُردی اما توسط مدیریت جدید ،اخراج کلیه اعضا و کارکنان آن و استخدام افراد جدید و با پشتیبانی استانداری سنندج چاپ می شود.مجله (زرێبار) نیز به دلایل نامعلوم تعطیل است.این هم در نوع خود نه تنها نقض حقوق شهروندی ، و محدودیت و نابودی منابع معتبر برای دسترسی به مسائل کُردها است بلکه ایجاد بیکاری و و جو نامساعد سایر آسیب های اجتماعی است. دكتر صلاحالدین خدیو جایزه سال کانون روزنامه نگاران کردستان ایران و از اعضای شورای سیاستگذاری نشریه روژهه لات از وضع بحرانی چاپ و نشر در کُردستان در مصاحبه ای اذعان داشت که .بیشتر این روزنامه ها و هفته نامه ها حاصل دوران خاتمی بودند. اکنون هیج روزنامه ونشریه مستقلی نداریم .
بیش از ۱۰ روزنامه نویس کُرد در زندان هستند. یکی از برجسته ترین شخصیت های حقوق بشری که به نام پدر حقوق بشر کُرد از او نام برده می شود و اکنون کارزاری جهانی برای کاندیداتوری ایشان برای جایزه صلح نوبل به راه افتاده است محمد صدیق کبودوند است. ایشان جایزه هملن همت که به نویسندگان تحت آزار و اذیت تعلق می گیرد، برای فعالییت های حقوق بشری شان دریافت کرده اند. کبودوند بدلیل نوشته هایش هم اکنون در حال گذراندن محکومیت یازده ساله خود در زندان است. وی در شرایط جسمی وخیمی قرار دارد و نیازمند مراقبت های اضطراری پزشکی است .

کبودوند در سال ۲۰۰۵ سازمان حقوق بشر کردستان را با هدف حمایت از حقوق کردهای ایران بنیانگذاری کرد. این سازمان سپس گسترش پیدا کرد و ۲۰۰ گزارشگر را در سراسر کردستان ایران در بر گرفت. آنها گزارش های دقیق و به موقعی از منطقه تهیه می کردند که در روزنامه بنام پیام مردم که اکنون تعطیل شده منتشر می شد. کبودوند مدیر مسئول و دبیر این نشریه بود. کبودوند با فعالیت های حقوق بشری و خبرنگاری خود نقشی اساسی در ایجاد شبکه جامعه مدنی برای جوانان و فعالان کرد داشت. او همچنین نویسنده سه کتاب بوده است: “نیمه دیگر” درباره حقوق زنان، “برزخ دمکراسی” و “جنبش اجتماع. صدیق خوشبختانه به نامزدی جایزه صلح نوبل برگزیده شده است.(7)

همچنین شخصیتهای شناخته شده ای مانند عدنان حسن پور که جایزه‌ی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۰۷ ازسوی سازمان گزارشگران بدون مرز به او تعلق گرفت و درحال حاضر در سنندج زندانی ست. دوست و پسرخاله ی او ھيوا بوتيمار، که فعال محيط زيست است، در دی ماه ١٣٨٥دستگير شد. ھردو آنھا در خرداد ١٣٨٦ پس از گذراندن چندين ماه در بازداشت انفرادی، به اتھام محاربه محکوم به اعدام شدند. اين احکام بعدا به ترتيب به ١۶ سال و ٨ سال زندان کاھش يافت.

،مختار زارعی ، عباس جلیلیان، علی محمد اسلامی پور و چندین تن دیگر از ژورنالیستهای رسمی و غیر رسمی، مکرر بازداشت شده و یا احکامی در انتظارشان است. همچنین پرونده های افرادی مانند صدیق مینایی، بهمن توتونچی ،نوشین محمدی و انور ساعد موچه ای ،کیوان مهران ،آکو کردنسب و پخشان عزیزی در دادگاه باز هستند
محمد صالح نیکبخت وکیل کُرد مقیم تهران که از اعضای انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران است و وکیل بسیاری از روزنامه نگاران دستگیر شدهَ کَرد است علت این دستگیری ها و بستن روزنامه و نشریات کُردی را کُرد بودن آنان اعلام کردو اتهامات وارده بر آنان را بی اساس خواند. وبه دین ترتیب جمهوری اسلامی ایران در محدود کردن و زندانی کردن روزنامه نگاران و گزارشگران کُرد از هیچ تلاشی کوتاهی نکرده است و به هدف خود رسیده است.

اینگونه محاکمه های فوری ومحکومیت فعالان کَرد به اعدام توسط مقامات ایرانی نشانه بی اعتنایی کامل آنها به مردم و موازین بین المللی حقوق بشری است. جمهوری اسلامی ایران با این کار چندین هدف را دنبال می کند واضح ترین آن پشت پا زدن تعمدی به موازین حقوق بشری و بین المللی که ایران در لیست امضا کنندگان آن است ،همچنین به استقرار حاکمیت قانون موزوعه اسلامی خود که پر از ابهامات تعریفی در رابطه با محاربه و صفوف و خطوطی است که برای تسهیل راهی که به چوبه دار یا به زندانهای طویل المدت منتهی می شود می پردازد .


1-) http://hro-kurd.net/kuindex.aspx

2-) http://www.rahana.org

3-) http://www.vokradio.com/

4-) http://saghez.org/index.php?besh=dreje&id=2032

5-)اسامی کسانی که به اتهام فعالیت سیاسی و هواداری یکی از احزاب سیاسی کرد بازداشت و دادگاهی و محکوم به‌ حبس شده اند، با ذکر میزان محکومیتشان عبارتند از:

علی امینی 4 سال زندان، جمال امینی 4 سال، کامل فتاحیان 3 سال، خلیل مصطفی رجب 15 سال، کاوه غفاری یک سال، بها الدین شهابی یک سال، مجمد منیری یک سال، اسکندر رسولی آذر6 ماه، ناصر سعیدی16 ماه، بختیار خوشنام یک سال زندان و دو سال تبعید به سیرجان، جمال عزیزی 6 ماه، محمد هردنگی 2 سال، داود ریاحی 2 سال، محمد عزیزی 6 سال، اقبال زارعی 3 ماه، عباد شیخی 9 ماه زندان تعزیری و 9 ماه زندان تعلیقی، سید حیدر حیدری6 ماه، مخمود عارفی یک سال، صلاح کسنزانی 14 ماه، میر محمودیان 18 ماه، دیاکو ستاری 6 ماه، علی قوردوی میلان 3 سال، امیر امانیان 6 ماه، محی الدین آزادی 4سال.محکومیت این افراد نامبرده‌ از سوی دادگاه انقلاب شهر سقز صادر شده است، اما اسامی کسانی که به اتهام فعالیت سیاسی از سوی مراکز امنیتی شهر سقز بازداشت شده ولی سرنوشت ایشان نامعلوم است به قرار زیر است:

حامد براتی، لقمان احمدیان، حسین رحیمیان، محمد سعید راک، محمد احدیري، عالی قادری معروف به ریبوار، ناصر محمدنژاد، رسول کریمی، ریبوار پیران نژاد، دلر روزگرد، قادر شیری.
در همین گزارش به نام شیرکوه معارفی نیز اشاره شده است که به اتهام عضویت در سازمان کومله زحمتکشان کردستان، به اعدام محکوم شده و اکنون در زندان مرکزی سقز در زندان بسر می برد.

6-) http://chrr.biz/spip.php?article12598

7-) http://rojhelattimes.org/read.php?id=2163 & http://medyanews.com/english/?p=4207

پست از: ر. ج

%d bloggers like this: