Monthly Archives: December 2013

ويديو: سخنرانى دكتر آزاد مراديان تحت عنوان روانشناسى صلح در سمينار بنياد انسان

ويديو: سخنرانى  دكتر آزاد مراديان تحت عنوان روانشناسى صلح در سمينار بنياد انسان
٢٦ سپتامبر ٢٠١٣
در١٥ دسامبر امسال و به دعوت بنياد انسان در جنوب ايالت كاليفرنيا، سمينار يك روزه اى تحت عنوان اركان اصولى و اجزاى بنيادى صلح واقعى و پايدار برگزار شد  در اين سمينار كه با حضور دكتروحيد رافتى،  دكتر على نيرى، دكتر آزاد مراديان، دكتر فرهاد ثابتان ،آقاى حبيب رياضتى و خانم دكتر نيكل جعفرى به عنوان برگزار كننده و هماهنگ كننده جلسه برگزار گرديد، موضوع صلح از زواياى مختلف مورد بررسى قرار گرفت.
در اين سمينار آقاى آزاد مراديان به بحث صلح و جنگ از ديدگاه روانشناسى پرداختند. بخش سخنرانى اين جلسه توسط دوستان بنياد انسان ضبط و در كانال يوتوب اين بنياد براى استفاده عموم آمده است. و قرار است كه بخش پايانى و پانل سوال و جواب هم متعاقبا پخش گردد.
همچنين در تماسى كه با آقاى مراديان داشتيم ، قرار شد كه متن سخنرانى  و گزيده بحثهاى ايشان براى اطلاع عموم در همين سايت و سايتهاى كميته و راديو صداى كردهاى مقيم امريكا پخش گردد.

 سخنرانان:
وحيد رافتى; آيا مي توان به صلح واقعى دست يافت؟ نقش دولت و ملت چيست؟ ,
آزاد مراديان ;مفهوم صلح از ديدگاه روانشناسى ,
على نيرى;مفهوم روشنگرايى و نقش آن در ايجاد عدالت اجتماعى،
فرهاد ثابتان; نقش عدالت اقتصادى در ايجاد صلح پايدار،
حبيب رياضتى;اجزاى يك صلح واقعى

تاريخ و محل برگزارى: يكشنبه ١٥ دسامبر ٢٠١٣,
١٠:٣٠ صبح تا ٤:٣٠ بعداز ظهر
Newport Coast Community Center
6401 San Joaquin Hills Road
Newport Coast, CA 92657
Human in the making Foundation presents
http://www.vokradio.com/content/view/1741/33
. متن كامل سخنرانى و بخش سوال و جواب هم متعاقبا اضافه مي گردد

در پى رد تاسيس جبهه متحد كرد از سوى وزارت كشور ج.ا.ايران، موسسين اين جبهه ، حزب متحد ملی را تاسيس نمودند

در پى رد تاسيس جبهه متحد كرد از سوى وزارت كشور ج.ا.ايران،  موسسين اين جبهه ، حزب متحد ملی را تاسيس نمودند. نام این نهاد هنوز به تایید وزارت کشور و شورای مرکزی نرسیده  است.   در مرامنامه اين حزب التزام  به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را جز خط مشى كارى خود اعلام نموده است.
حزب متحد ملی  در ایران موجودیت خود را اعلام کردبخش اول اساسنامه ، مرامنامه، اهداف و برنامه پیشنهادی حزب متحد ملینام این نهاد هنوز به تایید وزارت کشور و شورای مرکزی نرسیده .موسسین حزب جدید از هر پیشنهاد تکمیلی استقبال می نمایند . 1 - اساسنامهفصل اول: کلیاتماده 1: نام - نام این تشکل سیاسی- اجتماعی" حزب متحد ملی " است. ماده 2: تعریف- "حزب متحد ملی" ائتلافی است از شاخه های استانی و نهادهای مدنی که اساسنامه و مرامنامه حزب و اهداف مندرج در بیانیه فراخوان موسسین (19/9/1384) را پذیرفته و برای تحقق آن از تاریخ تاسیس به مدت نامحدود فعالیت می کند.ماده 3: اهداف – -	 مشارکت در تعین سرنوشت خود و کشور، تقویت همبستگی و اتحاد با دیگر اقوام ایرانی و همکاری با نهادهای دولتی و احزاب و سازمانهای قانونی به منظور فعالیت در مسیر احقاق حقوق آحاد ملت، احیاء و ارتقای فرهنگ ملی، استقرار دمکراسی، تامین عدالت اجتماعی و برقراری توسعه متوازن. -	همگامی ملی در تلاش برای ساختن کشوری که در آن شرایط زندگی، کار، تولید و برخورداری از حقوق کامل و برابر، برای همه شهروندان، صرف نظر از نژاد، قومیت، زبان و فرهنگ، دین و مذهب و اندیشه فراهم گردد.-	ارتقای آگاهی¬های عمومی، اعم از اجتماعی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و علمی، از راههای قانونی و مسالمت آمیز. ماده 4:	خط مشی:-	 فعالیت صلح آمیز و بدور از تنش در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی و همکاری با نهاد های دولتی، احزاب و سازمانهای موجود کشور در راه توسعه و تعالی ملی و ارتقای امنیت و رفاه عمومی .-	حمایت از آزادی تشکیل احزاب، اندیشه و بیان، مطبوعات و رسانه‌ها، اتحادیه‌های صنفی کارگران وصنعتگران، سندیکاهای کارگری مستقل، برابری حقوق زنان با مردان.-	پذیرش اصل عدم تمرکز در ساختار حکومتی و تلاش برای تقسیم مدیریت و واگذاری اداره امور محلی از طریق ایجاد ـ نهادهای دمکراتیک محلی و انتخاب نیروهای شایسته بومی در پست های مدیریتی مناطق مختلف کشور و حمایت ، تقویت و تفویض اختیار و واگذاری امور اجرایی محلی و منطقه ای به آنان.تبصره 1: حزب متحد ملی، التزام خود را به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اعلام می دارد.ماده 5: مرکز حزب متحد ملی –مرکز حزب در کرمانشاه است و دارای دفاتری در کلیه استانها و شهرستانها خواهد بود. تغیر محل مرکزیت حزب با اطلاع نهاد های مربوطه مجاز است.آدرس مرکز حزب - تا زمان دریافت مجوز عبارت است از: تهران - میدان گلها – ابتدای کاج شمالی – پلاک 113 - واحد 2 – تلفن 88969729 – کد پستی 65115-14369 (مستند به قانون احزاب)ماده 6 : گستره فعالیت – در داخل مرزهای جمهوری اسلامیماده 7: مدت فعالیت – از تاریخ تاسیس 19/9/1384 (مصادف با روز صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر) به مدت نامحدود.ماده 8: هیات موسس –1- هیات موسس عبارت اند از کلیه کسانی که در ارائه و برپائی ایده "حزب متحد ملی "، تدوین اساسنامه و تشکیل اولین شوراهای استانی ، مشارکت فعال داشته اند. 2- فعالیت هیئت موسس بر اساس ماده 7 این اساسنامه ، تا برگزاری اولین کنگره حزب خواهد بود .3- هيئت مؤسس به طور موقت دارای سخنگو، دبيرخانه و يک منشی می باشد.الف - وظایف و اختیارات هیات موسس:1 – تدوین و تصویب اساسنامه حزب و ارائه آن به اولين کنگره حزب ، جهت تصويب . 2 – سازماندهی و تشکیل شوراهای استانی.3 – شرکت در کنگره به عنوان عضو رسمی.4- کلیه وظایف و اختیارات هیات موسس پس از انقضای فعالیت آن به شورای مرکزی محول خواهد شد.

پنجشنبه ٢٦ دسامبر ٢٠١٣

حزب متحد ملی در ایران موجودیت خود را اعلام کرد

بخش اول : اساسنامه ، مرامنامه، اهداف و برنامه پیشنهادی حزب متحد ملی

نام این نهاد هنوز به تایید وزارت کشور و شورای مرکزی نرسیده  است.

موسسین حزب جدید از هر پیشنهاد تکمیلی استقبال می نمایند .

  ١-اساسنامه

فصل اول:

کلیات

ماده 1: نام – نام این تشکل سیاسی- اجتماعی” حزب متحد ملی ” است.

ماده 2: تعریف- “حزب متحد ملی” ائتلافی است از شاخه های استانی و نهادهای مدنی که اساسنامه و مرامنامه حزب و اهداف مندرج در بیانیه فراخوان موسسین (19/9/1384) را پذیرفته و برای تحقق آن از تاریخ تاسیس به مدت نامحدود فعالیت می کند.

ماده 3: اهداف – – مشارکت در تعین سرنوشت خود و کشور، تقویت همبستگی و اتحاد با دیگر اقوام ایرانی و همکاری با نهادهای دولتی و احزاب و سازمانهای قانونی به منظور فعالیت در مسیر احقاق حقوق آحاد ملت، احیاء و ارتقای فرهنگ ملی، استقرار دمکراسی، تامین عدالت اجتماعی و برقراری توسعه متوازن. – همگامی ملی در تلاش برای ساختن کشوری که در آن شرایط زندگی، کار، تولید و برخورداری از حقوق کامل و برابر، برای همه شهروندان، صرف نظر از نژاد، قومیت، زبان و فرهنگ، دین و مذهب و اندیشه فراهم گردد. – ارتقای آگاهی¬های عمومی، اعم از اجتماعی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و علمی، از راههای قانونی و مسالمت آمیز.

ماده ٤: خط مشی: –

فعالیت صلح آمیز و بدور از تنش در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی و همکاری با نهاد های دولتی، احزاب و سازمانهای موجود کشور در راه توسعه و تعالی ملی و ارتقای امنیت و رفاه عمومی

حمایت از آزادی تشکیل احزاب، اندیشه و بیان، مطبوعات و رسانه‌ها، اتحادیه‌های صنفی کارگران وصنعتگران، سندیکاهای کارگری مستقل، برابری حقوق زنان با مردان

پذیرش اصل عدم تمرکز در ساختار حکومتی و تلاش برای تقسیم مدیریت و واگذاری اداره امور محلی از طریق ایجاد نهادهای دمکراتیک محلی و انتخاب نیروهای شایسته بومی در پست های مدیریتی مناطق مختلف کشور و حمایت ، تقویت و تفویض اختیار و واگذاری امور اجرایی محلی و منطقه ای به آنان.

تبصره 1: حزب متحد ملی، التزام خود را به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اعلام می دارد.

ماده ٥: مرکز حزب متحد ملی – مرکز حزب در کرمانشاه است و دارای دفاتری در کلیه استانها و شهرستانها خواهد بود. تغیر محل مرکزیت حزب با اطلاع نهاد های مربوطه مجاز است.

آدرس مرکز حزب – تا زمان دریافت مجوز عبارت است از: تهران – میدان گلها – ابتدای کاج شمالی – پلاک 113 – واحد 2 – تلفن 88969729 – کد پستی 65115-14369 (مستند به قانون احزاب)

ماده ٦ : گستره فعالیت – در داخل مرزهای جمهوری اسلامی

ماده ٧: مدت فعالیت – از تاریخ تاسیس 19/9/1384 (مصادف با روز صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر) به مدت نامحدود.

ماده ٨: هیات موسس

١:هیات موسس عبارت اند از کلیه کسانی که در ارائه و برپائی ایده “حزب متحد ملی “، تدوین اساسنامه و تشکیل اولین شوراهای استانی ، مشارکت فعال داشته اند

 ٢:فعالیت هیئت موسس بر اساس ماده 7 این اساسنامه ، تا برگزاری اولین کنگره حزب خواهد بود

  ٣:هيئت مؤسس به طور موقت دارای سخنگو، دبيرخانه و يک منشی می باشد

الف – وظایف و اختیارات هیات موسس:

  ١:تدوین و تصویب اساسنامه حزب و ارائه آن به اولين کنگره حزب ، جهت تصويب

  ٢:سازماندهی و تشکیل شوراهای استانی

  ٣:شرکت در کنگره به عنوان عضو رسمی

 ٤:کلیه وظایف و اختیارات هیات موسس پس از انقضای فعالیت آن به شورای مرکزی محول خواهد شد

پيامى كوميته ى كورده كانى نيشه جى ئه مريكا بو ديموكراسى و مافى مروڤ له ئيران , بوكونگره ى چواره مى یە كیە تیی خوێندكارانی دێموكراتی كوردستانی ئێران

پيامى كوميته ى كورده كانى نيشه جى ئه مريكا بو ديموكراسى و مافى مروڤ له ئيران , بوكونگره ى چواره مى یەكیەتیی خوێندكارانی دێموكراتی كوردستانی ئێران

KAC4DHRI_Logo
‎ده سته ى به ريوه به رى یەكیەتیی خوێندكارانی دێموكراتی كوردستانی ئێران
‎كوميته ى ئاماده كارى كونگره ى چواره م
‎ئه ندامانى یەكیەتیی خوێندكارانی دێموكرات، ئاماده بوان له كونگره ى جواره مى یە كیە تیی خوێندكارانی دێموكراتی كوردستانی ئێران

‎زور به شانازى ده زانم كه له لايه ن خومه وه و ئه ندامانى كوميتته ى كورده كانى دانيشتوى ئه مريكا بو ديموكراسى و مافى مروڤ له ئيران  پيامى پيروز بائى و دست خوشى خومان ئاراسته ى ئيوه ى ئازيز ده كه م‫ .


‎بى گومان پيك هاتنى یە كیە تیی خوێندكارانی دێموكراتى كوردستانى ئيران‫ له هه ل و مه رجى ئيستاى روژ هه لاتى كوردستاندا يه كيك له و ده ست كه وته پيروزانه يه كه ده بى  به هه ول و تيكوشانى هه مه لايه نه بپاريزيه ت، په رى پى بدريت و ببيته جيگاى متمانه بو لاو و گه نجى خويندكارى كورد له روژ هه لاتى كوردستان و ببيته نوينه رى ئه م چينه له كومه لگا ى نيو نه ته ويى دا .


‎ خويندكارى كورد جياواز له پيونديه كانى له گه ل بيرو راى سياسى و ئايدوئولوژى و حيزبى دا ، وه ك روناك بيريكى سنوردارى كورد پيناسه ده كريت. بو چونه كانى پيناسه ى هه ول و تيكوشانى روناكبيرانى پيش له  خوى و ئاسوى دواروژى زانيارى و زانستى و سياست و ديپلوماسى داهاتوى گه له كه يه تى‫.‬ خويندكارى كورد ئه مك دارى گه لى چه و ساوه ى كورده ، و جيگاى ئوميدى نه سلى پيش له خوى كه هه مو ئه زمونه كانى له پيش چاوى خويندكارى ديموكراتى خوى داناوه كه چ به زانيارى و چ به سياستى شورشگيرانه هه ليانسه نگينيت، بيان باريزيت، يان له سه نگى مه حه كى بيرو راى پاك و خاوينى خوى بدات، ره خنه بگريت و به هه لويستى روناكبيرانه ى خوى ته نانه ت ريگا بو نه سلى پيش له خوى روون كاته وه‫.


‎خويندكارى كورد له م هه ل و مه رجه ى دا كه بوى ره خساوه  چ وه ك خويندكاريك له دونياى تە كنە و لۆجيا و ئيرتيباتاد دا، چ له دونياى به رفه راوان و پان و به رينى تۆڕى كۆمەڵايە تىه كاندا ، جياواز له هه ول و تيكوشانى بو وه ده ست خه ستنى زانيارى عيلمى و زانستى ئه ورويى كه ئه ركى سه رشانى هه رخويندكاريكه ، ئه ركى پاراستنى ناسنامه ى گه له كه ى و وه دي هاتنى خه وينى ئه وانى له ئه ستودايه‫.


‎خويندكارى كوردى روژ هه لات خاوه نى ميراتى ٧٠ سال خه باتى په ر نه شيو و هه ورازى لاوان و گه نجانى پيش له خويه تى، بي گومان هه ر ناكوكيه ك له لاپه رى ميژوى خه باتى گه له كه مان له روژ هه لاتى كوردستاندا،  وه هه روه ها هه ر ده ست كوتيك  له ئه ستوى نه سلى پيش له ئيوه دايه ، به لام ده رس وه رگرتن له  ده ست كه وته كانى نه سلى پيشوو  ئه ركى ئيوه يه و بي گومان وه ك چرايه ك روون كه ره وه ى ريگاى داهاتوى ئيوه ى خو شه ويسته‫.


‎يه كيه تى خويندكارانى ديموكراتى كوردستانى ئيران به ئه زمونى گرنگى خوى ده توانيت پيوندى نيوان هه موى لاوانى كوردى روژهه لات له نيو خوى ولات و له هه ندران دا پتو تر بكات، تى روانين و لى كولينه وى زانيارى و زانستى له هه مو بواره يكدا تيكه لاو  كار و خه باتى سياسى و مه دنى خوى بكات‫.‬  خه بات بو دابين كردنى مافى مروڤ ، باور به يه كسانى له نيوانى ژن و پياو دا وه ك ئه ركى سه ره كى خوى چاو لى بكات و به رجه وندى دريژ خايه نى گه له كى و سياسه تى ئيستراتيژيكى نه ته ويى به ئه ركى راسته قينه ى خوى بزانيت‫.


‎بى گومان كار و چالاكى سياسى و ريكخراوه يى زور كرنگه به لام هه ر له و كاتيش دا ده بيت نرخ و به هايه كى زور بو زانيارى عيلمى و زانستى دابنيريت‫.‬ پيوندى  له گه ل زانكو كانى ده ره وى وه لات، هه ول بو پيك هينانى كور و كومه له زانياريه كان ده توانيت ئاسويكى روون بو لاو و گه نجى كورد بكاته وه‫.‬ دوا روژى كوردستان چاوه رى گه نجانى به ئه زمون، روناكبير، تي گه يشتو، زانا و لى هاتوى خويندكارى ديموكراتى كوردستانى ئيرانه كه ولات به ره و گه شه سه ندنى زانستى، ئابورى و كولتورى و به رو ديموكراسى راسته قينه ده بات‫.

‎ديسان پيروزبائيتان لى ده كه م و هيوادارين كونگره يه كى سه ركوتوتان بيت،
‎براتان

‎د‫.‬ ئازاد موراديان
‎به رپرسى كوميتته ى كورده كانى دانيشتوى ئه مريكا بو ديموكراسى و مافى مروڤ له ئيران
‎لوس ئه نجيلس ١١ ى ديسمبرى ٢٠١٣ى زائينى

Office: 8055 Canby Ave., Unit #4, Los Angeles, California, USA، Phone: +1 818-434-9692  Fax: +1 818-700-0933

website: http://www.kac4dhi.wordpress.com

برادر آوین عثمانی، دختر ۱۸ ساله کردی که به قتل رسید: درخواست ما محاکمه قاتل و اجرای قانون است

برادر آوین عثمانی، دختر کرد ۱۸ ساله ای که پنجشنبه ۲۳ آبان ماه با ضرب گلوله ماموران انتظامی در جاده بانه جان باخت به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت وکلای آنها رسما شکایت خود را اعلام کرده اند و پیگیری برای محاکمه قاتل اوین عثمانی آغاز شده است. هوشنگ عثمانی گفت که تقاضای خانواده او و ساکنان روستای انجیله(محل زندگی مرحوم آوین عثمانی) محاکمه قاتل طبق قانون جمهوری اسلامی است. هوشنگ عثمانی به کمپین گفت کسانیکه به سمت آنها شلیک کردند لباس شخصی پوشیده بودند و خودروی آنها نیز آرم نیروی انتظامی نداشته است: «اگر آنها لباس نیروی انتظامی پوشیده بودند، هرگز این اتفاق پیش نمی آمد و خواهرم الان زنده بود. می گویند که قاتل الان در بازداشت است اما ما چیز بیشتری نمی دانیم. ما تقاضای محاکمه قاتل و اجرای امنیت در منطقه را داریم. اهالی روستا هیچکدام احساس امنیت نمی کنند، این اولین بار نیست که نیروی انتظامی به سمت اهالی روستا و مردم بی گناه شلیک می کند چون به گمانش آنها قاچاقچی هستند.»

آوین عثمانی، متولد ۱۳۷۴ و اهل روستای انجیله کردستان پنجشنبه ۲۳ آبان ماه با ضرب گلوله یکی از ماموران نیروی انتظامی فوت کرد. این اتفاق در فاصله ۵۰۰ کیلومتری روستای محل سکونت آنها و در جاده بانه- مریوان رخ داد.  به گفته برادر آوین عثمانی، گلوله ای به ستوان فقرات او اصابت کرده و پس از چند ساعت علیرغم تلاش های پزشکان فوت کرد. هفته پس از حادثه مراسم عروسی او بوده است.

هوشنگ عثمانی در مورد چگونگی حادثه گفت: «نیمه شب ۲۳ آبان بود که به همراه خواهر و نامزد خواهرم برای کمی گشتن و حرف زدن از خانه بیرون رفتیم. جای حدود ۵۰۰ کیلومتری خانه در جاده خاکی ماشین را برای حرف زدن متوقف کردم. داشتیم حرف می زدیم که ناگهان خودروی با نور بالا به سمت ما آمد، سپرش را به سپر ماشین ما زد و بعد کمی جلوتر پارک کرد. چهار نفر لباس شخصی آز خودرو پیدا شدند و تهدیدمان کردند و یکی از آنها با قنداق تفنگش به جلوی ماشین ما زد و خواست که پیاده شویم. خودرویشان آرم نیروی انتظامی نداشت و خودشان هم لباس نیروی انتظامی نپوشیده بودند که ما بفهمیم آنها پلیس هستند. ما ترسیده بودیم و فکر می کردیم که با خرابکاران منطقه روبه رویم بنابراین من از ترسم سریع دور زدم و به سمت شهر راندم اما آنها به طرف ما تیراندازی کردند و متاسفانه تیر به خواهرم خورد و عصر روز بعد از حادثه خواهرم در بیمارستان از دستمان رفت.»

برادر آوین عتمانی به کمپین گفت: « درخواست خانواده و اهالی روستای انجیله که اکنون بسیار نگران و ناراحت هستند این است که در این مورد باید قانون رعایت شود. ما دنبال قصاص قاتل خواهرم هستیم اما مهمتر از آن  ما نمی خواهیم اتفاقی شبیه به این برای شخص دیگری در منطقه پیش بیاید. ما انتظار داریم ماموران با مردم اینجا انسانی برخورد کنند. این بار ماموران در لباس شخصی تیراندازی کردند که خیلی هم بدتر است اگر در لباس نظامی بودند هرگز این اتفاق پیش نمی آمد و خواهرم الان زنده بود.»

هوشنگ عثمانی در پاسخ به این سوال که چگونه آنها از سوی ماموران لباس شخصی تهدید شده اند، گفت: « کل اتفاق بیشتر از چند ثانیه طول نکشید. اول با نور بالا به سمت مان آمدند، سپر ماشین شان را به ماشین ما زدند و نگه داشتند و با تفنگ بیرون آمدند و خواستند که پیاده شویم. ما هم نصف شب بود، ترسیده بودیم که اینها خرابکارند و فرار کردیم. هیچ صحبت دیگری پیش نیامد.»

برادر آوین عثمانی در پاسخ به اینکه چطور متوجه شدند لباس شخصی ها از نیروی انتظامی منطقه بوده اند، گفت: « فردای شب حادثه ماموری از نیروی انتظامی به سراغ ما در بیمارستان آمد و اطلاع داد که آنها از ماموران نیروی انتظامی بوده اند و الان همه شان در بازداشت به سر می برند. اگر خود نیروی انتظامی به ما اطلاع نداده بود ما خودمان فکر می کردیم مورد هدف خرابکاران منطقه قرار گرفتیم چون همان طور که گفتم ماشین و لباس هایشان عادی بود و هیچ نشانی نداشت که بفهمیم آنها چه کسانی هستند.»

آقای عثمانی در پاسخ به این سوال که نیروی انتظامی چه دلیلی برای تیراندازی عنوان کرده است، گفت: «نیروی انتظامی تنها توجیه اش این است که فکر می کردند ما قاچاقچی هستیم و آنها مجبور به تیراندازی شده اند. ما اما این بهانه را قبول نداریم چون آنها داخل ماشین ما را دیدند که یک خانم جوان نشسته است. به هر کسی که در منطقه نمی توانند شلیک کنند به احتمال اینکه قاچاقچی باشند.»

هوشنگ عثمانی در مورد اینکه آیا آنها جنس قاچاق یا مواد مخدر به همراه داشتند، گفت:« به هیچ عنوان جنس قاچاق نداشتیم. در گزارش نیروی انتظامی هم وجود دارد که ما قاچاقچی نبودیم و تصادفا تیراندازی شده است. در اینجا این اتفاق ها زیاد می افتد. اما این بار آنها لباس شخصی پوشیده بودند ما اگر می دانستیم آنها ماموران نیروی انتظامی هستند فرار نمی کردیم.»

برادر آوین عتمانی در خصوص وضعیت پرونده خواهرش گفت: «باخبر شدیم که پرونده به دادسرای نظامی سقز منتقر شده است اما ما چون رسم و رسومی برای عزاداری داریم تا چند روز خانه پر از مهمان است و نمی توانیم در این روزها دنبال پرونده برویم و حال خانواده هم اصلا مساعد نیست. تنها کاری که در این روزها انجام شده این است که ماموران برای صحنه سازی اتفاق آمدند و ما هم کمک های لازم را برای صحنه سازی کردیم و همچنین دو وکیل گرفتیم که از روز شنبه پیگیری هایشان را شروع خواهند کرد.»

پرفسورتوفيق موسيوند : از روياى يك چوپان پا برهنه كورد تا يك نابغه معروف جهانى مخترع قلب مصنوعى

پرفسورتوفيق موسيوند : از روياى يك چوپان پا برهنه كورد تا يك نابغه معروف جهانى مخترع قلب مصنوعى

آزاد مراديان

پرفسورتوفيق موسيوند در سال ١٣١٥ هجرى شمسى در روستاى كرد نشين وركانه از توابع همدان در خانواده اى كم درآمد به دنيا آمد. در خاطرات خود مي گويد كه تا سن Dr. Musivand١٤ سالگى براى كمك خرج خانواده چوپانى مي كرده و همزمان هم با علاقه و در هر فرصتى كه برايش امكان پذير بوده درس مي خوانده است. ١٧ ساله بود كه روستاى وركانه را ترك مي كند. پس از پايان تحصيلات دبيرستان درهمدان  ابتدا برای ادامه تحصیل به دانشسرای معلمی مي رود سپس  در رشته مهندسى كشاورزى از دانشگاه تهران فارع التحصيل مي شود ، با تلاش و همت خود موفق مي شود كه  در سال ١٩٦٥ ميلادى بورس تحصيلى از دانشگاه آلبرتا كانادا را بگيرد، هنگام ورود به  كانادا تغيير رشته داده و فوق ليسانس خود را در رشته مهندسى مكانيك مي گيرد. پس از مدتى كاردر شهر آلبرتاى كانادا به امريكا مهاجرت مي كند و در دانشگاه كليولند ايالت اوهايو وارد رشته پزشكى شده و دكتراى پزشكى و فوق تخصص جراحى قلب  را از اين دانشگاه كسب مي كند.
پرفسورتوفيق موسيوند مخترع قلب مصنوعى، مخترع امكان تشخيص انسان توسط اثر انگشت، دي ان اى پزشكى و تنظيم و معالجه قلب از طريق دوربين و از راه دوراست و بيش از ١٤ مورد اختراع  ثبت شده ديگر به نام او به ثبت رسيده است.
دكتر موسيوند به دريافت عالى ترين مقام علمى جهان از انجمن سلطنتى كانادا و انگلستان نايل امده است. عضو انجمن دانشمندان نيويورك، بنيانگذار درمان و تشخيص پزشكى از راه دور و رئيس بخش قلب و عروق انستيتو تحقيقات قلب دانشگاه اوتاواى كاناداست.

چندى پيش توسط يكى از شبكه هاى مستند ساز كانادا به نام وايت پاين پيكچر تى وى و به كارگردانى ليندالى تريسى و پيتر ريمونت  فيلمى از زندگى اين نابغه قرن ساخته شد تحت عنوان سلطان قلبها  روياهاى يك پسربچه چوپان كه به زندگى دكتر توفيق موسيوند مي پردازد از آن هنگام كه در روستاى وركانه چوپانى مي كرده تا اكنون كه در قلب ميليونها انسان جاى گرفته است و براى هميشه مى ماند

‎ سال‌های ابتداى ورود او به كانادا به سختى گذشت، یادگیری زبان و تحصیل در طول روز و کار طاقت‌فرسا از جمله ظرف‌ شوئى در شب تا توانست از دانشگاه آلبرتا در رشته‌های مدیریت و مهندسی مکانیک فارغ‌التحصیل شود. سپس با خانمی کانادایی به نام دیکسی لی‫(Dixie Lee)‬ ازدواج کرد. در دهه 1970 سمت‌های متعددی را به عنوان یک مهندس برعهده داشت تا زیربنای شهر آلبرتای جدید را پی‌ریزی کند.
‎در اين دوره كه دوران پي ريزى شهر آلبرتا بود او هم سرمايه گذارى قابل توجهى در املاك و زمين كرد كه متاسفانه در اين كار توفيق زيادى به دست نياورد‫.‬
‎بعد از نقل مکان  به کلیولند درايالت اوهایوى امريكا  همراه با همسر و دو پسرش  دكتر موسيوند تصميم گرفت كه به ادامه تحصيل  در دانشگاه اوهايو بپردازد‫.‬ او اينبار به سراغ رشته علوم پزشكي  در دانشگاه اكرون و كالج پزشكى دانشگاه اوهايو رفت، گذشته علمى او در رشته هاى مهندسى كشاورزى ، مهندسى مكانيك و تلفيق دو علم مهندسى و پزشكى به او كمك كرد تا به مطالعه در زمينه پروتزها يا قطعات مصنوعى بدن انسان بپردازد كه از آنجمله تحقيق و بررسى ساخت قلب مصنوعى انسان ‫.‬ كه حاصل اين تحقيقات اختراع قلب مصنوعى انسان بود
‎ بعد از فارغ التحصيلى و كار به مدت سه سال در بنياد کلینیک کلیولند امريكا و در پى معروفيت روز افزون او در اين زمينه بنا به دعوت دکتر ویلبرت کئون‫(Dr. Wilbert Keon)‬ از انستیتو قلب اوتاوا به عنوان سرپرستی تیم قلب  مصنوعی انستیتو به اتاواى كانادا برگشت. آنجا بود که  به قول تهيه كنندگان فيلم مذكور اين چوپان كورد سابق توانست  فن‌آوری قلب مصنوعی خود را تا حد استانداردهاي مورد لزوم در آينده گسترش و توسعه دهد‫.

Dr. Tofy Mussivand: Microfluidics device for cell electroporation and lysis

Dr. Tofy Mussivand: Microfluidics device for cell electroporation and lysis


‎از آن به بعد بود که شهرت وی عالم‌گیر شد و وی ریاست بسیاری از هیئت‌های علمی و تخصصی و سمت استادی رشته‌های جراحی و مهندسی در دانشگاه‌های اوتاوا و کارلتون را برعهده گرفت. فعالیت‌های تحقیقاتی او باعث به وجود آمدن ساليانه يكهزار فرصت شغلى در کانادا و سرریز شدن بیش از ٢٠٠ میلیون دلار سرمایه‌گذاری خارجی در طی ده سال گذشته شده است.
پرفسورتوفيق موسيوند اختراعات بسیاری را به ثبت رسانده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: قلب مصنوعی کنترل از راه دور که پس از قرار گرفتن در بدن بيمار مي‌توان از طريق ماهواره، اينترنت و تلفن از وضعيت آن و همچنين وضعيت سلامت بيمار آگاه شد و امکان ارسال برق به آن بدون ايجاد سوراخي در بدن، از طريق سيستم الکترومغناطيسي فراهم است. ثبت اطلاعات ژنتیکی به وسیله استفاده از اثر انگشت بدون نياز به خونگيري و تنها از طريق انگشت‌نگاري و ساخت زيرپيراهني که مي‌تواند فشار خون و کارکرد قلب را در کساني که قلبشان خوب کار نمي‌کند، کنترل کند از دیگر اختراعات این دانشمند ایرانی است

در فيلم فوق الذكر آمده است كه عليرغم موفقييتهاى بزرگ و اختراعاتى كه به دست آورده است آدمى خونگرم و صميمى است و در او هيچ غرور و تكبرى را نمى يابيد.
پرفسورتوفيق موسيوند در سال ١٣٨١ و پس از ٣٧ سال دورى از ايران هنگاميكه براى شركت در همايش بين المللى همدان به ايران رفته بود به استقبال كننده گان مي گويد:

‎ «آمده‌ام تا سرى به زادگاهم، ورکانه، بزنم و گله گوسفندها را ببينم و به آسمان صاف و پرستاره خيره بشوم و يك بار ديگر به سال‌هاى دوران كودكى‌ام بازگردم و آن نقطه عزيمتى را بيابم كه هرگز فراموشش نكرده و نمى‌كنم. راستش من با ياد كودكى آرامش پيدا مى‌كنم. آنجا هم هميشه دنبال خاطراتى بوده‌ام كه در دنياى مدرن و پيچيده به من آرامش بدهد كه آن‌ها را در چوپانى و همان شب‌هاى مهتابى مى‌يافتم. چوپانى انسان را به اصل خود و خدا و طبيعت نزديك مى‌كند
از تمامی این افتخارات و اختراعات که بگذریم داستان زیباترین هدیه‌ای که پرفسور موسیوند دریافت کرده نیز بسیار خواندنی است. او این داستان را چنین نقل می‌کند:

«طبق قوانين مرسوم كانادا هديه دادن به پزشكان و هديه گرفتن از آن‌ها ممنوع است. يك روز ديدم شخصى از شبكه‌ای كانادایی به دفتر كارم در بيمارستان اوتاوا آمد و بسته‌اى را جلوى من گذاشت كه از گرفتنش امتناع كردم. آن شخص خيلى اصرار داشت و همين باعث شد كه بسته را باز كنم. هفت حلقه فيلم از همدان و زادگاهم روستاى وركانه بود كه خودشان تهيه كرده بودند. گريه‌ام گرفت و به اين فكر كردم كه چطور براى يك شبكه كانادايى اين قدر زادگاه من و آن خانه محقر سنگى اهميت داشته كه هزاران كيلومتر را طى كنند و از آن فيلم بسازند. آن‌ها اين كار را كرده بودند كه بدانند واقعا من يك چوپان در دره‌هاى كوه الوند بوده‌ام و اين به جرئت مهم‌ترين هديه زندگى من بود».

وى بارها اعلام كرده است كه در صورت موافقت جمهورى اسلامى ايران با هزينه خود بزرگترين مركز علمى، دانشگاهى و تحقيقاتى قلب را در ايران داير خواهد كرد.

پرفسورتوفيق موسيوند  رسالت خود را چنین شرح می‌دهد و چه خوب بود که تمامی دانشمندان و پزشکان چنین رسالتی را بر دوش خود نیز می‌دیدند: «براي من آنچه مهم است خدمت به بشر است نه تنها به مردم كشورم بلكه به مردم تمام دنيا. در واقع جز اين نيز نبايد باشد، رسالت من به عنوان يك پزشك، كمك به بيماران، تعليم و تربيت پزشكان ديگر و اين بار ابداعات و اكتشافاتي است كه بتواند به نوعي به بشر كمك كند».

منابع:

http://www.whitepinepictures.com/seeds/iii/38/index.html

white pine pictures
Lindalee Tracey and Peter Raymont

King of Hearts – Dreams of a Shepherd Boy, about the life of Dr. Tofy Mussivand, an immigrant to Canada from his Kurdish homeland high in the Northern Mountains of Iran.
ویکی پدیا
http://lorveir.blogfa.com
http://www.bhowco.ir

http://www.citytomb.com/wiki/view/Tofy_Mussivand/

http://www.youtube.com/watch?v=RY3lK5qqNek

A delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran

A delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran

December 18, 2013

A delegation's of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran Photo: Dr. Farahmand's FB

A delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran
Photo: Dr. Farahmand’s FB

On Monday December 16th, 2013, a delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran.Mr. Farazi and Mr. Hayati both representing the United Kurdish Front,  have attending the meeting with Ms. Durant from EU parliament . During the meeting the situation of Kurds in Iran were  discussed.

Dear Isabella Durant,

Vice-President of European Parliament,

Despite government agencies’ attempts to represent us as violent and uncivilized people, we, as the Kurdish people of Iran, are a pacifist people who are seeking peace and freedom and a peaceful life in our country. Whenever there has been little hope of change and reform, we have followed peaceful solutions and have tried toleration. Our goals are not unattainable. We want to reach our basic rights such as the right to elect and to be elected freely. But the government has marginalized us.

Our people like other people of Iran took part in Iranian revolution in 1979 with the hope of a better life, but from the very first years after the revolution we faced discrimination and were considered as the Other. We also participated in the process of reformation under the leadership of former president Khattami. Now after 8 years that reformists were being removed from power, our people voted in favor of Iranian current president Hassan Rouhani with the hope of change once more. But in the first months of Rouhani’s leadership our hope declined due to the new government’s response to our demands. Our people seek to enter political process but have encountered serious obstacles on their way.

Iranian Kurds are more than 10 million people and live in 5 western provinces. In the constitution some of our rights and demands are incorporated in the form of articles number 3, 15, 19 and so on, but are denied to enter government unelected and even elected bodies.

We, as a group of Kurdish activists, demand equal opportunities as other Iranians in all aspects of Iran’s political life. We encourage our people to enter the current political process and have established several institutions and associations but we could not move freely.

In recent months and after the election of Rouhani we have applied to form a legal organization but there has been no response from the government to date. With the election of Rouhani there was a positive atmosphere of change but it seems there are many obstacles ahead from the government bodies that oppose us to meet our demands. Even in many cases the human rights situation is getting worse.

There are many human rights activists, journalists, and other activists being still held in prison. They see our demands with a security approach.

The continuation of the current security atmosphere and executions and detentions have risen the political gap between the government and the people and the government see the Kurds still from a security point of view.

From an economic point of view, Iranian Kurdistan has been held back in poverty in such a way that the Kurdish populated provinces rank the less developed provinces. Our portion of GDP per capita and local management is little and this has added to our poverty and discrimination against us and this situation leads to violence.

With regard to Yaresan people that as an ancient Iranian which makes up the largest population after Iranian Sunnis, and that are of a Kurdish decent, there have been all kinds of discrimination against them. Except for some local councils, they are not represented in power and are denied to enter to military and country’s main institutions. Unfortunately, three of them set themselves on fire in front of governor offices and provincial governor offices of the city of Hamadan and also in front of Majlis (Iran’s Parliament), and there are fears of more suicides if this discrimination against them continues.

Due to the lack of job and bad situation that our youths live in, they smuggle items like wool, cigarettes, and electronic gadgets like TV Sets LCD and LCD sets into the country from border with Kurdistan Regional Government in order to make living to their families. They have lost their legs and even lives in this way of living and are being killed by Iranian government border guards. A large number of beasts like horses and donkeys and asses as well that are being used to carry those legal items have been killed by border guards.

Dear madam Durant:

Our people demand their basic rights such as the right to education in their native language in order to preserve their identity, the right to get jobs and access to managerial levels, the right to self determination, and the right to promote their culture and literature in Iran.

Luckily, our rich ancient culture and history have not allowed the emergence of fundamentalism and other violent actions. With our announcement of national reconciliation and our entrance to the current political process, we try to eliminate violence from our country and invite other Iranian people to follow peace and democracy.

We expect international Human Rights organizations in cooperation with the Islamic Republic of Iran’s legal and political institutions to demand the implementation of Iranian constitution’s articles related to minorities’ rights in line with democratic values, social justice, and balanced development.

Sincerely Yours,

A group of Iranian Kurdish civil activists,

December 15, 2013

A delegation's of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran عكس از صفحه فيس بوك دكتر فرهمند  ؛ با تشكر

A delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran
عكس از صفحه فيس بوك دكتر فرهمند ؛ با تشكر

A European Parliament delegation met the Kurdish front representative in Tehran

A European Parliament delegation met the Kurdish front representative in Tehran

دیدار فعالین مدنی کرد با هیات اعزامی پارلمان اروپا در تهران

دیدار فعالین مدنی کرد با هیات اعزامی پارلمان اروپا در تهران

درجريان ديدار نمايندگان پارلمان اتحاديه اروپا از تهران با هيئت نمايندگى جبهه متحد كرد مسائل و مشكلات متنابه كردها در ايران مورد بررسى قرار گرفت. در اين ديدار كه روز دوشنبه  ١٦ دسامبر ٢٠١٣  صورت گرفت ، آقا حامد فرازى و سیاوش حیاتی به نمايندگى از جبهه متحد كرد حضور داشتند ، خلاصه اى از مطالب ارائه شده طى نامه اى كه متن آن در زير مي آيد به خانم دورانت مسئول هيئت پارلمانى اتحاديه اروپا تقديم شد.

 خانم دورانت

ديدار هيئت پارلمانى اتحاديه اروپا از نمايندگان جبهه متحد كرد در تهران عكس: از صفحه فيس بوك دكتر فرهمند

ديدار هيئت پارلمانى اتحاديه اروپا از نمايندگان جبهه متحد كرد در تهران
عكس: از صفحه فيس بوك دكتر فرهمند

باسلام و احترام
مردم ما مردمی آزادی خواه و صلح طلب و مسالمت جو هستند اما نهادهای قدرت در حکومت های مرکزی دائما سعی کرده اند از آنها چهره ای خشن و غیر مدنی نشان دهند و این در حالی است که مردم کرد هرگاه امیدی به تغییر و اصلاحات حتی اندک پیدا کرده اند سعی در مدارا و مشارکت آشتی جویانه داشته اند . خواسته های ما دست نیافتنی نیستند ما خواهان دستیابی به ابتدایی ترین حقوق سیاسی خود مانند حق انتخاب شدن و انتخاب کردن آزادانه هستیم اما قدرت مرکزی مردم ما را از دایره قدرت به حاشیه رانده است .
مردم ما مانند تمامی مردم ایران در انقلاب 1979 به امید دنیایی بهتر شرکت کردند اما در همان فردای آغازین انقلاب با مرزبندی بین خودی و غیر خودی از سوی حاکمیت از دستیابی به فرصت های برابر محروم شدند . حدود 20 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی با شوق و امید در انتخابات 1997 در سطح وسیعی شرکت کردند به امید اصلاحات و باز شدن فضای سیاسی ، 8 سال پس از به بن بست رسیدن اصلاحات بار دیگر در سطح وسیعی وارد پروسه سیاسی شدند به آقای روحانی رای دادند ولی متاسفانه در اولین ماه های شروع به کار آقای روحانی جواب دولت از امیدهای مردم ما کاست .
مردم ما خواهان حقوق طبیعی خود هستند و اگر اجازه دهند می خواهند به شیوه ی مسالمت جویانه وارد پروسه سیاسی شوند اما در این راه با موانع جدی روبرو هستند . کردهای ایران بیش از 10 میلیون نفر جمعیت و در پنج استان زندگی می کنند . درقانون اساسی ایران بخشی از خواسته ها و حقوق کردها و دیگر اقلیت ها در قالبی مجمل در اصول 3 ، 15 ، 19 و… آمده است اما در نهادهای انتصابی و حتی انتخابی به آسانی امکان ورود نداشته اند .
ما مجموعه ای از فعالان مدنی کرد خواهان آن هستیم که از فرصت های برابر با دیگر شهروندان در همه ی زمینه ها برخوردار باشیم و مردم خود را به مشارکت در تعیین سرنوشت خویش تشویق نماییم و در این راه تاکنون اقدام به تاسیس نهادها و تشکل هایی کرده ایم ولی عمدتا اجازه فعالیت آزادانه نداشته ایم . در گذشته و پس از روی کار آمدن آقای روحانی برای تاسیس یک تشکل قانونی در خواست مجوز کرده ایم اما تا این لحظه نتیجه ای نگرفته ایم . در بدو شروع بکار آقای روحانی امید به تغیر مثبت ایجاد شده است اما گویا موانعی در نهادهای قدرت وجود دارند که نمیگذارند این امیدها به بار بنشینند .بطوری که اخیرا وضع حقوق بشر در مواردی بدتر از گذشته شده است . هنوز بسیاری از فعالان مدنی ، روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر و …..در بند هستند .
متاسفانه به مطالبات حقوقی ما با نگاه امنیتی نگریسته می شود . استمرار فشارها ، بازداشت ها و اعدام ها شکاف بین دولت و ملت را افزایش داده و فضای امنیتی در کردستان همچنان فضایی غالب است .
از لحاظ اقتصادی کردستان در ،آنسوی فقر و فلاکت نگه داشته شده است بطوریکه از لحاظ شاخص های منفی توسعه در صدر و در شاخص های مثبت در قعر جداول است . سهم سرانه ما از درآمد ملی ، قدرت و مدیریت اندک است و این امر فقر و تبعیض و به تبع آنها عصبیت و خشونت را باز تولید می کند .
در خصوص حقوق مردم یارسان که بعد از اهل سنت بزرگترین جمعیت آئینی ایران را تشکیل داده و زبان آینی آنها نیز کردی می باشد تبعیض های همه جانبه ای اعمال میگردد و غیر از شوراهای بعضی از شهرهای کوچک و روستاها در هیچ یک از نهادهای انتخابی سراسری نماینده ای ندارند و امکان استخدام آنها در نهادهای لشکری و کشوری و دستیابی به مناصب مدیریتی با حفظ هویت آینی برای آنها مقدور نمی باشد متاسفانه در واکنش و اعتراض به اهانت ها و تبعیض های جاری سه تن از پیروان این آیین در مقابل استانداری و فرمانداری همدان و مجلس شورای اسلامی پیکر خویش را به آتش کشیده و جان باختند و بیم آن میرود در صورت ادامه وضعیت موجود حلقه های جدیدی به زنجیره خودسوزی ها اضافه شود .
به دلیل بیکاری و از سر ناچاری جوانانی که به کولبری روی آورده اند در معرض حمله و شلیک مرزبان قرار گرفته و کشته یا مجروح می گردند و یا مین های بازمانده از جنگ جان آنها را تهدید میکند .این وضعیت حتی حیوانات باربر و احشام اهالی را در بر می گیرد بطوریکه تا کنون صدها راس اسب و دیگر چهار پایان کشته شده و یا قربانی میادین مین گشته اند .
خانم دورانت : مردم ما خواسته هایشان دسترسی به حقوق ابتدایی انسان ، نظیرحق آموزش و تحصیل به زبان مادری به منظور حفظ هویت ، دسترسی به مشاغل و مدیریت ها ، مشارکت در تعیین سرنوشت خود ، اعتلای فرهنگ و ادبیات و فرصت های برابر در ایران می باشد و خوشبختانه بسترهای فرهنگی غنی و گذشته ی تاریخی مانع از پیوستن آنها به فعالیت های بنیاد گرایانه و خشونت آمیز می باشند . ما با انتشار فراخوان آشتی ملی و ورود به این پروسه در تلاش برای زدودن آثار شوم خشونت از چهره میهنمان گامی اساسی برداشته و سایر هم وطنانمان را به مشارکت در این امر فرا خواندیم انتظار ما از نهادهای حقوق بشری این است که در تعامل با نهادهای حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران ، اجرای اصول قانون اساسی و تحقق مطالبات مردم درجهت تامین دموکراسی ، عدالت اجتماعی و توسعه ی متوازن تسهیل گردد.
باتشکر و احترام فراوان
دیدار نمایندگان جبهه متحد کرد در تهران با هیات اعزامی پارلمان اروپا عكس از صفحه فيس بوك دكتر فرهمند  ؛ با تشكر

دیدار نمایندگان جبهه متحد کرد در تهران با هیات اعزامی پارلمان اروپا
عكس از صفحه فيس بوك دكتر فرهمند ؛ با تشكر

A European Parliament delegation met the Kurdish front representative in Tehran

A European Parliament delegation met the Kurdish front representative in Tehran

Amnesty International USA, Urgent Action : Jailed journalist brothers Khosro and Masoud Kordpour sentenced

URGENT ACTION:
Jailed journalist brothers sentenced
13 December 2013
Amnesty International
Brothers Khosro and Masoud Kordpour, both journalists from Iran’s Kurdish minority, were sentenced on 10 November to prison terms of respectively six years and three-and-a-half years. On 10 December Masoud Korpour wrote an open letter to the Iranian authorities demanding his and his brother’s release.

On 10 November, the Mahabad Revolutionary Court in the north-western province of Kordestan convicted Khosro and Masoud Kordpour of the vaguely worded offences of “gathering and colluding against national security” and “spreading propaganda against the system” and sentenced them to six and three-and-a-half years’ imprisonment, respectively. The Court also stipulated that Khosro Kordpour should serve five of the six years of his prison sentence in Tabriz, north-west Iran, some 550km away from his home in Kordestan Province and, after serving his term, should be sent to Kerman, southern Iran, over 1,100km away from his home, to spend two years in internal exile. Trials in Revolutionary Courts fail to meet international fair trial standards.

Amnesty International understands that the evidence brought against both men is mainly based on reports by the Ministry of Intelligence and is related to their activities as journalists, including giving interviews to external media on the human rights situation in Kordestan Province. In an open letter to the Iranian authorities on 10 December, Masoud Kordpour raised the lack of response to concerns that he and his brother’s rights had been violated and demanded that journalists be permitted to express their views as permitted under the Iranian Constitution.

khosro & masoud kordpour Khosro Kordpour is the manager of the Mukrian News Agency, an online news agency reporting on human rights violations in Kordestan province, and his brother Masoud Kordpour is a freelance journalist. The brothers were arrested in March 2013 and did not have access to a lawyer during their first four months in detention. Denial of access to a lawyer following arrest is a common concern for defendants brought before Revolutionary Courts.

Please write immediately in Persian, English or your own language:

*       Calling on the Iranian authorities to quash the convictions of Khosro and Masoud Kordpour and release them immediately as they have been prosecuted for their peaceful journalistic activities,
*        Pending their release, urging the authorities to allow the men regular visits from their family, including by ensuring that they are held in a prison close to their families, and have lawyers of their own choosing;
*       Calling on them to ensure that the men are protected from torture and other ill-treatment and are granted any medical attention they may require.

PLEASE SEND APPEALS BEFORE 24 JANUARY 2014 TO:

Leader of the Islamic Republic
Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei
The Office of the Supreme Leader
Islamic Republic Street – End of Shahid
Keshvar Doust Street,
Tehran, Islamic Republic of Iran
Twitter: @khamenei_ir
Email: info_leader@leader.ir
Salutation: Your Excellency

Head of the Judiciary
Ayatollah Sadegh Larijani
c/o Public Relations Office
Number 4, 2 Azizi Street intersection
Tehran, Islamic Republic of Iran
Salutation: Your Excellency

And copies to:
President of the Islamic Republic of Iran
Hassan Rouhani
Pasteur Street, Pasteur Square
Tehran, Islamic Republic of Iran
Email: media@rouhani.ir
Twitter: @HassanRouhani (English) and
@Rouhani_ir (Persian)Also send copies to diplomatic representatives accredited to your country. Please insert local diplomatic addresses below:
Name Address 1 Address 2 Address 3 Fax Fax number Email Email address Salutation Salutation
Please check with your section office if sending appeals after the above date. This is the first update of UA 296/13. Further information: http://www.amnesty.org/en/library/info/MDE13/042/2013/en.

Additional Information

Masoud Korpour questioned the sentence imposed on him and his brother in an open letter to the government authorities, writing: “Your Excellency, President Rouhani, in my view, in order to resolve the problems and difficulties of the country, there should exist open paths between the government, civil agencies, and brave, critical and even opposition journalists. This way, problems are identified at their root and solved openly for the good of democracy and human rights in a world where information technology has advanced so much that without the participation of literate people of conscience, no progress can be achieved or sustained.” He also wrote: “What is the crime of people who are not allowed to carry out their political activities even within the framework of the existing legal system? These prisoners, who are here because of political, social and economic circumstances, are here as a result of inefficient and management of the political and security aspects of running the country. They have not committed any crime except being born in Kordestan. Hence, I ask you, please, to order the review of our cases in order that our freedom is secured and we can return to our families.”

Khosro Kordpour was arrested on 9 March 2013 in Mahabad, Kordestan. The security forces searched his home and removed some of his possessions. Two days later, they arrested his brother, Masoud Kordpour, when he visited the Mahabad office of the Ministry of Intelligence to seek information about the arrest and detention of Khosro Kordpour. Both brothers were taken to a Revolutionary Guards detention centre in the city of Orumiyeh, north-west Iran, on 16 March, where it is believed they were held in solitary confinement. Despite repeated inquiries, the families of both men were unable to obtain information about their whereabouts until 2 May, when they were permitted to visit them. The brothers told their relatives that they were given no reason for their arrest. Khosro Kordpour started a hunger strike on 19 April in protest at being denied access to his lawyer. He ended his hunger strike on 13 May at the request of his family and friends and after that was transferred from solitary confinement to a cell with other detainees. On 26 June, both men were transferred to Mahabad Central Prison.

Journalists expressing views contrary to those of the authorities have long been persecuted in Iran. In recent years, dozens have been harassed, detained and imprisoned after unfair trials. A number of journalists imprisoned because of their non-violent professional activities in the run-up to and aftermath of the June 2009 presidential election have not yet been released. In his October 2013 report, Ahmed Shaheed, the UN Special Rapporteur on the situation of human rights in Iran, expressed concern about the arrest of Khosro and Masoud Kordpour. According to his report, at least 40 journalists, as well as 29 bloggers and online activists, are currently serving prison terms in Iran. Journalist Ali Asghar Gharavi, writer of an article in Bahar newspaper, was recently arrested on 11 November. Subsequently, his friend Ali Ghafrani was arrested on 9 December for peacefully advocating for Ali Asghar Gharavi’s release by gathering signatures in support of it.

Iran’s Kurdish minority live mainly in the west and north-west of the country. They experience discrimination in the enjoyment of their religious, economic and cultural rights. Parents are banned from registering their babies with certain Kurdish names, and religious minorities that are mainly or partially Kurdish are targeted by measures designed to stigmatize and isolate them. Kurds are also discriminated against in their access to employment, adequate housing and political rights, and so suffer entrenched poverty, which has further marginalized them. Kurdish human rights defenders, community activists and journalists often face arbitrary arrest, prosecution, torture, grossly unfair trials before Revolutionary Courts and, in some cases, the death penalty. For more information on human rights violations against the Kurdish minority in Iran, see: Iran: Human rights abuses against the Kurdish minority (http://www.amnesty.org/en/library/asset/MDE13/088/2008/en).

Name: Khosro Kordpour and Masoud Kordpour
Gender m/f: m

Further information on UA: 296/13 Index: MDE 13/056/2013 Issue Date: 13 December 2013

+ بو بيستنى رادوى له سه روينه كه ى ژيره وه بچركينن

 vokradio.jpg


free stats

Listen 2 vokradio at http://vokradio.listen2myradio.com

  براي شنيدن برنامه هاي راديو  روي تصوير راديو كليك كنيد

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یک سال بعداز فاجعه شین آباد، واقعیتها از زبان قربانیان

  • یک سال بعداز فاجعه شین آباد، واقعیتها از زبان قربانیان

    عکس دسته جمعی تعدادی از قربانیان Kawe Ahangari’s photo

    خالد محمدزاده
    ترجمه به فارسی: کاوه آهنگری

    ١٣ دسامبر ٢٠١٣
    یک سال پیش در مدرسه‌ایی در روستای شین آباد شهر پیرانشهر، بخاری کلاس درس آتش گرفته و چندین دانش آموز دختر در میان آتش گرفتار شده و دچار زیانهای جسمی شدیدی میشوند، بعداز گذشت یک سال با قربانیان این فاجعه گفتگوهایی انجام دادیم که اکثر آنها مشترکا از مواردی حکایت میکنند که در این گزارش منتشر میشود
    ***
    در تبریز ( در تمام آن ٢٧ روزی که در بیمارستان تبریز بودیم، بسیار بد و بدور از اصلوب انسانی با ما رفتار شد و نمی‌گذاشتند بسیاری از شخصیتها و هنرمندانی که قصد کمک به مارا داشتند، با ما دیدار کنند)
    در اصفهان (استقبال خوبی از ما شد هم از طرف استاندار و هم مردم و هم بیمارستان. کسی به نام دکتر اسماعیلی تمام مصرف و خرج سه ماه مداوای ما را تقبل کرد، ایشان یک شهروند عادی بودند)
    کسی با نام سمرقندی مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی گفته‌بود که به هیچ شیوه‌ایی نباید با کسی مصاحبه کنیم و جواب سوالات روزنامه‌نگاران را بدهیم. همین شخص تمامی کمکهایی را که برایمان فرستاده بودند را مصادره و ما را از این کمکها محروم کردند.
    بدستور سمرقندی و نماینده حسنی امام جمعه ارومیه والدین کودکان یک شبانه‌روز بازداشت و از طرف نماینده سردشت و پیرانشهر از آنها بعنوان آشوبگر و اخلالگر یاد شد.
    وزارت بهداشت سطح سوختگی کودکان را ٤٥ درصد اعلام کرد ولی پزشک قانونی پیرانشهر درصد سوختگی را به ١٣ درصد تقلیل داد.
    سانسور کامل خبری انجام گرفت و هرآنچکه از ما پرسیدند را تحریف و از طرف آموزش و پرورش به ما فشار آوردند که واقعیت فاجعه را مطرح نکنیم.
    تا الان فقط ٦٠٠هزار تومان به والدین کودکان سوخته پرداخت شده است.
    – زمانی که در بیمارستان تبریز بودیم از کشور آلمان برایمان داروی ویژه فرستادند ولی آنها را به کار نبردند و در عوض از دارودهای ایرانی موجود در بیمارستان استفاده کردند.شهرام ناظری کنسرتی را جهت حمایت از کودکان سوخته شین آباد برگزار کرد و حدودا ٥٢ میلیون تومان به قربانیان اهداء کرد، ولی در اثر تهدید فرمانداری پیرانشهر این کمک مالی هم بدست ما نرسید.
    از میان تمامی کمکهایی که هنرمندان و شخصیتهای ایرانی جمع آوری و اهداء کرده بودند، تنها آقای داریوش فرچیایی توانستند به هر یک از قربانیان ٤٥٠ هزار تومان بدهند.
    از خانه سینما، علی دایی، حمید استیلی، علی انصاریان، بهنوش طباطبایی، نیکی کریمی، سیامند رحمانی، امیر موسوی و مردم تبریز کمکهایی جمع آوری شد ولی ماموران و مسئولان نگذاشتند به دست قربانیان برسد که مجموعا ٢٠٠میلیون تومان بود.

    Kawe Ahangari’s photo.
    عکس آمنه راک یکی از سوختگان مدرسه شین آباد همراه با مادرش

    از روستاهای همجوار ٣٠ میلیون تومان جمع‌آوری شد، که اطلاعات پیرانشهر آن را مصادره کرد.
    فرماندار پیرانشهر افراد خیر را تهدید کرده و از آنها خواسته که دخالت نکنند.
    نماینده پیرانشهر و سردشت ، دکتر رسول خضری، به هیچ گونه‌ایی به خانواده‌های قربانیان کمک نکرده و از دسترسی آنها به هر گونه کمکی جلوگیری کرده‌است.
    حسن حاجی خضری، سرپرست پیشین آموزش و پرورش همراه با دکتر خضری بیشترین موانع را برای ارسال کمک و خدمات دیگران درست کرده‌اند. به گفته خانواده قربانیان حاجی خضری گفته اند که اینها را، اشاره به کودکان سوخته  از بیمارستان ١٥ خرداد بیرون بیندازید.
    وضعیت تغذیه کودکان سوخته بسیار بد است و روزانه از شیر، موز و پسته و دیگر خوراکیهای مناسب که تجویز پزشکان بوده، بی نسیب هستند.
    خانمی که معلم دخترهای کوچولی سوخته شین آباد بوده، به مدرسه‌ایی در ارومیه تبعید کرده و از شین آباد دور کرده‌اند.
    دکتر رسول خضری نماینده پیرانشهر و سردشت گفته که برای هر یک از این دختران یعنی مجموعا ٢٨ دختر، یک میلیارد و سیصد میلیون تومان ارسال شده که در واقع دروغی بی اساس است و تنها جهت انجام تبلیغات چنین ادعایی را پخش کرده‌است و چنین بودجه‌ایی در واقع بیمه‌ی معلمان و بیمه‌ی ایران است که قرار است در پانزده سال آینده به اینها تعلق بگیرد.

Iran: Further information: Death row Kurds on hunger strike

Document – Iran: Further information: Death row Kurds on hunger strike

Further information on UA: 258/13 Index MDE 13/055/2013 Iran Date: 12 December 2013

‫ ‬ فراخوان پشتيبانى از کارزار"لغو گام به گام اعدام" در ایران‬

‫ ‬ فراخوان پشتيبانى از کارزار”لغو گام به گام اعدام” در ایران‬

URGENT ACTION

DEATH ROW KURDS ON HUNGER STRIKE

Six Sunni men from Iran’s Kurdish minority have been on hunger strike since 4 November, in protest at their death sentences and the conditions they are held in. All have been suffering health problems as a result.

Jamshid Dehghani, his younger brother Jahangir Dehghani, Hamed Ahmadi, Kamal Molayee, Hadi Hosseini and Sedigh Mohammadi began a “wet” hunger strike (taking water but not food) on 4 November 2013, in protest at being sentenced to death, having no access to a lawyer since their arrest, and being tried behind closed doors; as well as the conditions of their imprisonment, including inadequate sanitation.

The men were transferred to solitary confinement for 13 days after they started their hunger strike. Since then, they have been in poor health, suffering low blood pressure, fainting, and a burning sensation when urinating. Jamshid Dehghani and Hamed Ahmadi are believed to be suffering from stomach ulcers and have vomited blood at least four times since going on hunger strike.

All six men were sentenced to death after being convicted of vaguely worded offences such as “enmity against God” (moharebeh) and “corruption on earth” (ifsad fil-arz). The men have been informed that their death sentences have been upheld by the Supreme Court and their cases transferred to the Office for the Implementation of Sentences, the official body in charge of carrying out executions. The Prosecutor General of Tehran suspended their death sentences for one month, following international pressure, around October 2013, but that period has ended.

Please write immediately in Persian, English or your own language:

Urging the Iranian authorities not to execute the six men (naming them) and order a retrial in proceedings which comply with fair trial standards, without recourse to the death penalty;

Urging them to ensure that the hunger striking prisoners have access to adequate health care; and reminding them that they must never require health professionals treating hunger strikers to act in any way contrary to their professional judgment or medical ethics;

Calling on them to make sure the men are protected from torture and other ill-treatment;

Urging them to establish a moratorium on executions and commute all outstanding death sentences.

PLEASE SEND APPEALS BEFORE 22 JANUARY 2014 TO:

Leader of the Islamic Republic

Ayatollah Sayed ‘Ali Khanenei

The Office of the Supreme Leader

Islamic Republic Street – End of Shahid

Keshvar Doust Street

Tehran, Islamic Republic of Iran

Email: info_leader@leader.ir

Twitter: @khamenei_ir

Salutation: Your Excellency

Head of the Judiciary

Ayatollah Sadegh Larijani

c/o Public Relations Office

Number 4, 2 Azizi Street intersection

Tehran, Islamic Republic of Iran

Salutation: Your Excellency

And copies to:

President of the Islamic Republic of Iran

Hassan Rouhani

The Presidency

Pasteur Street, Pasteur Square

Tehran, Islamic Republic of Iran

Email: media@rouhani.ir

Twitter: @HassanRouhani (English) and @Rouhani_ir (Persian)

Also send copies to diplomatic representatives accredited to your country.

Please check with your section office if sending appeals after the above date. This is the first update of UA 258/13. Further information: http://www.amnesty.org/en/library/info/MDE13/037/2013/en

URGENT ACTION

DEATH ROW KURDS ON HUNGER STRIKE

ADditional Information

Brothers Jamshid Dehghani and Jahangir Dehghani were arrested on 17 June 2009 while they were at work. Kamal Molayee and Hamed Ahmadi were arrested on 15 July and 30 July 2009, respectively. They were not allowed to contact their families to say they had been arrested. All four were arrested by men in plain clothes believed to be from the Ministry of Intelligence and were taken to a detention centre run by the Ministry of Intelligence in Sanandaj, Kordestan. They were held in solitary confinement in Sananadaj and Hamedan in west Iran until February 2011, when they were first transferred to Evin Prison in Tehran, then Raja’i Shahr Prison in Karaj near Tehran, and finally to Ghezel Hesar Prison, also in Karaj.

All four men have said they were arrested for their peaceful religious activities, including holding religious classes for children and discussions at their local mosque.

The four men were accused, together with six others, of involvement in the assassination of a senior Sunni cleric close to the authorities on 17 September 2009. They have denied involvement in the assassination, saying they were arrested before it took place and were in detention when the killing happened. Amnesty International understands that they were tortured or otherwise ill-treated in pre-trial detention, that they were threatened with arrest of family members and that they were forced to sign papers without being allowed to read them.

The other six men who were arrested with them, Bahram Ahmadi, Asghar Rahimi, Behnam Rahimi, Mohammad Zaher Bahmani, Keyvan Zand Karimi and Hooshyar Mohammadi, were all executed on 27 December 2012.

The other two men also on hunger strike now, Hadi Hosseini and Sedigh Mohammadi, were arrested separately and were sentenced to death on vaguely worded charges in a different case from that of the other four men.

Iran’s Kurdish minority live mainly in the west and north-west of the country. They experience discrimination in the enjoyment of their religious, economic and cultural rights. Parents are banned from registering their babies with certain Kurdish names, and religious minorities that are mainly or partially Kurdish are targeted by measures designed to stigmatize and isolate them. Kurds are also discriminated against in their access to employment, adequate housing and political rights, and so suffer entrenched poverty, which has further marginalized them. Kurdish human rights defenders, community activists, and journalists often face arbitrary arrest and prosecution. Others – including some political activists – suffer torture, grossly unfair trials before Revolutionary Courts and, in some cases, the death penalty.

Medical ethics generally require that health professionals do not participate in force feeding.

Names: Jamshid Dehghani, Jahangir Dehghani, Hamed Ahmadi, Kamal Molayee, Hadi Hosseini, Sedigh Mohammadi

Gender m/f: m

Further information on UA: 258/13 Index: MDE 13/055/2013 Issue Date: 12 December 2013

%d bloggers like this: