Monthly Archives: December 2013

برادر آوین عثمانی، دختر ۱۸ ساله کردی که به قتل رسید: درخواست ما محاکمه قاتل و اجرای قانون است

برادر آوین عثمانی، دختر کرد ۱۸ ساله ای که پنجشنبه ۲۳ آبان ماه با ضرب گلوله ماموران انتظامی در جاده بانه جان باخت به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت وکلای آنها رسما شکایت خود را اعلام کرده اند و پیگیری برای محاکمه قاتل اوین عثمانی آغاز شده است. هوشنگ عثمانی گفت که تقاضای خانواده او و ساکنان روستای انجیله(محل زندگی مرحوم آوین عثمانی) محاکمه قاتل طبق قانون جمهوری اسلامی است. هوشنگ عثمانی به کمپین گفت کسانیکه به سمت آنها شلیک کردند لباس شخصی پوشیده بودند و خودروی آنها نیز آرم نیروی انتظامی نداشته است: «اگر آنها لباس نیروی انتظامی پوشیده بودند، هرگز این اتفاق پیش نمی آمد و خواهرم الان زنده بود. می گویند که قاتل الان در بازداشت است اما ما چیز بیشتری نمی دانیم. ما تقاضای محاکمه قاتل و اجرای امنیت در منطقه را داریم. اهالی روستا هیچکدام احساس امنیت نمی کنند، این اولین بار نیست که نیروی انتظامی به سمت اهالی روستا و مردم بی گناه شلیک می کند چون به گمانش آنها قاچاقچی هستند.»

آوین عثمانی، متولد ۱۳۷۴ و اهل روستای انجیله کردستان پنجشنبه ۲۳ آبان ماه با ضرب گلوله یکی از ماموران نیروی انتظامی فوت کرد. این اتفاق در فاصله ۵۰۰ کیلومتری روستای محل سکونت آنها و در جاده بانه- مریوان رخ داد.  به گفته برادر آوین عثمانی، گلوله ای به ستوان فقرات او اصابت کرده و پس از چند ساعت علیرغم تلاش های پزشکان فوت کرد. هفته پس از حادثه مراسم عروسی او بوده است.

هوشنگ عثمانی در مورد چگونگی حادثه گفت: «نیمه شب ۲۳ آبان بود که به همراه خواهر و نامزد خواهرم برای کمی گشتن و حرف زدن از خانه بیرون رفتیم. جای حدود ۵۰۰ کیلومتری خانه در جاده خاکی ماشین را برای حرف زدن متوقف کردم. داشتیم حرف می زدیم که ناگهان خودروی با نور بالا به سمت ما آمد، سپرش را به سپر ماشین ما زد و بعد کمی جلوتر پارک کرد. چهار نفر لباس شخصی آز خودرو پیدا شدند و تهدیدمان کردند و یکی از آنها با قنداق تفنگش به جلوی ماشین ما زد و خواست که پیاده شویم. خودرویشان آرم نیروی انتظامی نداشت و خودشان هم لباس نیروی انتظامی نپوشیده بودند که ما بفهمیم آنها پلیس هستند. ما ترسیده بودیم و فکر می کردیم که با خرابکاران منطقه روبه رویم بنابراین من از ترسم سریع دور زدم و به سمت شهر راندم اما آنها به طرف ما تیراندازی کردند و متاسفانه تیر به خواهرم خورد و عصر روز بعد از حادثه خواهرم در بیمارستان از دستمان رفت.»

برادر آوین عتمانی به کمپین گفت: « درخواست خانواده و اهالی روستای انجیله که اکنون بسیار نگران و ناراحت هستند این است که در این مورد باید قانون رعایت شود. ما دنبال قصاص قاتل خواهرم هستیم اما مهمتر از آن  ما نمی خواهیم اتفاقی شبیه به این برای شخص دیگری در منطقه پیش بیاید. ما انتظار داریم ماموران با مردم اینجا انسانی برخورد کنند. این بار ماموران در لباس شخصی تیراندازی کردند که خیلی هم بدتر است اگر در لباس نظامی بودند هرگز این اتفاق پیش نمی آمد و خواهرم الان زنده بود.»

هوشنگ عثمانی در پاسخ به این سوال که چگونه آنها از سوی ماموران لباس شخصی تهدید شده اند، گفت: « کل اتفاق بیشتر از چند ثانیه طول نکشید. اول با نور بالا به سمت مان آمدند، سپر ماشین شان را به ماشین ما زدند و نگه داشتند و با تفنگ بیرون آمدند و خواستند که پیاده شویم. ما هم نصف شب بود، ترسیده بودیم که اینها خرابکارند و فرار کردیم. هیچ صحبت دیگری پیش نیامد.»

برادر آوین عثمانی در پاسخ به اینکه چطور متوجه شدند لباس شخصی ها از نیروی انتظامی منطقه بوده اند، گفت: « فردای شب حادثه ماموری از نیروی انتظامی به سراغ ما در بیمارستان آمد و اطلاع داد که آنها از ماموران نیروی انتظامی بوده اند و الان همه شان در بازداشت به سر می برند. اگر خود نیروی انتظامی به ما اطلاع نداده بود ما خودمان فکر می کردیم مورد هدف خرابکاران منطقه قرار گرفتیم چون همان طور که گفتم ماشین و لباس هایشان عادی بود و هیچ نشانی نداشت که بفهمیم آنها چه کسانی هستند.»

آقای عثمانی در پاسخ به این سوال که نیروی انتظامی چه دلیلی برای تیراندازی عنوان کرده است، گفت: «نیروی انتظامی تنها توجیه اش این است که فکر می کردند ما قاچاقچی هستیم و آنها مجبور به تیراندازی شده اند. ما اما این بهانه را قبول نداریم چون آنها داخل ماشین ما را دیدند که یک خانم جوان نشسته است. به هر کسی که در منطقه نمی توانند شلیک کنند به احتمال اینکه قاچاقچی باشند.»

هوشنگ عثمانی در مورد اینکه آیا آنها جنس قاچاق یا مواد مخدر به همراه داشتند، گفت:« به هیچ عنوان جنس قاچاق نداشتیم. در گزارش نیروی انتظامی هم وجود دارد که ما قاچاقچی نبودیم و تصادفا تیراندازی شده است. در اینجا این اتفاق ها زیاد می افتد. اما این بار آنها لباس شخصی پوشیده بودند ما اگر می دانستیم آنها ماموران نیروی انتظامی هستند فرار نمی کردیم.»

برادر آوین عتمانی در خصوص وضعیت پرونده خواهرش گفت: «باخبر شدیم که پرونده به دادسرای نظامی سقز منتقر شده است اما ما چون رسم و رسومی برای عزاداری داریم تا چند روز خانه پر از مهمان است و نمی توانیم در این روزها دنبال پرونده برویم و حال خانواده هم اصلا مساعد نیست. تنها کاری که در این روزها انجام شده این است که ماموران برای صحنه سازی اتفاق آمدند و ما هم کمک های لازم را برای صحنه سازی کردیم و همچنین دو وکیل گرفتیم که از روز شنبه پیگیری هایشان را شروع خواهند کرد.»

پرفسورتوفيق موسيوند : از روياى يك چوپان پا برهنه كورد تا يك نابغه معروف جهانى مخترع قلب مصنوعى

پرفسورتوفيق موسيوند : از روياى يك چوپان پا برهنه كورد تا يك نابغه معروف جهانى مخترع قلب مصنوعى

آزاد مراديان

پرفسورتوفيق موسيوند در سال ١٣١٥ هجرى شمسى در روستاى كرد نشين وركانه از توابع همدان در خانواده اى كم درآمد به دنيا آمد. در خاطرات خود مي گويد كه تا سن Dr. Musivand١٤ سالگى براى كمك خرج خانواده چوپانى مي كرده و همزمان هم با علاقه و در هر فرصتى كه برايش امكان پذير بوده درس مي خوانده است. ١٧ ساله بود كه روستاى وركانه را ترك مي كند. پس از پايان تحصيلات دبيرستان درهمدان  ابتدا برای ادامه تحصیل به دانشسرای معلمی مي رود سپس  در رشته مهندسى كشاورزى از دانشگاه تهران فارع التحصيل مي شود ، با تلاش و همت خود موفق مي شود كه  در سال ١٩٦٥ ميلادى بورس تحصيلى از دانشگاه آلبرتا كانادا را بگيرد، هنگام ورود به  كانادا تغيير رشته داده و فوق ليسانس خود را در رشته مهندسى مكانيك مي گيرد. پس از مدتى كاردر شهر آلبرتاى كانادا به امريكا مهاجرت مي كند و در دانشگاه كليولند ايالت اوهايو وارد رشته پزشكى شده و دكتراى پزشكى و فوق تخصص جراحى قلب  را از اين دانشگاه كسب مي كند.
پرفسورتوفيق موسيوند مخترع قلب مصنوعى، مخترع امكان تشخيص انسان توسط اثر انگشت، دي ان اى پزشكى و تنظيم و معالجه قلب از طريق دوربين و از راه دوراست و بيش از ١٤ مورد اختراع  ثبت شده ديگر به نام او به ثبت رسيده است.
دكتر موسيوند به دريافت عالى ترين مقام علمى جهان از انجمن سلطنتى كانادا و انگلستان نايل امده است. عضو انجمن دانشمندان نيويورك، بنيانگذار درمان و تشخيص پزشكى از راه دور و رئيس بخش قلب و عروق انستيتو تحقيقات قلب دانشگاه اوتاواى كاناداست.

چندى پيش توسط يكى از شبكه هاى مستند ساز كانادا به نام وايت پاين پيكچر تى وى و به كارگردانى ليندالى تريسى و پيتر ريمونت  فيلمى از زندگى اين نابغه قرن ساخته شد تحت عنوان سلطان قلبها  روياهاى يك پسربچه چوپان كه به زندگى دكتر توفيق موسيوند مي پردازد از آن هنگام كه در روستاى وركانه چوپانى مي كرده تا اكنون كه در قلب ميليونها انسان جاى گرفته است و براى هميشه مى ماند

‎ سال‌های ابتداى ورود او به كانادا به سختى گذشت، یادگیری زبان و تحصیل در طول روز و کار طاقت‌فرسا از جمله ظرف‌ شوئى در شب تا توانست از دانشگاه آلبرتا در رشته‌های مدیریت و مهندسی مکانیک فارغ‌التحصیل شود. سپس با خانمی کانادایی به نام دیکسی لی‫(Dixie Lee)‬ ازدواج کرد. در دهه 1970 سمت‌های متعددی را به عنوان یک مهندس برعهده داشت تا زیربنای شهر آلبرتای جدید را پی‌ریزی کند.
‎در اين دوره كه دوران پي ريزى شهر آلبرتا بود او هم سرمايه گذارى قابل توجهى در املاك و زمين كرد كه متاسفانه در اين كار توفيق زيادى به دست نياورد‫.‬
‎بعد از نقل مکان  به کلیولند درايالت اوهایوى امريكا  همراه با همسر و دو پسرش  دكتر موسيوند تصميم گرفت كه به ادامه تحصيل  در دانشگاه اوهايو بپردازد‫.‬ او اينبار به سراغ رشته علوم پزشكي  در دانشگاه اكرون و كالج پزشكى دانشگاه اوهايو رفت، گذشته علمى او در رشته هاى مهندسى كشاورزى ، مهندسى مكانيك و تلفيق دو علم مهندسى و پزشكى به او كمك كرد تا به مطالعه در زمينه پروتزها يا قطعات مصنوعى بدن انسان بپردازد كه از آنجمله تحقيق و بررسى ساخت قلب مصنوعى انسان ‫.‬ كه حاصل اين تحقيقات اختراع قلب مصنوعى انسان بود
‎ بعد از فارغ التحصيلى و كار به مدت سه سال در بنياد کلینیک کلیولند امريكا و در پى معروفيت روز افزون او در اين زمينه بنا به دعوت دکتر ویلبرت کئون‫(Dr. Wilbert Keon)‬ از انستیتو قلب اوتاوا به عنوان سرپرستی تیم قلب  مصنوعی انستیتو به اتاواى كانادا برگشت. آنجا بود که  به قول تهيه كنندگان فيلم مذكور اين چوپان كورد سابق توانست  فن‌آوری قلب مصنوعی خود را تا حد استانداردهاي مورد لزوم در آينده گسترش و توسعه دهد‫.

Dr. Tofy Mussivand: Microfluidics device for cell electroporation and lysis

Dr. Tofy Mussivand: Microfluidics device for cell electroporation and lysis


‎از آن به بعد بود که شهرت وی عالم‌گیر شد و وی ریاست بسیاری از هیئت‌های علمی و تخصصی و سمت استادی رشته‌های جراحی و مهندسی در دانشگاه‌های اوتاوا و کارلتون را برعهده گرفت. فعالیت‌های تحقیقاتی او باعث به وجود آمدن ساليانه يكهزار فرصت شغلى در کانادا و سرریز شدن بیش از ٢٠٠ میلیون دلار سرمایه‌گذاری خارجی در طی ده سال گذشته شده است.
پرفسورتوفيق موسيوند اختراعات بسیاری را به ثبت رسانده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: قلب مصنوعی کنترل از راه دور که پس از قرار گرفتن در بدن بيمار مي‌توان از طريق ماهواره، اينترنت و تلفن از وضعيت آن و همچنين وضعيت سلامت بيمار آگاه شد و امکان ارسال برق به آن بدون ايجاد سوراخي در بدن، از طريق سيستم الکترومغناطيسي فراهم است. ثبت اطلاعات ژنتیکی به وسیله استفاده از اثر انگشت بدون نياز به خونگيري و تنها از طريق انگشت‌نگاري و ساخت زيرپيراهني که مي‌تواند فشار خون و کارکرد قلب را در کساني که قلبشان خوب کار نمي‌کند، کنترل کند از دیگر اختراعات این دانشمند ایرانی است

در فيلم فوق الذكر آمده است كه عليرغم موفقييتهاى بزرگ و اختراعاتى كه به دست آورده است آدمى خونگرم و صميمى است و در او هيچ غرور و تكبرى را نمى يابيد.
پرفسورتوفيق موسيوند در سال ١٣٨١ و پس از ٣٧ سال دورى از ايران هنگاميكه براى شركت در همايش بين المللى همدان به ايران رفته بود به استقبال كننده گان مي گويد:

‎ «آمده‌ام تا سرى به زادگاهم، ورکانه، بزنم و گله گوسفندها را ببينم و به آسمان صاف و پرستاره خيره بشوم و يك بار ديگر به سال‌هاى دوران كودكى‌ام بازگردم و آن نقطه عزيمتى را بيابم كه هرگز فراموشش نكرده و نمى‌كنم. راستش من با ياد كودكى آرامش پيدا مى‌كنم. آنجا هم هميشه دنبال خاطراتى بوده‌ام كه در دنياى مدرن و پيچيده به من آرامش بدهد كه آن‌ها را در چوپانى و همان شب‌هاى مهتابى مى‌يافتم. چوپانى انسان را به اصل خود و خدا و طبيعت نزديك مى‌كند
از تمامی این افتخارات و اختراعات که بگذریم داستان زیباترین هدیه‌ای که پرفسور موسیوند دریافت کرده نیز بسیار خواندنی است. او این داستان را چنین نقل می‌کند:

«طبق قوانين مرسوم كانادا هديه دادن به پزشكان و هديه گرفتن از آن‌ها ممنوع است. يك روز ديدم شخصى از شبكه‌ای كانادایی به دفتر كارم در بيمارستان اوتاوا آمد و بسته‌اى را جلوى من گذاشت كه از گرفتنش امتناع كردم. آن شخص خيلى اصرار داشت و همين باعث شد كه بسته را باز كنم. هفت حلقه فيلم از همدان و زادگاهم روستاى وركانه بود كه خودشان تهيه كرده بودند. گريه‌ام گرفت و به اين فكر كردم كه چطور براى يك شبكه كانادايى اين قدر زادگاه من و آن خانه محقر سنگى اهميت داشته كه هزاران كيلومتر را طى كنند و از آن فيلم بسازند. آن‌ها اين كار را كرده بودند كه بدانند واقعا من يك چوپان در دره‌هاى كوه الوند بوده‌ام و اين به جرئت مهم‌ترين هديه زندگى من بود».

وى بارها اعلام كرده است كه در صورت موافقت جمهورى اسلامى ايران با هزينه خود بزرگترين مركز علمى، دانشگاهى و تحقيقاتى قلب را در ايران داير خواهد كرد.

پرفسورتوفيق موسيوند  رسالت خود را چنین شرح می‌دهد و چه خوب بود که تمامی دانشمندان و پزشکان چنین رسالتی را بر دوش خود نیز می‌دیدند: «براي من آنچه مهم است خدمت به بشر است نه تنها به مردم كشورم بلكه به مردم تمام دنيا. در واقع جز اين نيز نبايد باشد، رسالت من به عنوان يك پزشك، كمك به بيماران، تعليم و تربيت پزشكان ديگر و اين بار ابداعات و اكتشافاتي است كه بتواند به نوعي به بشر كمك كند».

منابع:

http://www.whitepinepictures.com/seeds/iii/38/index.html

white pine pictures
Lindalee Tracey and Peter Raymont

King of Hearts – Dreams of a Shepherd Boy, about the life of Dr. Tofy Mussivand, an immigrant to Canada from his Kurdish homeland high in the Northern Mountains of Iran.
ویکی پدیا
http://lorveir.blogfa.com
http://www.bhowco.ir

http://www.citytomb.com/wiki/view/Tofy_Mussivand/

http://www.youtube.com/watch?v=RY3lK5qqNek

A delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran

A delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran

December 18, 2013

A delegation's of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran Photo: Dr. Farahmand's FB

A delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran
Photo: Dr. Farahmand’s FB

On Monday December 16th, 2013, a delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran.Mr. Farazi and Mr. Hayati both representing the United Kurdish Front,  have attending the meeting with Ms. Durant from EU parliament . During the meeting the situation of Kurds in Iran were  discussed.

Dear Isabella Durant,

Vice-President of European Parliament,

Despite government agencies’ attempts to represent us as violent and uncivilized people, we, as the Kurdish people of Iran, are a pacifist people who are seeking peace and freedom and a peaceful life in our country. Whenever there has been little hope of change and reform, we have followed peaceful solutions and have tried toleration. Our goals are not unattainable. We want to reach our basic rights such as the right to elect and to be elected freely. But the government has marginalized us.

Our people like other people of Iran took part in Iranian revolution in 1979 with the hope of a better life, but from the very first years after the revolution we faced discrimination and were considered as the Other. We also participated in the process of reformation under the leadership of former president Khattami. Now after 8 years that reformists were being removed from power, our people voted in favor of Iranian current president Hassan Rouhani with the hope of change once more. But in the first months of Rouhani’s leadership our hope declined due to the new government’s response to our demands. Our people seek to enter political process but have encountered serious obstacles on their way.

Iranian Kurds are more than 10 million people and live in 5 western provinces. In the constitution some of our rights and demands are incorporated in the form of articles number 3, 15, 19 and so on, but are denied to enter government unelected and even elected bodies.

We, as a group of Kurdish activists, demand equal opportunities as other Iranians in all aspects of Iran’s political life. We encourage our people to enter the current political process and have established several institutions and associations but we could not move freely.

In recent months and after the election of Rouhani we have applied to form a legal organization but there has been no response from the government to date. With the election of Rouhani there was a positive atmosphere of change but it seems there are many obstacles ahead from the government bodies that oppose us to meet our demands. Even in many cases the human rights situation is getting worse.

There are many human rights activists, journalists, and other activists being still held in prison. They see our demands with a security approach.

The continuation of the current security atmosphere and executions and detentions have risen the political gap between the government and the people and the government see the Kurds still from a security point of view.

From an economic point of view, Iranian Kurdistan has been held back in poverty in such a way that the Kurdish populated provinces rank the less developed provinces. Our portion of GDP per capita and local management is little and this has added to our poverty and discrimination against us and this situation leads to violence.

With regard to Yaresan people that as an ancient Iranian which makes up the largest population after Iranian Sunnis, and that are of a Kurdish decent, there have been all kinds of discrimination against them. Except for some local councils, they are not represented in power and are denied to enter to military and country’s main institutions. Unfortunately, three of them set themselves on fire in front of governor offices and provincial governor offices of the city of Hamadan and also in front of Majlis (Iran’s Parliament), and there are fears of more suicides if this discrimination against them continues.

Due to the lack of job and bad situation that our youths live in, they smuggle items like wool, cigarettes, and electronic gadgets like TV Sets LCD and LCD sets into the country from border with Kurdistan Regional Government in order to make living to their families. They have lost their legs and even lives in this way of living and are being killed by Iranian government border guards. A large number of beasts like horses and donkeys and asses as well that are being used to carry those legal items have been killed by border guards.

Dear madam Durant:

Our people demand their basic rights such as the right to education in their native language in order to preserve their identity, the right to get jobs and access to managerial levels, the right to self determination, and the right to promote their culture and literature in Iran.

Luckily, our rich ancient culture and history have not allowed the emergence of fundamentalism and other violent actions. With our announcement of national reconciliation and our entrance to the current political process, we try to eliminate violence from our country and invite other Iranian people to follow peace and democracy.

We expect international Human Rights organizations in cooperation with the Islamic Republic of Iran’s legal and political institutions to demand the implementation of Iranian constitution’s articles related to minorities’ rights in line with democratic values, social justice, and balanced development.

Sincerely Yours,

A group of Iranian Kurdish civil activists,

December 15, 2013

A delegation's of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran عكس از صفحه فيس بوك دكتر فرهمند  ؛ با تشكر

A delegation’s of EU met with representatives of the United Kurdish Front in Tehran
عكس از صفحه فيس بوك دكتر فرهمند ؛ با تشكر

A European Parliament delegation met the Kurdish front representative in Tehran

A European Parliament delegation met the Kurdish front representative in Tehran

%d bloggers like this: