لزوم همگرایی بیشتر احزاب کردستان ایران و جنبش سبز

لزوم همگرایی بیشتر احزاب کردستان ایران و جنبش سبز

24/02/2011

جنبش آرادیخواهی ملت کرد در طی سالیان، پیروزیها و به طور قطع مانند هر حرکت آزادیخواهانه دیگری، شکست در کارنامه خود دارد. عوامل متعددی در به ثمر نرسیدن یک چنبش مؤثر هستند اما مهم، آسیب‌شناسی صحیح آن و تعیین تاکتیکهای متناسب با زمان خود میباشد. به گواه تاریخدانان، قدمت مبارزات حق طلبانه در کردستان ایران بر علیه حکومتهای دیکتاتوری این سرزمین (دست کم از شهریور 1321 با تشکیل جمعیت احیای کرد) از سایر جنبشها به مراتب بیشتر است ولی امروزه قوم کرد کوچکترین سهمی را در ایران برای حکومت و تعیین سرنوشت خود ندارد. نگارنده قصد مقایسه کردستان ایران با جنبشهای سایر مناطق کردنشین، مثل عراق، ترکیه، سوریه و.. را ندارم و آن را حتی قیاسی مع الفارق میدانم چون با اطمینان میتوان گفت که اگر تحولات بین المللی و حمله نظامی کشورهای غربی به عراق نبود وضعییت کردستان عراق نیز اکنون به گونه دیگری رقم میخورد. زیاد شنیده ایم که اپوزیسیون ایرانی مخالف حکومت جمهوری اسلامی از فقدان اتحاد رنج میبرند و به همدیگر اعتماد ندارند. یکی از عوامل مهم آن را سوءتفاهمات متقابل در میان اپوزیسیون میدانند که به نوبه خود در بین احزاب فارس و قومهای دیگر ایرانی چشمگیرتر است.

تشریح کامل عوامل، از حوصله این مقاله خارج است ولی به طور کلی اقوام مختلف ایرانی این نظر را دارند که فارسها در طی سالیان خود را قوم برتر دانسته اند و نظرات خود را در نوع و اداره حکومت ایران اعمال کرده‌اند در مقابل هم فارسها، حقخواهی مرزداران را با دیده تردید مینگرند و از تجزیه ایران وحشت دارند. اگر چه احزاب کردستان ایران، تجزیه را حق مشروع خود میدانند اما همیشه این را تکرار کرده‌اند که نمی خواهند از ایران جدا شوند و حتی حزب دمکرات کردستان ایران شعار خود که ”خودمختاری برای کردستان” بود را در کنگره سیزدهم حزب به ”فدرالیسم برای ایران” تغییر داد و احزاب دیگر کرد نیز این را متناوب در بیانیه ها و اظهارات خود تکرار کرده‌اند و سعادت ایرانیها را با هم زیستن نه جدا از هم زیستن میدانند. در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری ایران در سال 88 دست کم دو تن از کاندیداهای ریاست جمهوری، آقایان کروبی و موسوی با فرستادن پالسهایی(هر چند اندک) در شعارهای خود سعی در جلب حمایت آنها داشتند اما اکثر احزاب اپوزیسیون کرد با نگاهی تردید آمیز به قضیه نگریستند و ادعا کردند که جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست زیرا ما این را در دوران محمد خاتمی هم تجربه کرده ایم و آنها فقط به دنبال منافع خود هستند و حرکتهای اصلاحی نیز تحت لوای ولایت فقیه محکوم به شکست است. بعد هم با وقوع شبه کودتا در انتخابات88 و اعتراض جدی آقایان موسوی و کروبی و ایستادگی مردم در مقابل اقتدارگرایان با وجود دستگیریها و کشتارها، فصل جدیدی در تاریخ سیاسی ایران رقم خورد که کمتر کسی پیش‌بینی آن را میکرد تا جایی که آفای موسوی با ادامه اعتراضات در بیانیه ای به اعدام 5 تن از کردهای ایران اعتراض و آن را تلویحا محکوم کرد و سپس هم روزنامه کردی کلمه را منتشر نمود.

بنابراین باید دو طرف درک جدیدی از اوضاع داشته باشند و از تجارب یکدیگر استفاده کنند. چه بسا که اگر در اول انقلاب بقیه احزاب ایرانی هم مثل مناطق کردنشین رفراندوم جمهوری اسلامی(ولایت فقیه) را تحریم کرده بودند، وضعییتی کاملا متفاوت با این حکومت را در ایران امروز شاهد بودیم اما این دلیلی نمیشود که جمهوری اسلامی با تکیه بر این اختلافات فکری اپوزیسیون، حکومت سرکوبگرانه خود را ادامه دهد چرا که گلوله مزدوران جمهوری اسلامی فرقی بین ندا و ناصح نمیگذارد و تا آقای خامنه ای هم بر سر کار باشد فرقی نخواهد کرد.در این میان جنبش سبز هم باید مواضع روشنتری در قبال مسأله کرد اتخاذ نماید و این را هم بدانند که این مرزداران دلیر که در مواقع تنگی یادشان می‌افتند خواسته‌های مشخصی دارند که با سرنگونی آقای خامنه ای باید در چهاچوب ایرانی آزاد مورد بررسی قرار گیرد. احزاب کرد هم باید بدانند چه بسا که گناه آقای بنی صدر در سرکوب جنبش کردستان در اوایل انقلاب کمتر از آقای موسوی نیست و حالا همانطور که ار سر تقصیرات او گذشته اند و ایشان هم هر از چندگاهی طرف مصاحبه رادیو و تلویزیونهای کردی هست، میتوانند گوشه جشمی هم به جنبش سبز داشته باشند و با همگرایی بیشتری به مبارزه با دیکتاتور ادامه دهند، باشد تا از همین امروز با هم زیستن را برای آینده ایران یاد بگیریم

پشکو / فرانکفورت 23.02.2011

About Kurdish American Committee for Democracy and Human Rights in Iran(kacdhri)

Kurdish American Committee for Democracy and Human Rights in Iran On November 2005 a group of Kurdish-Americans decided to organize a committee to work on Kurdish issues in Iran and to build a relationship among Iranian opposition groups toward democracy in Iran. The following points clarified a need for organizing and helping the Iranian political parties to come together and to start coordinating their efforts We considered that: 1. Iran is not a homogeneous ethnic society and formidable Iranian opposition parties are aligned with separate ethnic groups. 2. Persians are a minority who has been the dominating power since the end of WWI and all other minority groups have revolted at some point during the 20th century and continue to do so in this century. 3.Kurdish struggle for human rights and self-determination is the longest and most mature democratic national movement in Iran, the only one to have developed a constitution for a democratic society (The Republic of Kurdistan, Mahabad 1947). 4. We considered that any political opposition to the Islamic regime without the involvement of Turkmans, Baluoch, Azeri, Kurd and Arab groups would fail. 5. Almost all Persian nationalist parties have vowed to side with the Islamic regime to “fight” minority groups and democracy. Based on the above ideas and considerations, Kurdish Americans from Iran organized a Committee for Democracy on December 2005. “Kurdish American Committee for democracy in Iran” had a sense of obligation to take an active role in organizing the Iranian opposition groups by:

Posted on February 24, 2011, in Farsi and tagged , , . Bookmark the permalink. Leave a comment.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

%d bloggers like this: