Category Archives: Farsi

وضعیت حقوق بشر در ایران مرور سال میلادی ٢٠١٨، سازمان عفو بين الملل

وضعیت حقوق بشر در ایران مرور سال میلادی ٢٠١٨، سازمان عفو بين الملل

 

Human Rights in Iran

_____ ____ ___ __ __ ران مرور سال 2018

متن بیانیه اعلام موجودیت ائتلاف همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

“.متن بیانیه اعلام موجودیت ائتلاف “همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

Nationality of Iran Federal Organization_Germany_022019

“اطلاعيه آغاز فعاليت ائتلاف “همبستگی برای آزادی و برابری در ايران

چهل سال از به قدرت رسيدن جمهوری اسلامی در ايران می گذرد، که در اين مدت حاصلی جز جنايت، سرکوب، کشتار و اعدام، غارتگری و تشدید فقر روز افزون برای مردم نداشته است۔ درچنين شرايطى، شاهد اعتراضات توده‌های مردم برای رفع تبعيض، آزادی و عدالت اجتماعی، دراشکال مبارزات برابرى طلبانه مليتهای مختلف ايران، جنبشهای اجتماعی و اعتراضات مدنى کارگران، زنان، دانشجويان، کشاورزان، فرھنگيان، حفظ محيط زيست، بیکاران و تھيدستان ميباشيم.

تعميق بحرانهای چندگانه درتار و پود جامعه از يکسو، و تشديد تنش و تخاصم در مناسبات منطقه اى وبين المللى و تحريمهای ناشی از آن از سوى ديگر، جمهوری اسلامی ايران را ناتوانتر از ھميشه و درسراشيب فروپاشى قرار داده است.

درچنين وضعيتى، ادامه حاکميت اين رژيم جز زيان و مصائب بيشترى برای مردم ندارد۔ از اين رو همراهی و اشتراک مساعی همه نيروهای جمهوريخواه دموکرات برای پشتيبانی از مبارزات مردم در جھت مقابله با جمھورى اسلامى درايران ، بيش از هرزمان ديگری، ضرورى است.

با درک اين واقعيت، ما احزاب و سازمانهای امضاکننده تفاهم نامه ٢٥ آبان ١٣٩٧ – ١٦ نوامبر ٢٠١٨، همکاری رسمی خود را با نام زير آغاز می کنيم

“همبستگی برای آزادی و برابری در ايران”

بنا به تفاهم نامه مورد توافق، ما مشترکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی وجایگزینی آن با یک نظام برخاسته از آراء مردم بر مبناى جمهوریت، دمکراسی، جدائی دین و دولت و فدرالیسمى که تأمين حقوق برابر ملی – دموکراتیک ملیت ها و اقوام ساکن ایران باشد، مبارزه می کنيم.

ما از مبارزات آزاديخواهانه و حق طلبانه مردمان ايران و جنبشهای مدنی و اجتماعی جاری، قاطعانه حمايت می کنيم. ما مصمم هستیم با تاکید برمنافع و حقوق مردم کشورمان وپایان بخشیدن به ستمها و تبعیضات موجود و تامين برابر حقوقی، ایران فدرال، آزاد، آباد، دموکراتيک، یکپارچه ومتحد آینده را باهم بسازیم.

ما خواهان صلح ومخالف سیاستھاى مداخله جويانه وجنگ افروزانە جمھوری اسلامی ايران در منطقه و جھان ھستيم۔

ایران آیندە، ضمن احترام متقابل و رعايت حسن ھمجوارى، بە حق حاکمیت کشورھا احترام ميگذارد۔ ما اعلام ميداريم که جمھورى اسلامى ايران بايد به مداخلات خود در امور کشورھاى ھمسايه و ماجراجويى ھايش در سطح منطقه پايان داده و بى قيد وشرط، نيروھايش را از تمامى کشورھاى منطقه خارج نمايد۔

“ھمبستگی برای آزادی و برابری در ایران”، ازحمایت افکار عمومى جھان، نيروھاى مترقى و نھادھای بین المللی از مبارزات مردم برای استقرار دمکراسی در ايران استقبال میکند و مخالف دخالت دولتھاى خارجی در امور داخلی ایران میباشد.

ما تشکيل “همبستگی برای آزادی و برابری در ايران” را گامی مفيد و ضروری در جهت اتحاد گسترده نيروها و جريانات جمهوريخواه دموکرات ايران می دانيم و به همين دليل نيز دست همکاری مان را به سوی همه نھادھا، سازمانها، احزاب، شخصيتها و فعالان سياسی و اجتماعی دموکرات، آزاديخواه و مدافع حقوق بشر، دراز کرده و آمادگی خود را برای همکاری در چارچوب فوق اعلام می کنيم.

“همبستگی برای آزادی و برابری در ايران”
٤اسفند ١٣٩٧ – ٢٣ فوريه ٢٠١٩

احزاب و سازمانهای تشکيل دهنده به ترتيب حروف الفبا :

اتحاد دمکراتيک آذربايجان – بيرليک

، جنبش جمهوريخوهان دموکرات و لائيک ايران

، حزب تضامن دمکراتيک اهواز،

حزب دمکرات کردستان ايران

حزب دمکرات کردستان

حزب کومه له کردستان ايران

حزب مردم بلوچستان

سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

، شورای موقت سوسياليستهای چپ ايران

، کومه له زحمتکشان کردستان

==============

این ده سازمان و حزب مخالف جمهورى اسلامى ايران كه روز شنبه ٢٣ فوریه در شهر هانوفر آلمان گرد هم آمدند با صدور بیانیه‌ای ائتلاف جدید را اعلام کردند و در بیانیه پایانی خود بر «سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری مبتنی بر دمکراسی، آزادی، برابری حقوقی شهروندان و جدایی دین از دولت» تاکید کردند.

جمهوری اسلامی ايران = چهل سال غارت و چپاول مردم محروم

جمهوری اسلامی ايران = چهل سال غارت و چپاول مردم محروم

سالار حسامی

٢٤ بهمن ١٣٩٧

شورش، قیام، یا انقلاب سال ١٣٥٧ را در هر قالبی نامگذاری کنیم، نمیتوانیم غیر از تحجر و واپسگرایی نشانی از “دگرگشت”ی روبه‌ پیشرفت را برای آن بیابیم. پلاتفرم و کارنامه‌ی سیاه جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه‌ی اخیر به روشنى مصداق این ادعا است، که‌ سران جمهوری اسلامی ایران با حکومت “پان مذهبی” و بنياد گراياشان موجب شدند نه تنها ایران بلكه چندين كشور  اسلامى در جهان را هم كه از انقلاب ايران الگو بردارى كرده بودند را از مسير پيشرفت و تمدن باز داشته و به تحجر  و واپس گرايي بكشانند. سران اين حكومتها ثروت و سامان ملی را به‌ جیب تروریستان و آقازاده‌هایشان ریختند و با ناکارآمدی اقتصادی، سياسى و نظامى مردم محروم ايران و ديگر كشورى تحت نفوذشان را به‌ خاک سیاه‌ بنشانند

ساختار سياسى این رژیم كه بر پایه‌ی “صدور انقلاب” که‌ همانا صدور تروریسم به کشورهای دیگر منطقه بودبنيان نهاده‌ شد و حاصل این حکومت، چهل سال غارت و چپاول، اختلاس، روابط انگلی و واسطه‌گری، فقر و گرسنگی، توسعه‌ی فساد و فحشا، کشتار زندانیان و در نهایت ترور دگراندیشان در داخل و فراسوی مر‌زهای ایران بود.

آمال توده‌های مردم از براندازى رژیم سلطنتی پهلوی در ایران، مبارزه با دیکتاتوری فردی،  مبارزه با فساد حکومتی،  كاهش مشکلات اجتماعی،  از بين بردن شکاف شديد طبقاتی در ميان اقشار مردم،  بهینه‌کردن اوضاع اقتصادی و بنيانگذاری دمکراسی (حکومت مردم بر مردم) بود. اما آخوندهایی که‌ با شعار: “پول نفت را بر سر سفره‌هایتان میاوریم…”، زمام قدرت را به‌ دست گرفتند، كاملا مغاير با اين خواستها و آرزوهاى مردم عمل كردند . تا جایی که‌ اکنون نه‌ تنها ملل ساكن در ايران ، بلکه‌ جامعه‌ی جهاني هم به‌ این حقیقت رسیده‌است که‌ پس از چهل سال غارت و چپاول ثروتهاى مردم محروم ایران ، و به‌ صلیب کشیدن امید و آرزوهای دو نسل از ايرانيان، تنها امیدی که‌  براى اين مردم باقی  مانده است، همانا تغيير اين رژيم با يك قیام فراگير توسط مردم قهرمان ايران است.

شكست سياستهاى جمهورى اسلامى ايران در همه عرضه ها پس از گذشت ٤٠ سال از عمر نافرجام جمهورى اسلامى ايران ، مويد اين واقعييت است كه هر حکومه‌تی با ساختارهاى حكومتى و با مدل حکمرانی جمهوری اسلامی ايران در هر نقطه اى از جهان محکوم به‌  شكست است و راهى جز براندازی و تغيير آن وجود نخواهد داشت.

در تظاهرات گسترده‌ و سراسری دی ماه‌ ١٣٩٦ خورشيدى که‌ بیش از بیست استان كشور را در بر گرفت، مردم زجر كشيده و محروم  ايران با شعار “مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر روحانی، مرگ بر اصل ولایت فقیه…” براندازی و سرنگونی نظام آخوندی را خواستار شدند. اين حركت گسترده اعتراضى و سراسرى  موجب شد كه دستگاههاى امنيتى و اطلاعاتى ايران با ايجاد جو شديد پليسى، دستگيريهاى گسترده و ايجاد جو رعب و وحشت و در همان حال با اعلام  قول و قرارهاى دروغين بتوانند از گسترش و ادامه اين حركات اعتراضى بصورت موقت جلوگيرى كنند.

امسال و در سالگرد انقلاب اسلامى هم دستگاههاى اطلاعاتى و امنيتى رژیم با ايجاد جو ترس و هراس و استفاده از ترفند تطمیع موفق شدند بخشي از مردم را به نمايش هاى خيابانى خود براى نشان دادن قدرت كذايي نظامى و موشکهای دوربردشان بكشانند، با اينحال تدابیر شديد و خشن امنیتی درهمين ايام نشان داد كه جمهورى اسلامى ايران آخرين روزهاى عمر خود را سپرى مي كند و بدون تردید با اراده‌ی‌  آهنين مردم سقوط،  براندازی و سرنگونی اين نظام .چندى نخواهد پائيد و  بهار آزادی نزدیک است.

برای صحت این ادعا، کافی است، به‌ سخنان سید سلمان سامانی (سخنگوی وزارت کشور- در کابینه‌ی روحانی)، اشاره‌ کرد، که‌ اخیرا پرده‌ از روی نفرت و انزجار مردم به‌ جان آمده‌ از نظام آخوندی برداشت و گفت: “در طول شش سال دولت روحانی چهل و سه‌ هزار (٤٣٠٠٠) حرکت اعتراضی در کشور برگزار شده است..”

ائتلاف دە سازمان و حزب سیاسی ایران برای تمرکز بخشیدن بە مبارزات خود علیە رژیم جمهوری اسلامی ایران

ائتلاف دە سازمان و حزب سیاسی ایران برای تمرکز بخشیدن بە مبارزات خود علیە رژیم جمهوری اسلامی ایران

اتحاد دمکراتيک آذربايجان – بيرليک ، جنبش جمهوريخوهان دموکرات و لائيک ايران، حزب تضامن دمکراتيک اهواز، حزب دمکرات کردستان ايران، حزب دمکرات کردستان، حزب کومه له کردستان ايران، حزب مردم بلوچستان، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، شورای موقت سوسياليستهای چپ ايران، کومه له زحمتکشان کردستان

solidarity.jpg

آبانماه ۱٣۹۷- ١٦ نوامبر ۲۰۱٨

دە سازمان و حزب سیاسی ایران طی بیانیەای مشترک از تشکیل ائتلافی در بین خود برای تمرکز بخشیدن بە مبارزات خود علیە رژیم جمهوری اسلامی ایران تا سرنگونی این رژیم و استقرار دموکراسی و يك جمهوری فدرالی در ایران خبر دادەاند.
در این ائتلاف کە در آن احزاب سیاسی ابوزسيون ايران از گرایشات مختلف در آن شركت دارند طى بیانەای تحت عنوان ” فراخوان بە همکاری مشترک ” بر تداوم مبارزه تا سرنگونى جمهورى اسلامى ايران تاكيد كردند

متن کامل فراخوان این احزاب برای همکاری مشترک

فراخوان به همکاری مشترک

کشور ما نزدیک به ۴۰ سال است که تحت ستم و سلطه جمهوری اسلامی قرار دارد. امروزه در شرایطی که مردم ایران در تمامی عرصه ها دست به مبارزه ای گسترده برای آزادی، رهایی و احقاق حقوق خود زده اند، ما جریان ها، سازمان ها و احزاب سیاسی، با دیدگاه های اجتماعی و پیشینه سیاسی متفاوت، فعالیت مشترکی را بر اساس تفاهم نامه زیر آغاز کرده ایم. ما این حرکت مقدماتی را گامی در جهت ایجاد یک اتحاد گسترده دانسته و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نخواهیم کرد.

ما بر ضرورت اتحاد وسیع برای استقرار دموکراسی، جمهوری و فدرالیسم در ایران و ارزش هایی چون رواداری، پلورالیسم، جدایی دین و دولت بر مبنای منشور حقوق بشر و همزیستی همه طیف ها و گرایش های سیاسی دموکراتیک پایبندیم.
ما با تاکید قاطعانه بر تدوام و گسترش جنبش های اعتراضی، مدنی و دموکراتیک در ایران و پشتیبانی از مبارزات مردم، از احزاب، نهادها، سازمان و جریان های جمهوری خواه دموکرات که خود را با تفاهم نامه زیر همسو می دانند، دعوت به همکاری و همگامی در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی می نمائیم.


مبانی مشترک همکاری ما

مقدمه :

الف: بعد از يک سده مبارزات پر فراز و نشيب در راه آزادی و عدالت اجتماعی، تامين حاکميت مردم، استقرار و نهادينه کردن دموکراسی در کشور و تلاش مستمر برای پی‏ريزی ايرانی آزاد، پيشرفته و مدرن و به دور از هر گونه تـبعيض جنسيتی، ملی و مذهبی ، کشور ايران همچنان اسير استبداد و حکومت خودکامه است. مردم از حقوق اساسی خود، از آزادی‏های سياسی، اجتماعی، صنفی و امنيت قانونی و اجتماعی محروم هستند.
تبعيض عليه زنان که نيمی از جمعيت کشور را تشکيل می‏دهند، سياست رسمی و قانونی جمهوری اسلامی ایران است. دگرانديشان، روشنفکران، نويسندگان، هنرمندان، انديشمندان، جوانان و دانشجويان درمعرض تهديد و تهاجم دائمی حکومت قرار دارند. کارگران، معلمان، دانشگاهیان و دیگر توليدکنندگان ثروت مادی و معنوی جامعه، از حداقل های لازم برای تامین زندگی متناسب با شان و منزلت انسانی و اجتماعی خود، برخوردار نیستند و از حق تشکیل سندیکا و تشکل مستقل محرومند. تبعيض و ستم ملی عليه مليت‏های ساکن ايران با خشن‏ترين شيوه‏ها ادامه دارد. جمهوری اسلامی ایران در ادامه تضييقات گذشته هم چنان مطالبات بر حق ملی و قومی را با قهر و خشونت پاسخ می‏دهد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی و ساختار قدرت در آن، بر پايه تبعيض، درآميزی دين و دولت، دشمنی با آزادی و تجدد بنا شده است. در جمهوری اسلامی مردم از حق حاکمیت بر سرنوشت خود محروم هستند و حقوق بشر پيوسته وبشکلی خشن نقض می شود.
رژیم جمهوری اسلامی ایران در کلیت خود اصلاح پذیر نیست و در چارچوب آن، هیچیک از خواست های دموکراتیک مردم ایران تحقق پذیر نیست. بنابراین، سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران و انحلال همۀ نهادهای قضائی، قانون گذاری و اجرایی سرکوبگر (اعم از سیاسی، نظامی، امنیتی و غیره) و الغای قانون اساسی جمهوری اسلامی و دیگر قوانین غیر دموکراتیک، شرط نخست و اصلی در راستای استقرار یک نظام جمهوری مبتنی بر دموکراسی، جدایی دین و دولت و حقوق بشر می باشد.
ب: مبارزه علیه جمهوری اسلامی از بدو بنيانگذاری آن همواره جريان داشته است. دهها هزار نفر از مبارزان راه آزادی و عدالت اجتماعی در طول قريب به چهل سال گذشته در پیکار عليه استبداد حاکم جان باخته اند.
چهار دهه است که مردم به اشکال مختلف نارضایتی خود را از وضع موجود اعلام داشته و گاه بدون توجه به سیاست سرکوبگرانه حکومت، به شکل ملیونی به خیابان آمده اند تا انزجار خود را از سیاست های غیر دموکراتیک و ناعادلانه و تبعیض آمیز حکومت اعلام دارند. آخرين نمونه آنها، جنبشهای گوناگون طی ماههای اخير و به ويژه، خيزش ديماه گذشته و اعتصابات و اعتراضات اخير می باشد. در نتیجه این اعتراضات، سیمای جمهوری اسلامی درسطح گسترده ای افشا شده و این مقاومت ها و اعتراضات مردمی به همبستگی ملی و بین المللی برای دستيابی به دموکراسی کمک شایانی نموده است.
ج: در طول چهاردهۀ گذشته، آزاديخواهان و نيروهای چپ، دموکرات و جمهوريخواه با برنامه و روش‏های متفاوت عليه حکومت جمهوری اسلامی مبارزه کرده‏اند. اما تجربه نشان داده است که بدون همکاری و اتحاد عمل اين نيروها، امکان تاثيرگذاری آن‏ها بر تحولات سياسی و شکل‏دهی آلترناتيو جمهوريخواه ودموکرات دشوار خواهد بود.امروز برای پیشرفت جنبش، ضرورت همکاری و اتحاد عمل اين نيروها بيش از هر زمان دیگری به امری حیاتی تبدیل شده است.
ما سازمان‏ها و احزاب امضا کنندۀ اين تفاهم ‏نامه، با برنامه، ديدگاه های اجتماعی و پيشينه سياسی متفاوت که بر ضرورت اتحاد وسيع جمهوريخواهان دموکرات، برای استقرار دموکراسی در ايران بر مبنای منشور جهانی حقوق بشر و ضمائم پیوست آن و ارزش هائی چون رواداری، پلوراليسم، جدايی دين و دولت و همزيستی همه طيف ها و گرايش های سياسی دموکراتيک، پايبنديم؛ ما نیروهائی که در راه تداوم، گسترش و تعميق جنبش اعتراضی مردم ايران که رنگين کمانی از طبقات، گروه های اجتماعی و نيروهای سياسی آزاديخواه جامعه می باشد مبارزه می کنيم، بر مبارزه مدنی، و دموکراتيک و مسالمت آميز، که خصلت نمای جنبش اعتراضی است، تاکيد داريم، تفاهم بر سر اين طرح مقدماتی را گامی در جهت اتحاد گسترده جمهوريخواهان ايران می دانیم.

طرح مشترک ما
١- استقرار نظامی دموکراتيک در شکل جمهوری پارلمانی مبتنی بر جدايی دين و دولت ، تفکيک قوای سه گانه و پلوراليسم سياسی، انتخابی بودن همه نهادهای حکومت با رای مستقيم مردم و رعايت اصل تناوب قدرت. ما بر این اصل تاکید داریم که رای مردم يگانه منشاء قدرت و مشروعيت حاکميت است.
کشور ايران سرزمينی است که در نتيجه همزيستی مليتهای، فارس، ترک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و ديگر مجموعه های زبانی و اقليتهای مذهبی و فرهنگی شکل گرفته است.
برای اتحاد پايدار و باهم ماندن مردمان ايران ضروری است
اولا هويت و حقوق ملی – دموکراتیک اين مردمان پذيرفته و حق تعيين سرنوشتشان به رسميت شناخته شود.
ثانيا تمرکز قدرت و مرکز گرائی تاکنونی، جای خود را به عدم تمرکز و تقسيم قدرت در ساختار سياسی ايران بدهد.
٢- ما خواهان اتحاد آزادانه مردمان ايران در يک سيستم سياسی و اداری فدرال هستيم
٣- جدايی دين و دولت و تضمين آزادی عقیده، دین و مذهب
٤- تامين آزادی‏های سياسی، حقوق دموکراتيک و مدنی مردم، تضمين آزادی انديشه و بيان، رسانه ها و اطلاع رسانی، شيوه زندگی، فعاليت احزاب سياسی، آزادی برگزاری اجتماعات، تظاهرات، اعتصابات و ايجاد تشکل های صنفی و مدنی.
٥- تامين برابر حقوقی شهروندان، مستقل از جنسيت، مذهب، تعلق قومی، ملی، زبانی و مسلکی
٦- تعهد و تضمين حقوق و آزادی های مندرج در اعلاميه جهانی حقوق بشر و پيمان های الحاقی آن
٧- لغو مجازات اعدام و هر گونه مجازاتی که حيثيت، شان و منزلت انسان را خدشه دار کند
٨- تامين برابر حقوقی زنان با مردان، لغو هر گونه تبعيض جنسيتی، اجرای کامل مفاد کنوانسيون منع تبعيض عليه زنان و تضمين قانونی برای تامين امکانات لازم جهت رشد استعدادها و توانايی‏های زنان در همه عرصه‏های زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و سياسی.
٩- تحکیم پایه های دموکراسی در کشور و تدوام همزیستی تاریخی مولفه های آن ایجاب می کند که حقوق برابر ملیت های ایران و حقوق ـ ملی دموکراتیک ملیت ها و اقوام ساکن ایران واحد، دموکراتیک و غیر متمرکز در عرصه های ملی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تامین و تضمین گردد.

١٠- تامين فرصت‏های برابر برای دسترسی همگان به مسکن، بهداشت، آموزش، اشتغال، فرهنگ و بيمه های اجتماعی
١١- برقراری روابط سياسی ايران با همه کشورها بر پايه احترام متقابل، پذيرش اصل حق حاکميت مردم ايران، منافع ملی و پاسداری از صلح جهانی. ما با دخالت نيروهای خارجی در امور مربوط به حق تعيين سرنوشت مردم ايران و آلترناتيو سازی توسط آن ها مخالفيم.
١٢- جلب پشتيبانی افکار عمومی و حمایت نهادهای بين المللی از مبارزات مردم ايران برای استقرار دموکراسی در کشور و اعمال فشار به جمهوری اسلامی در اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران و در همبستگی با مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران.

١٣- مخالفت با بنيادگرايی، اعمال خشونت و تروريسم

١٤- ما برگزاری اجتماعات، تحصن، اعتصاب، راهپيمايی و اشکال متفاوت مبارزه، برخورداری از حق دفاع در برابر اعمال قهر حکومت و مبارزه مدنی برای رسيدن به مطالبات اقتصادی و سياسی را جزئی از حقوق اساسی شهروندان می شناسيم.

١- اتحاد دمکراتيک آذربايجان – بيرليک
٢- جنبش جمهوريخوهان دموکرات و لائيک ايران
٣- حزب تضامن دمکراتيک اهواز
٤- حزب دمکرات کردستان ايران
٥- حزب دمکرات کردستان
٦- حزب کومه له کردستان ايران
٧- حزب مردم بلوچستان
٨- سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
٩- شورای موقت سوسياليستهای چپ ايران
١- کومه له زحمتکشان کردستان

آبانماه ۱٣۹۷- ١٦ نوامبر ۲۰۱٨

**************************************

از خواسته‌های قانونی محمد صدیق کبودوند حمایت کنیم

از خواسته‌های قانونی محمد صدیق کبودوند حمایت کنیم

Kaboudvand_03

محمد صدیق کبودوند روزنامه‌نگار و رئیس «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» در اعتراض به “پرونده‌سازی و تشدید فشار‌ها و اذیت و آزار مقامات امنیتی علیه او”، از روز یک‌شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، دست به اعتصاب غذا زده است.
این مدافع حقوق بشر زندانی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، در پانزدهمین روز اعتصاب غذا و قرار گرفتن در وضعیت نامساعد جسمانی، به بیمارستان طالقانی در تهران منتقل شد.
آنچه‌ در این میانه مشهود است و تعجب و گمان بسیاری از مدافعان حقوق بشر را برانگیخته‌ است، سکوت مجامع بین‌المللی، نهادهای حقوق بشری، سازمان‌ها و جریان‌های سیاسی در رابطه‌ با این موضوع است. غیر قابل باورتر از آن سکوت رسانه‌ای و سانسور خبری رسانه‌‌ها در این رابطه‌ است.
رسانه‌های گروهی در رابطه‌ با کوچک‌ترین برخوردی با زندانیان سیاسی غیر کُرد، به سرعت واکنش نشان می‌دهند؛ اما در خصوص پوشش اخبار مرتبط با وضعیت مدافعان حقوق بشر و فعالان سیاسی و مدنی کُرد که‌ با بدترین وضعیت در زندان‌ها مواجه‌ هستند، سکوت اختیار می‌کنند. این مجامع، نهادها، جریان‌ها و شبکه‌‌های خبری با گذشت بیش از دو هفته از اعتصاب غذای اعتراضی این زندانی سیاسی، کم‌ترین‌ واکنش از خود نشان داده‌اند.
براین اساس ما نهادهای مدافع حقوق بشر انتظار داریم که چهره‌های حقوق بشری که در نهادهای مدنی فعالیت می‌کنند و یا در رسانه‌های فارسی‌زبان پرمخاطب حضور دارند، برای احقاق حقوق زندانیان مدنی، عقیدتی و سیاسی، در خط مشی فکری و چهارچوب‌های کاری درباره پوشش گزارش‌ها و اخبار قربانیان نقض حقوق بشر بدون تبعیض عمل کنند و ارزش‌های والای حقوق بشر و حفظ کرامت انسان‌ها را مد نظر
قرار دهند.
ما امضاکنندگان این بیانیه، با حمایت از خواسته‌های حقوقی و قانونی محمد صدیق کبودوند، ضمن درخواست از ایشان جهت پایان اعتصاب غذا، از تمامی سازمان‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر، رسانه‌های جمعی، فعالان مدنی و سیاسی؛ واکنش مناسب و اقدام فوری نسبت به وضعیت خطرناک آقای کبودوند را خواستاریم.
ما امیدوار هستیم همگان نسبت به بیانیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های الحاقی آن مسئولانه رفتار کرده و با پرهیز کردن از بی‌عملی و سکوت اختیار کردن‌های مصلحتی، هدف والای انسانی دفاع از حقوق بشر را بدون تبعیض عملی کنند.
یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵ – ۲۲ مه ۲۰۱۶kaboudvand_05

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
كميته كُردهاى مقيم آمريكا براى دموكراسى و حقوق بشر در ايران
جمعیت حقوق بشر کوردستان
کانون مدافعان حقوق بشر کردستان
کوردوساید واچ (چاک – کمیته شرق کردستان)

فراخوان به تظاهرات اعتراضی درمحکومیت کشتارکُردها توسط حکومت ترکیه

فراخوان به تظاهرات اعتراضی از سوی جمعی از شخصیت های سیاسی، فرهنگی، ادبی، هنری و نهادهای مدنی کُرد ایرانی در محکومیت کشتار کُردها توسط حکومت ترکیه

امضاءکنندگان این بیانیه ضمن محکوم کردن جنایت‌های رژیم ترکیه، حمایت قاطع خود را از خواست‌های برحق مردم در شمال کردستان اعلام می‌دارند و از وجدان‌های بیدار و سازمان‌های مدافع حقوق بشر در جهان می‌خواهند در برابر کشتار وحشیانه و سرکوبگرانه حکومت ترکیه علیه کُردهای آن کشور سکوت نکنند.

این بیانیه از کُردهای شرق کردستان دعوت می‌کند در روز شنبه سوم بهمن‌ماه برابر با ۲۳ ژانویه، در هر کجای جهان که هستند در صفوفی منظم و فشرده با برگزاری تجمع و آکسیون‌های اعتراضی مسالمت‌آمیز در برابر سفارتخانه‌های ترکیه و ساختمان پارلمان‌ها و یا میادین شهر‌ها، ضمن حمایت از خواهران و برادران خود در شمال کردستان به افشای جنایات رژیم ترکیه در قبال مردم کُرد بپردازند.Turkey's south-east regionTurkey's south-east region_12232015

:اسامی برخی از امضاءکنندگان این بیانیه  

صارم‌الدین صادق‌وزیری، هاشم کریمی، عزیز ماملی، دکتر خلیل رشیدیان، عبدالله مصطفی سلطانی، انور سلطانی، دکتر حسین خلیقی، خلیل حواری‌نسب، یوسف اردلان، نجم‌الدین غلامی، ناصر رزازی، کالی آتشی، فریبرز فخاری، دکتر کامران امین‌آوه، هیمن سیدی، مظفر نامداری، امیر لطف‌الله نژادیان، یدالله بلدی، دکتر طاهر حکمت، آریز اندری، امید بیگی‌زاده، عمار گلی، دکتر گلمراد مرادی، سیروان کاووسی، لیلا محمدی، علی کریمی، رحمان جوانمردی، مهین شکرالله‌پور، شهلا دباغی، محمد قرآنی، کویستان فتوحی، سوورکیو ذکی، بهروز آغازمان، بهزاد خوشحالی، دکتر آزاد مرادیان، جهانبخش رستمی، آریز داراپور، سنبل صادق‌وزیری، زینب بایزیدی، پرشنگ بلوری، صدیق بابایی، امجد حسین‌پناهی، سعید سنندجی، علاءالدین صلاحیان، آفاق طوفانی، صبری بهمنی، سیروان قادری، دکتر محمد رحیمی، کوروش ناظری، جمیل محمدی، ناهید رحیمی، شهرام میری، کویستان داوودی، گلاویژ رضازاده، سحر دلشاد دیناروند، ارسلان عزیزی، مصطفی مدرسی، اصغر جیلو، لیلا خلیلی، سنور عبدالله‌پور، زینب ایلخانی‌زاده، بدیع بدیع‌زاده، شرافت خالدیان، شهاب‌الدین شیخی، سارا مولودی، ناصر رسول‌زاده، سالار پاشایی، مهرداد امین‌وزیری، ناصر فتحی، علی افرازه و

سازمانهاى حمايت كننده از اين فراخوان

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

جمعیت حقوق بشر کردستان

کمیته کُردهای مقیم آمریکا برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران

کانون مدافعان حقوق بشر کردستان

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

کوردوسایدواچ (چاک – کمیته شرق کردستان)

با امضای این پتیشن حمایت خود را از فراخوان اعتراضی ٢٣ ژانویه اعلام كنيد

 

گفتگوی راديو پيام کانادا با آقايان آزاد ‏مراديان‬ و محمد ‏آسنگران‬

گفتگوی راديو پيام کانادا با آقايان آزاد مراديان‬ و محمد آسنگران‬ پيرامون جنگ دولت‫ ‏ترکيه‬ با مردم کردستان: حکومت نظامی و محاصره شهرهای کردستان ترکیه و‫‏سرکوب‬ مردم بوسیله ارتش و نیروهای نظامی دولت اردوغان‬

دكتر آزاد مراديان در مصاحبه با راديو پيام؛ جنگ تمام عيار دولت تركيه در كوردستان تركيه تنها جنگ عليه مردم حق طلب كورد نيست، اين جنگ مبارزه اى بى امان در ميان مدافعان دموكراسى ، حق طلبى،  آزاديخواهى  و برابرى خواهان در برابر ديكتاتورى، ارتجاع، تروريستهاى دولتى  وسياستهاى توسعه طلبانه دولت اسلامگرا و سنت گرا و فاشيستى اردوغان و حزب حاكم آك پ است

Radio Payam_Moradian_Asangaran_Turkey_Kurds_11016

https://youtu.be/bznnJ5eYaWQ

https://www.youtube-nocookie.com/embed/bznnJ5eYaWQ

دكتر عبدالکریم لاهیجی، رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، نشان ملی لژیون دونور را از فرانسوا هولاند، رئیس جمهوری فرانسه، دریافت کرد

فرانسوا هولاند نشان ملی لژیون دونور را به رؤسای فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر اعطا کرد

فرانسوا هولاند نشان ملی لژیون دونور را به رؤسای فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر اعطا کرد

 كميته كردهاى مقيم امريكا براى دمكراسى و حقوق بشر در ايران اهداى نشان شواليه (نشان ملى لژيون دونور) فرانسه از سوى رئيس جمهور فرانسه آقاى فرانسوا هولاند به دكتر عبدالكريم لاهيجى رئيس فدراسيون جامعه هاى حقوق بشر را از صميم قلب به ايشان و به جامعه جهانى مدافعان حقوق بشر تهنيت مي گويد. 

دكتر عبدالکریم لاهیجی، رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، نشان ملی لژیون دونور را از فرانسوا هولاند، رئیس جمهوری فرانسه، دریافت کرد

دكتر عبدالکریم لاهیجی، رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، صدیقی کبا و میشل بلوم، رؤسای افتخاری فدراسیون، امروز جمعه ۶ نوامبر ۲۰۱۵ (۱۵ آبان ۱۳۹۴) درد کاخ الیزه نشان ملی لژیون دونور را از فرانسوا هولاند، رئیس جمهوری فرانسه، دریافت کردند

در این مراسم، رئیس جمهوری هولاند بر شجاعت مدافعان حقوق بشری که جان خود را به خطر می‌اندازند و فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر با ۱۷۸ سازمان عضو خود در سراسر جهان نماینده‌ی آنهاست، تأکید کرد. رئیس جمهوری فرانسه بر ضرورت فعالیت دیپلماتیک فرانسه در محافظت از مدافعان حقوق بشر تأکید کرد و قول داد از تمام فرصت‌ها برای این کار بهره بگیرد.

برای سه دریافت‌کننده‌ی این نشان، این مراسم در وهله‌ی اول و پیش از هر چیز، قدردانی از جنبشِ فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و تمام مدافعان حقوق بشر بود. آنها توجه رئیس جمهوری را به وضعیت ده‌ها تن از مدافعان حقوق بشر که در سراسر جهان در حبس خودسرانه به سر می‌برند ـ به‌ویژه در آذربایجان، ایران، مصر و آنگولا ـ جلب کردند. به علاوه، آنها بر اهمیت فعالیتِ نظام‌مند دیپلماسی فرانسه برای کسب آزادی این مدافعان و نیز به‌طورِ کلی محافظت از مدافعان حقوق بشر و آزادی دفاع از حقوق بشرِ جهان‌شمول تأکید ورزیدند.

Source: https://www.fidh.org/fa/

مصاحبه با آقاى دكتر مراديان: وضعیت تدریس و تحصیل به زبان مادری در ایران

مصاحبه با آقاى دكتر مراديان: وضعیت تدریس و تحصیل به زبان مادری در ایران
سپتامبر ، ٢٠١٥،٢٦
azad_tablou_01.jpg
پادکست خودمونی قسمت هشتم: بازگشایی مدارس و حق تحصیل به زبان مادری
در این قسمت نگاهی داریم به وضعیت تدریس و تحصیل به زبان مادری در ایران. مهمان امروز برنامه دکتر أزاد مرادیان دبیر کمیته کردهای مقیم آمریکا برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران و همچنین عضو انجمن روانشناسان
خانواده آمریکا می باشد.

حسن روحانی تضمین کرد اگر رئیس جمهور شود، تحصیل اقلیت‌های قومی در

ایران به زبان‌های مادری خود را ممکن می‌کند، همچنین علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش ۱۱ مهر ۱۳۹۲ اعلام کرد که “تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس در اولویت” برنامه ​های او قرار دارد.

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت در سنندج نیز در مقابل رای دهندگان کرد چنین گفت: «ایمان واعتقاد من این است و قلبم گواهی می‌دهد که ایرانی، ایرانی است و هر کس بخواهد کرد و لر و بلوچ و آذری و ترکمن، عرب و فارس را جدا جدا ببیند او ایرانی نیست.»

به گزارش خبرنگار ایرنا، رشید قربانی روز سه شنبه در جمع خبرنگاران در سنندج افزود: بر این اساس سه فصل کتاب ادبیات سه پایه متوسطه اول به زبان بومی و محلی اختصاص پیدا می کند و هم اکنون محتوای این کُتب در حال تهیه و تدوین است. وی با بیان اینکه برای تدریس این کُتب باید دبیران و معلمان از توانایی لازم برخوردار باشند گفت: در صورت آماده شدن محتوای این کُتب، تدریس آن از امسال آغاز می شود در غیر این صورت از سال آینده این مهم اجرایی خواهد شد.

سی و پنج سال پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی و برای نخستین بار، تدریس رسمی زبان و ادبیات کُردی، در قالب کتابی درسی که به عنوان ضمیمه کتاب فارسی دوره اول متوسطه تدوین شده، در مدارس شهرستان سقز در استان کردستان آغاز شد. بر اساس گزارش‌ وب‌سایت کُردی /فارسی “روانگه”، روز شنبه ۹ اسفندماه در مدرسه صلاح الدین ایوبی سقز در استان کردستان طی مراسمی از کتاب آموزش زبان کُردی رونمایی شد.

اصل پانزده قانون اساسی: “زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است”.

اصل نوزدهم قانون اساسی ایران هم می گوید مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.

لینک کامل منابع مورد اشاره در پادکست را برای مطالعه ی بیشتر می توانید در زیر ببینید:

**************************************

مصاحبه با دكتر مراديان؛ تاثير شكنجه بر زندانيان (سياسى و عقيدتى) درايران و راههاى درمان شكنجه شدگان پس از آزادى از زندان

مصاحبه با دكتر مراديان؛

 تاثير شكنجه بر زندانيان (سياسى و عقيدتى) درايران و راههاى درمان شكنجه شدگان پس از آزادى از زندان

sheida_jahanbin.jpgشيدا جهانبين

مجله “حقوق ما” شماره 14

 ١١ جولاى ٢٠١٥

ماده یکـم کنوانسـیون منع شکنجه سـازمان ملـل متحـد شکنجه را هــر عملـی میدانـد کــه بــه واسـطه آن و تعمدا درد و رنجـی شـدید، خــواه جسـمی یــاروحـی، بــر فــرد اعمــال شــود. دلیـل شـکنجه معمــولا کسـب اطلاعـات، اعترافگیـری، تنبیــه، ارعـاب یــا وا داشـتن فــرد بــه انجـام کاری اسـت. شـکنجهخــواه جســمی یــا روحی، تاثیــر فراوانـی بـر فــرد دارد و میتوانـد تـا سـالها تاثیــرات منفـی خــود را بــه همـراه داشـته باشد. بـه همیـن دلیـل بـه زندانیانیکـه دـر طـول دوران بازداشت خــود بــا شکنجه روبـه رو بوده انـد، توصیه میشـود  تــا بــا روانکاو و یــا روانشناس دــر مــورد تجربیـات خــود از شکنجه وتاثیراتی کــه ایــن شـکنجه ها بـر آنهـا داشـته است صحبـت کننـد و توصیه هایـی در مــورد کنـار آمدن یــا از بیـن بردن تاثیـرات شکنجه دریافـت کننـد تـازندگی آنهــا پـس از دوران بازداشت بــه روال عادی بازگردد. سلول انفرادی بــه تنهایـی یکـی از سختترین شکنجه های روحی و جسـمی بـه حساب میآیـد. بسیاری از زندانیـان سیاسـی درایــران تجربـه ی حبـس در سـلولهای انفرادی زندانهـای مختلـف را دارنـد. ایـن روش بـه دلیـل جلوگیـری از ارتبـاط زندانـی  بــا دنیـای بیــرون و ایزولـه کردن کامـل او وهمچنیـن ممانعـت ازهرگونـه تحـرک بدنـی و اسـتفاده از نـور وتوامـان شکنجه های جسـمی و روحـی بـر زندانـی وارد میکننـد. بــه دلیــل تاثیـرات مخربـی کــه شـکنجه بــر انسـانها میگـذارد و از آن رو کــهشـکنجه یکـی از مـوارد بـارز نقـض حقــوق بشـر بـه حساب میآیـد، سـازمان ملـل متحــد در قعطنامـه ای دـر سـال ۱۹۸۷ انجــام هــر گونــه اذیــت، آزار و رفتــار غیــر انسـانی و بشـری درکـره زمیـن را محکوم کرد و در قطعنامـه ای خواستار پیوسـتن کشـورهای جهـان بـه معاهده ی منـع شکنجه و مجازات ً شکنجه های دولتـی ( در و پیگیـری عوامل شکنجه )مخصوصــا سرتاسردنیـا شـد. 153 کشــور معاهده ی منـع شکنجه را تصویـب کرده انـد امـا ایـران از امضاکنندگان معاهده نیست و بــه عکـس، در قوانیــن ایــران، تحـت عنـوان تعزیـرات، مجازاتهایـی چـونشــلاق و قطـع عضـو در نظـر گرفتـه شـده است. شـورای نگهبـان در ایـران بـا هـر لایحـه ای کـه بـا هدف ایجـاد محدودیـت در اعمـال شکنجه توســط مقامـات انتظامـی و قضایـی تدویـنشـده، مخالفـت کرده اسـت. ایـن در حالی اسـت کـه زندانیـان شکنجه شـده درایـران، اغلـب از کمکهـای مشـاوره ای برخوردار نیستند و مراجعـه بـه روانکاو و روانشناس هنـوز هـم بـرای آنهـابـه عاملی مهم بـرای كم کردن از آالام و اثرات شکنجه azad_moradian_042015.jpgدر زندان تبدیل نشده است.

 از همین رو با آزاد مراديان، روان درمانگر و مشاور علوم رفتارى و همچنين عضو رسمى انجمن روانشناسان خانواده آمريكا در خصـوص تاثیـر شکنجه بر زندانیان در ایران و راههای درمانشکنجه شدگان پـس از آزادی از زندان گفتوگو کرده ایم.

به نظر شما شکنجه روحی و جسمی، می تواند تاثیرات خود را نه به صورت آنی، بلکه ماه ها و یا سال ها پس از اعمال شکنجه نشان دهد و این تاثیرات به صورت مختصر چیست (چه تاثیرات آنی و چه تاثیرات طولانی مدت)؟

در مقدمه اين بحث بايد عرض كنم كه موجود انسانى تركيبى است از دوسيستم مرتبط و در عين حال مستقل از يكديگر. هم علوم انسانى و هم علوم نظرى از فلسفه گرفته تا روانشناسى و علوم پزشكى براين باور اذعان دارند كه انسان تركيبى از ساختارهاى فيزيكى و بيولوژيكى و درعين حال روانشناختى و روحى است. اين دوسيستم تاثير و تاثر متقابل بر كاركرد يكديگر دارند. بى گمان ما انسانها در طول حيات خود كارى جز پاسخگويى به نيازهاى اين دوسيستم نداريم. هر كارى كه ما انجام مى دهيم به نحوى پاسخى به نيازهاى اين دوسيستم است. نيازهاى فيزيولوژكى و بيولوژيكى انسان مانند غذا، آب، هوا، سرپناه، بهداشت ورفع نيازهاى جنسى . 

هر گونه تداخلى در رسيدن موجود انسانى به اين نيازهاى اوليه مي تواند بر سلامت جسمى و فيزيولوژيكى فرد تاثيرات عميق و طولانى مدتى بگذارد و محروميت طولانى از دستيابى به اين نيازهاى اوليه مي تواند به مرگ موجود انسانى منجر گردد. از نظر روانشناختى هم به موازات دستيابى و عدم دستيابى موجود انسانى به نيازهاى اوليه،  نيازهاى روانشناختى و روانى فرد هم ارضا و يا به ناكامى روانى منجر مي شود كه خود در شكل گيرى شخصيت روانى و نگاهى كه فرد به زندگى و به ارتباط با دنياى پيرامون خود مي تواند داشته باشد موثر است. 

احساس امنيت و ناامنى، احساس تعلق و رابطه احساسى و عاطفى، اعتماد به خود و اعتماد به ديگران، حس صيانت نفس ، همگى در بسترى شكل مي گيرد كه رفع نيازهاى فيزيولوژيكى اوليه انسانى است. در نهايت تصويرى كه فرد از دنياى پيرامون خود پيدا مي كند و معنا و هدفى كه فرد در زندگى در پيش مي گيرد تا رسيدن به كمال و شكوفايى زندگى ، همگى در گرو گذار طبيعى از حوادث و اتفاقاتى است كه اين دوسيستم فيزيكى و روانى انسان را مورد تاثير و تاثر قرار مي دهند.

 برآورد متقابل اين دو سيستم بر همديگر و تنها راه رسيدن موجود انسانى به شكوفايى و كمال چيزى جز آزادى و نهايتا كرامت انسانى او نيست. هر وضعيتى كه مانع رسيدن انسان به نيازهاى اوليه جسمى و روانى او گردد در نهايت آزادى وكرامت فردى موجود انسانى را مورد تهديد قرار داده است و اين محروميتها مي تواند در كوتاه مدت و حتى در دراز مدت از رسيدن او به كمال انسانى كه نهايت زنگى است باز دارد. 

هدف از اين مقدمه اين بود كه اساسا شكنجه و آزار موجود انسانى چيزى جز محروم كردن فرد از دستيابى و دسترسى به نيازهاى اوليه و بنيادىن او نيست. بر اساس اين تعريف و در هر شرايطى چه در يك محيط محدود از نظر مكانى مانند زندان، ويا يك خانه و چه در يك محيط بزرگتر كه ميتواند يك محله يا يك شهر باشد هر گونه دخالتى از سوى صاحبان قدرت در اين مكانها و در جهت ممانعت از دستيابى به نيازهاى اوليه افراد، مي تواند شكنجه و آزار تلقى گردد، حال چه  شكنجه جسمى باشد و يا شكنجه روحى كه بعضا از آن به عنوان شكنجه سفيد هم نام مي برند. 

اساسا همه سيستمهاى امنيتى و پليسى و بعضى از شيوه هاى تربيتى و باز آموزى و به اصطلاح باز پرورى منسوخ شده بر اين اساس استوار است كه با محروم كردن فرد از دستيابى به نيازهاى اوليه او را در مسيرى كه خود درست مي دانند هدايت كنند. در واقع اگر رسيدن به نيازهاى اوليه فيزيولوژيكى و روانى فرد را به لذت و آرامش و رضامندى از زندگى مي رساند محروميت فرد از دستيابى به اين نيازهاى اوليه و بنيادين فرد را به درد، رنج، آشفتگى و عدم رضامندى از زندگى سوق مي دهد. 

با اين مقدمه مختصر مي توان تصويرى از فرد شكنجه شده را ارائه كرد، حال مي تواند اين فرد كودكى باشد كه در محيط خانه و يا مدرسه و در محل كار مورد شكنجه قرار گرفته است ( شكنجه جسمى و فيزيكى، روحى و عاطفى، و شكنجه و آزار جنسى)، يا زنى كه مورد خشونت خانوادگى از سوى همسر خود قرار مي گيرد و مي تواند در هر چهار طبقه بندى كه ما از آزار و شكنجه از آن اسم برديم گنجانيده شود. اين شكنجه  مي تواند ايجاد محروميت در پوشش روزانه و يا محروميت از اجراى آيين و مذهبى باشد كه فرد به آن اعتقاد دارد. 

ميزان تاثير اين شكنجه ها و آزارها بر زندگى فرد موضوعى است كه از فردى به فرد ديگرى متفاوت است به گونه اى كه تفاوتهاى فردى نقش اساسى در ميزان تخريب شخصيت فرد دارد، اين تفاوتهاى فرد مي تواند سن ، جنس، و تجربه هاى فرد مورد شكنجه قرار گرفته باشد. به همين دليل امكان دارد كه دو فرد در شرايط مساوى يك عكس العمل همسان را در مقابل شكنجه نشان ندهند. تحقيقات پزشكى و روانشناختى بر قربانيان شكنجه و آزارهاى جسمى و جنسى و حتى بازماندگان جنگ و سربازانى كه از جنگ برگشته اند اين موضوع را تائيد مي كند كه دست كم ٢٥ درصد اين افراد علايم مشابهى را نشان داده اند.علايمى كه مي تواند در يك طبقه بندى مشخص تحت عنوان پى تى اس دى يا اختلال استرس بعد از حادثه قرار گيرند.hoghoghema14.jpg

بگذاريد اين بحث را به موضوع شكنجه و آزار زندانيان عقيدتى و وجدان در ايران مرتبط كنيم. همه كسانيكه تجربه زندان در زندانهاى ايران را داشته اند به گونه اى همه مراحلى را كه من در بالا به آن اشاره كردم را تجربه كرده اند. محروميت از دستيابى به نيازهاى اوليه فيزيولوژيكى غذا، آب، هوا، بهداشت و سرپناه و در همين حال هم خشونت وحشيانه اى كه تنها هدف از آن ازار جسمى و فيزيكى بر فرد زندانى نبوده است. شلاق زدنهاى طولانى، خونين كردن سر ، صورت و بدن زندانى، بي خوابى و وادار كردن به بيدار ماندن ، كشيدن ناخن هاى دست و پا، عدم معالجه زخمهاى حاصل از اين شكنجه ها، قرار دادن در محيطهائى كه مي تواند سلامتى اندامهاى فرد را مورد تهديد قرار دهد، و همينطور شكنجه هاى روحى و روانى جنسى، تهديد به تجاوز فردى و گروهى تا تجاوز به انواع شيوه هاى غير انسانى، تحقير و خرد كردن اعتماد به نفس و صيانت نفس زندانى، و همه شيوه هايى كه فرد را در مرز مرگ روحى و روانى و نهايتا ترس فرد از مرگ مي كشاند هدف شكنجه گران بوده است. اين مجموعه اى كه ذكر شد تقريبا در همه زندانهاى ايران اعمال شده است و بى گمان همه زندانيانى كه مورد شكنجه و آزار قرار گرفته اند در چهارچوب اختلال استرس بعد از حادثه يا پى تى اس دى قرار مي گيرند كه با كمال تاسف اختلالى پايا و مقاوم است كه مي تواند بعد از آزادى از زندان هم مجددا باز سازى شود و همه آن شكنجه ها و آزارها را دوباره تجربه كند.

موضوع تاسف بر انگيز اينست كه بيشتر شكنجه شده گانى كه بعد از آزادى از زندان در ايران مانده اند حتى در صورت دستيابى به امكانات اوليه درمانى و رواندرمانى به دليل قرار گرفتن در فضايى كه همه عناصر شكنجة و شكنجه گر را در خود دارد هيچگاه به مرحله بهبودى اوليه هم نخواهند رسيد.

از چه روست که از سلول انفرادی به عنوان شکنجه روحی و جسمی یاد می شود و تاثیراتش چه می تواند باشد؟ فکر می کنید مشاوره با روانکاو و یا روانشناس پس از شکنجه، چه تاثیراتی بر زندانی شکنجه شده می گذارد؟

همانطور كه در پاسخ به سوال نخست به آن اشاره كردم، موجود انسانى نيازهايى دارد كه اين نيازها در بستر اجتماع شكل مي گيرند. شخصيت و كاراكتر فرد در بستر روابط اجتماعى تكامل مي يابد. گر چه روانشناسى فردى به بررسى شخصيت روانى فرد به مفهوم مجزاى آن مي پردازند ولى آنگاه كه به شخصيت فرد سالم از نظر روانى اشاره مي كنند او را در بستر روابط اجتماعى با دنياى پيرامون نگاه مي كنند. بى گمان بزرگترين لذت زندگى انسانى ، بودن با ديگران و تقسيم كردن تجربه هاى خود با دنياى پيرمون است. 

سلول انفرادى  در اولين مرحله فرد را از دنياى پيرامون او جدا مي كند، سرپناه كه بخشى از نيازهاى بنيادين انسانى است محدود مي شود، هوا، غذا و آب و ارتباطات عاطفى و جسمى و ديدارى كه لذت بخش ترين بخش زندگى است از وى گرفته مي شود. فرد كنترل بر زندگى خود را از دست مي دهد، و آنچه كه ما از آن به عنوان بخشى از نيازهاى روانى فرد از آن اسم برديم، آزادى و كرامت انسانى وى مورد تهديد قرار مي گيرد. احساس امنيت و سكيوريتى كه در طبقه بندى نيازهاى انسانى در وهله دوم قرار دارد مورد تهديد قرار مي گيرد. تبادل سيستم حسى فرد با دنياى پيرامون از كنترل فرد خارج مي شود و به واقع ترس از  فضاى بسته ، فضاى كوچك و تاريك سلول، فرد را مي تواند تا مرز ترس از مرگ و نابودى بكشاند. اين مراحل و تركيب نمودن آن با انواع شكنجه هاى جسمى و فيزيكى، و عدم اطلاع از پايان اين شكنجه ها و آزارها، فرد را به مرز دستور پذيرى و شكست شخصيت روحى و روانى مي كشاند.

  هدف سيستم شكنجه و شكنجه گر اينست كه با ايجاد محروميتهاى فيزيكى و روانى و حسى در يك فضاى كاملا كنترل شده بدون دخالتهاى اخلال گر محيطى ، از موجود زندانى  كه بى شك فردى اجتماعى و فعال در بيرون از زندان بوده است، يك فرد مطيع، منزوى ، بدون كرامت و شكست خورده  را به وجود آورد و هنگامى كه به هدف خود رسيد او را به بندهاى عمومى بفرستد كه همگانى در همان شرايط وى قرار دارند با او همانند سازى كنند. اين شيوه شكنجه روحى و روانى براى اين زندانيان به بهانه هاى مختلف هر مدت يكبار هم تكرار مي گردد تا اثرات بودن در تك سلولى مجدادا تجربه شده و از بازپرورى شخصيت روانى فرد زندانى جلوگيرى كند.

زندگى در فضاى شكنجه، تحقير و آزار مي تواند تجربه هاى متفاوتى را حادث گردد. اگر دوره ماندن در زير شكنجه و زندان طولانى تر از سطح مقاومت فرد باشد پديده اى صورت مي گيرد كه به آن درماندگى آموخته شده مي گويند. فرد زندانى براى رسيدن به تعادل روانى همه راههاى مقابله با درد و رنج زندان را آزمايش مي كند، چه در برخورد علنى با شكنجه گر و سيستم زندان و چه در دنياى خيالى خود. اگر اين دوران طولانى گردد، فرد سعى مي كند كه خود را با آن منطبق كند و اين انطباق پذيرى به سيستم روانى فرد آرامش مي دهد. تجربه هاى اوليه فرد قبل از شكنجه و زندان مي تواند بر سطح مقاومت فرد در مقابل شكنجه و درماندگى آموخته شده وى در زندان تاثير گذار باشد. 

همانطور كه اشاره شد بيشتر قربانيان شكنجه و آزار جسمى، عاطفى، روانى و جنسى و زندانيان عقيده و وجدان در طبقه بندى اختلالات اضطرابى شديد و به خصوص پى تى اس دى يا اختلال استرس بعد از حادثه قرار مي گيرند. اين اختلال را مي توان به صورت خلاصه به اين صورت تعريف كرد.  

همانطور كه از تعاريف اوليه پى تى اس دى بر مى آيد ، اين تجربه يا  حادثه ( در اين مبحث زندانى شدن، شكنجه و خرد شدن شخصيت روانى و جسمى فرد) واقعه ايست كه به شدت فراتر از سطح تحمل روانى فرد است. در واقع موجود انسانى از نظر روحى و روانى براى مواجهه با حوادث غير مترقبه  با اين تفاصيل ساخته نشده است. طبيعت يا سرشت انسان سيستم دفاعى قوى و كارآمدى براى مواجهه با حوادث ناخوشايند در اين سطح را ندارد. موجود انسانى  در صورت  مواجهه با اين وقايع در زندگى به زمان زيادى نيازمند است كه راه مقابله با آن را بياموزد . در ماندگى آموخته شده خود به گونه اى مكانيزم دفاعى و روانى است كه فرد زندانى يا اسير به تدريج و در داخل زندان يا اسارتگاه و يا در محيط شكنجه و آزار مي آموزد. ترس اولين تجربه ايست كه فرد با آن مواجه مي شود، جداى از اينكه ترس چه تعريفى مي تواند داشت باشد در واقع چيزى جز تجربه اى نيست كه موجوديت اورا به خطر انداخته است. فرد مي ترسد چون فكر مي كند كه به مرگ نزديك شده است.  رابطه ايجاد شده بين ترس و واقعه به وقوع پيوسته كمك مي كند كه ما عناصر تشكيل دهنده آن واقعه را در مغز خود با جزئيات كاملى ثبت نمائيم و آنرا فراموش نكنيم. اگر چه ياد آورى آن عناصر و حادثه به وقوع پيوسته درد آور و استرس زاست ، با اينحال سيستم روانى ما راه مقابله روانى با وقايع اينچنينى را تحليل ، تجزيه و ياد مي گيرد.

معمولا سيستم روانى يك زندانى شكنجه شده حداقل به سه ماه زمان درفضائى متفاوت نياز دارد كه حداقل تجربه اوليه آزار و شكنجه را تحليل كند و راه مقابله روانى مناسب با آنرا پيدا كند. تصور اينكه يك زندانى به مدت طولانى در معرض شكنجه و آزار جسمى و جنسى و روانى قرار بگيرد و همواره تهديد مرگ و اعدام به بخشي از زندگى وى در زندان تبديل شود به همان اندازه درد آور و آزاردهنده است به گونه اى كه زندانى هيچگاه امكان بهبود روانى در زندان را نمى يابد و اساسا سيستم زندان هم چنين امكانى را نمى خواهد فراهم كند. با اينحال در صورت آزادى از زندان وارد دنيايى ديگر خواهد شد كه در آن هر موضوعى مي تواند تداعى و ياد آور شكنجه هاى زندان باشد. روشهايى كه سيستم روانى افراد آزاد شده از زندان  براى مقابله با عوارض حاصل از شكنجه به آن متوسل مي شود حداقل در دومورد زير باهم مشابهت دارد.

١-فلاش بك و يا تكرار ذهنى حادثه به گونه اى كه فرد وادار مي شود كه آنچه را كه اتفاق افتاده است را در شرايطى متفاوت و قطعا قابل تحمل ترى بازسازى كند. اين روش در عين حال كه كمك مي كند كه فرد شكنجه شده و يا حادثه ديده به ياد بياورد كه  چه براو گذشته است، سيستم روانى او را مجبور به تفكرو تحليل راههايى مي كند كه در هنگام مواجهه به آن دست زده است و اينكه بايد از چه شيوه هاى ديگرى استفاده مي گرفته است. اين تكرار ذهنى مكرر در عين دردناك بودن و آزار كشيدن از تكرار آن اين كمك را مي كند كه ما با فراگيرى شيوه هاى نوين و بهترى از درد حادثه بكاهيم و اميد بيشترى به ادامه زندگى پيدا كنيم.

٢-روش ديگرى كه سيستم روانى بعد از رهايى از شكنجه و آزار و يا حادثه  غير مترقبه انجام مي دهد اينست كه  فرد حادثه ديده را به سطحى از بى حسى روانى و حتى جسمى بكشاند كه فرد در آن سطح احساس تعادل روانى خود را مي يابد و ناخود آگاه راه دسترسى به عناصر حادثه و واقعه آزار دهنده را مسدود مي كند. اگر چه فرار، ناخود آگاه از استرس و اضطراب بيش از حد در فرد مي كاهد، با اين حال چون سيستم روانى از تداعى آزاد هم تبعيت مي كند فرد نمى تواند به مدت طولانى در اين كرختى و بى حس كردن روانى بماند و ناگزير اين وقايع آزار دهنده به سطح آگاهى مي رسند و در اين حالت فرد بدون كمك تخصصى نمى تواند آرامش وتعادل روانى خود را باز يابد. در واقع موجود انسانى براى نجات زندگى خود از همه شيوه ها و مكانيزمهاى روانى براى حفظ و بقاى خود كمك مى گيرد .

 اين سيستم روانى در همه افراد بشرى به يك شكل و شيوه عمل نمى كند. گاه پيش آمده است كه سيستم روانى از مكانيزمهايى استفاده كرد است كه بيمار گونه فرد را به شيوه هاى ايذايى و خود آزارى و گاه ديگر آزارى كشانده است. فرد حادثه ديده مانند هر سيستم زنده ديگرى نياز به بازپرورى و درمان دارد و اين امكان پذير نخواهد بود مگر با يارى گرفتن از رواندرمانگر متخصص در اين حيطه.

از ديدگاه زيستى و جسمانى هم فرد شكنجه شده و آزار ديده در مدت شكنجه و آزار جسمى و روحى دچار انواع اختلالات هورمونى و به خصوص اختلال در ميزان سطح آدرنالين در بدن خواهد شد. در تمام مدتى كه فرد زندانى در معرض استرس و فشار روحى و روانى بوده است هورمون آدرنالين در خون بالا مي رود و با كاهش استرس سطح آدرنالين به سطح طبيعى تمايل پيدا مي كند. اين تغير در ميزان آدرنالين مي تواند موجب بيقرارى، بى خوابى، و اختلالت اضطرابى گردد. متاسفانه در زمان تكرار ذهنى حادثه يا فلاش بك كه قسمت هيپو كامپ مغز را به كار مي اندازد موجب مي شود كه خاطرات ضبط شده در هيپو كامپ مجددا مورد پردازش قرار گيرد و اين موضوع موجب اختلال شديد در سطح آدرنالين شود.

به دليل اينكه هم سيستم جسمى و هم سيستم روانى فرد شكنجه شده مورد آزار قرار گرفته است، تركيبى از درمان زيستى، دارو درمانى، و رواندرمانى فردى و گروهى و همانطور حمايتهاى اجتماعى دراز مدت بايد در دستور تيم درمانى براى قربانيان شكنجه و آزار قرار گيرد.

 آیا به افراد نزدیک به زندانی شکنجه شده نظیر همسر، مادر و یا پدر هم توصیه می کنید که برای مشاوره به روانشناس مراجعه کنند؛ و چرا؟

خانواده و افراد نزديك به زندانى شكنجه شده در تمام دورانى كه زندانى در زير شكنجه و زندان بوده است مورد شكنجه و آزار روحى و روانى قرار گرفته اند. آنان در عين اينكه نياز دارند كه توسط يك رواندرمانگر مورد ارزيابى قرار گيرند در همين حال هم بايد چه به صورت فردى و چه در قالب يك خانواده همراه با عضو شكنجه شده در جلسات رواندرمانى قرار گيرند. معمولا متدهاى خاص رواندرمانى و رويكرد كاملا متفاوتى براى اين خانواده ها و عضو شكنجه شده در نظر گرفته مي شود اين متدها مبتنى بر درمان پي تى اس دى، اختلال اضطرابى و گاها رواندرمانى دوران اندوه و عزا است. تقويت حمايتهاى اجتماعى و حمايتهاى طبيعى براى فرد شكنجه شده تاثيرات قابل توجهى بر فرايند درمان دارد. در عين اينكه خود خانواده به عنوان يك سيستم مورد درمان قرار مي گيرد همه اعضا اين سيستم هم جداگانه مورد ارزيابى قرار خواهند گرفت. دادن اطلاعات و آموزش به خانواده و اطرافيان در مورد اثرات شكنجه و به خصوص در مورد كسانيكه مورد شكنجه هاى جنسى قرار گرفته اند از اهميت زيادى برخوردار است. خانواده به عنوان يك سپر حمايتى مي تواند از اقدام فرد شكنجه شده در آزار رساندن به خود ، در مقابله با افكار خودكشى و حتى آزار ديگران كمك موثرى نمايد.

 به غیر از مشاوره گرفتن؛ چه روش های دیگری را برای معالجه فرد شکنجه شده توصیه می کنید؟

رواندرمانى  بدون دارو درمانى و حمايتهاى اجتماعى موثر نخواهد بود. افراد شكنجه شده در واقع كارائى اوليه خود را از دست داده اند. تمايل به بى حس كردن خود ، زندگى در دنيائى خيالى و فردى، منزوى شدن و دور شدن از جامعه اى كه در آن زندگى مي كند، اختلال در روابط بين فردى، عصبانيت و بي قرارى مكرر و دست زدن به رفتارهاى آزار دهنده، عدم توانائى كار كردن و گذران زندگى روزمره، عدم رسيدگى به نيازهاى اوليه فردى و حتى بهداشتى ، اختلال شديد در خواب و تغذيه، به سطحى مي رسد كه فرد را به پايين ترين سطح كارائى خود مي رساند و بي شك ادامه اين وضعيت در طولانى مدت امكان پذير نخواهد بود. متاسفانه در ايران و با توجه به اينكه شكنجه گران خود بخشى از دست اندركاران و كارگزاران سيستمهاى درمانى و حمايتى هستند هيچ دورنماى مثبتى را نمي توان براى درمان قربانيان شكنجه تصور كرد. در بسيارى از كشورهاى مترقى جهان، سيستمهاى حمايتى از قربانيان شكنجه چه به صورت خصوصى و در چهارچوب تشكلهاى غير دولتى و غير انتفاعى و حتى در قالب سازمانهاى دولتى خدمات قابل توجهى را به اين قربانيان ارايه مي دهند.   

 جامعه یی مانند ایران، با توجه به این که در قوانین خود تحت عنوان تعزیرات مجازات‌هایی چون شلاق و قطع عضو را نهادینه کرده و در زندان های خود به صورت آشکار دست به شکنجه می زند، پس از آزاد شدن زندانی شکنجه شده؛ چه تاثیراتی می تواند بر روی فرد شکنجه شده بگذارد؟

در پاسخ به سوالات فوق در چند جا به اين مسئله اشاره كردم كه سيستم قضايى و قوانين جنايى و جنحه، قوانين مدنى و خانواده، ساختار سياسى فرهنگى ، اقتصادى و حتى آموزشى و تربيتى ما مروج خشونت شكنجه و آزار جسمى و روحى قريب به اتفاق ساكنان ايران است. فراموش نكنيم هر گونه تلاش اين سيستم براى ايجاد محدوديت در زندگى ساكنان ايران و عدم تلاش براى دسترسى آنان به نيازهاى بنيادين زندگى مشمول اين تعريف مي گردد. فقر و بى عدالتى اقتصادى در جامعه، عدم وجود كار و مسكن و عدم دسترسى اكثريت مردم ايران به حداقل قوت لايموت زندگى مبيين شكنجه و آزار است. پايمال كردن آزاديهاى فردى، و دخالت در حريمهاى خصوصى افراد معرف شكنجه است، شكنجه سفيدى كه ما سالهاست آنرا تجربه كرده ايم. من در چهارچوب شكنجه روحى و روانى به بحث شكنجه سفيد اشاره كردم و موضوع درمانگى آموخته شده را در همين رابطه توضيح دادم.  مردم ما سالهاست اين درماندگى را تجربه كرده اند، لحظه به لحظه و بتدريج و به همين خاطر است كه ما بعد از ٣٥ سال از حضور يك سيستم ديكتاتورى و ضد حقوق بشرى در ايران، فعاليت مدنى در حيطه فعاليتهاى وسيع ميدانى نداريم. قوانين ايران چه قوانين تعزيرات و چه قوانين ديگرى كه بر اساس قوانين اسلامى از نوع جمهورى اسلامى ايران در ايران به تصويب رسيده اند همگى تصوير روشنى از شكنجه و خشونت است. اين قوانين تحت هر نامى كه باشد در تضاد با سرشت ، نهاد و طبيعت موجود انسانى است. قوانين جنحه و جنايت، قوانين خانواده، قانون تعزيرات حكومتى تضاد بنيادين با منشورهاى جهانى و جهانشمول حقوق بشر دارد.طبيعتا قربانيان اين حوادث نياز به رواندرمانى عميق، دارو درمانى و حمايتهاى اجتماعى دارند. با كمال تاسف بايد بگويم كه در جمهورى اسلامى هيچكدام از اين امكانات در اختيار قربانى قرار نمى گيرد، در همين حال هم تغيير نگرش ايجاد شده در مردم ايران به سمت  تطبيق با قوانين ضد بشرى جمهورى اسلامى كه خود بخشى از درماندگى آموخته شده است هيچ اميدى براى حمايت هاى اجتماعى از اين قربانيان را نمي توان متصور شد. 

hoghoghema14_p8p9.jpg
hoghoghema_14_p10p11.jpg
hoghoghema_14_p12.jpg

  منبع: http://iranhr.net/persian/?p=2773

**************************************

%d bloggers like this: