Blog Archives

Removing Kurdish Language Through Education

Removing Kurdish Language Through Education

cartoon_40_Kurdish WomenJanuary 19, 2013

iranhumanrights.org

While the population of Kurds in Iran is close to seven million, nearly 10% of the total Iranian population, the Kurdish people continue to be systematically isolated and discriminated against. One of the main demands of Iranian Kurds has been to allow them to use the Kurdish language in their education and textbooks. However, since Persian (Farsi) is the only official language of Iran, all official documents, including text and textbooks, must be written in Persian.

One of the impacts of the ban on Kurdish-language educational materials is widespread illiteracy in their native tongue for many Kurdish Iranians.

According to a report by Human Rights Watch, even non-educational Kurdish-language books and publications are targeted in Iran: “The Ministry of Culture and Islamic Guidance has targeted publications across the board, with a heavy impact on Kurdish and other local language publications. Now Iranian Kurds have to import Kurdish-language books from Iraqi Kurdistan.”

ژیانی کەبوودوەند لە مەترسیدایە

ژیانی کەبوودوەند لە مەترسیدایە!

بەیاننامەی ژمارە ٤ :
کەبوودوەند ٤٦ رۆژە مانی لە خواردن گرتووەو لە خواردنی هەر چەشنە خواردەمەنی و وەرگرتنی دەرمانی پێویستی پزشکی دووریی کردووە.sedigh_kaboudvand.jpg
کەبوودوەند بە قامک دانان لە سەر کەمترین مافی یاسایی بەندکراوانی کورد، واتە مافی ” مەرەخەستی لە زیندان “، پاش تێپەڕبوونی ١|٢ ماوەی زیندانە بەسەردا داسەپاوەکەی (٥ ساڵ)، خوازیاری چاوپێکەوتن و پێڕاگەیشتن بە نەخۆشیی منداڵەکەیە.
کەبوودوەند پاش نووسینی لانیکەم ١٠ نامەی داواکاریی مەرەخەستی بۆ چارەسەری پزشکی خۆی و هەروەها چاوپێکەوتنی منداڵە نەخۆشەکەی “پژمان”؛ لە ٦ی جۆزەردانەوە مانی لە خواردن گرتووە. بە هۆی ئەم مانگرتنە درێژخایەنەوە، ماوەی دوو حەوتوویە کە گۆرچیلەکانیشی چڵکی کردووە و چەندین جار رەوانەی نەخۆشخانە کراوە.
تا ئێستاکە کەبوودوەند لە قبووڵکردنی راسپاردەی پزشکەکانی نەخۆشخانەو وەرگرتنی سۆرمی خوراکی دووریی کردووە.
کەمپێن و بنەماڵەی کەبوودوەند لە حەوتووی رابردووەوە داوایان لە بەرێزیان کردووە کە مانگرتنەکەی رابگرێت. لەم راستایەدا؛ تەنانەت ” پژمان”یش ئامادە بوو وێڕای دۆخی نالەباری تەندروستیی رۆژی ” دووشەممە ” بچێتە گرتووخانەو داوا لە باوکی بکات کە کۆتایی بە مانگرتنەکەی بێنێ. بەڵام رەوشی جەستەیی پژمان بە هۆی قەیرانی بوونەوە، مۆڵەت و ئیمکانی رۆیشتنی پێنەداوە.

پەریناز حەسەنی پاش چاوپێکەوتنی دوێنیی کەبوودوەند لە بەندیخانەی ئێڤین، دۆخی هاوژینی خۆیی زۆر مەترسیدار باس کرد و گوتی:” چاوەکانی کەبوودوەند کەوتۆتە چاڵا و بە توندی تووشی لاوازیی جەستەیی بۆتەوە”.
پشتیوانیی هەمەلایەنەی ناوەندەکان، چالاکڤانانی مەدەنی و سیاسی کورد و هاودەنگیی کۆمەڵە ئیرانییەکانی چالاک لە بواری مافەکانی مرۆڤ، لەم ماوەیەدا بەرچاوو بەرین بووە. داکۆکیکردن لە خواستەکانی محەمەد سدیق کەبوودوەند، چ لە نێوخۆو چ لە دەرەوەی کوردستان، لە لایەکەوە دەرخەری گرینگیی دامەزرێنەری رێکخراوی مافی مرۆڤی کوردستان لە لای خەڵکی ئەمەگناسە و لە سۆنگەیەکی دیکەوەش، هەوڵێکە لە پێناو ئاشکراکردنی هەڵاواردنی سیستماتیک و گوشاری چەند قاتی بۆ سەر زیندانیانی کورد لە نێو گرتووخانەکانی ئێراندا.
کەمپەینی پشتگیری لە کەبوودوەند؛ جارێکی دیکەش وێڕای جەختکردنەوە لە سەر داخوازییەکانی کەبوودوەند بۆ چاوپێکەوتنی منداڵەکەی و هەروەها مافی بەهرەمەندبوون لە مەرەخەستیی زیندان کە کەمترین داواکاریی زیندانییەکی سیاسی و مافێکی یاساییە؛ لە هەموو کەس و کەسایەتییەکان، کۆڕو کۆمەڵە مەدەنی و مافە مرۆڤییەکان، داوا دەکات کە لە رێگەی بەدواداچوونی خواستەکانی کەبوودوەند و هاودەنگی لە گەڵ بەرێزیاندا، هەڵسوکەوتی نایاسایی بەرپرسانی ئەمنییەتی و دادوەریی کۆماری ئیسلامی لەهەمبەر دامەزرێنەری رێکخراوی مافی مرۆڤی کوردستان و زیندانیە سیاسییەکانی دیکەی کورددا شەرمەزار بکەن.

کەمپێنی پشتگیری لە کەبوودوەند، ٢٠ی پووشپەڕی ١٣٩١ی هەتاوی

پدر زانیار مرادی: با توجه به خبرهای شنیده احتمال اجرای حکم اعدام زانیار و لقمان زیاد است

پدر زانیار مرادی: با توجه به خبرهای شنیده احتمال اجرای حکم اعدام زانیار و لقمان زیاد است

۱۳۹۱,۱۰,۲۱

Zanyar Muradiiranhumanrights.org

پدر زانیارمرادی، زندانی ۲۱ ساله ای که به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت بر اساس شنیده هایش احتمال اجرای حکم اعدام زانیار ولقمان مرادی در روزهای آینده بسیار زیاد است. اقبال مرادی، پدر زانیار مرادی با اشاره به خبرهای داخل زندان رجایی شهر کرج به کمپین گفت:« شنیدم نماینده دادستان آنها را به جای دیگری فراخوانده بود. فکر می کنم اجرای احکام بوده است. حدودا دو ساعت و نیم با هم حرف زدند. خودش را به عنوان نماینده دادستان و مامورآمار زندان معرفی کرده است. بعد به زانیار و لقمان می گوید که پس چرا شما تا به حال اعدام نشده اید. آنها هم می گویند ما بی گناه بودیم و چندین بار تقاضای تجدید نظر کردیم. بعد می گوید که معلوم نیست شما را چرا تا به حال اعدام نکرده اند، به حالت پرخاشگرانه می گوید. بعد از آن لقمان و زانیار را به بند بر می گردانند و بعد دیگر هیچ خبری از آنها نداریم. »

اقبال مرادی در خصوص زمان این اتفاق گفت: «این اتفاق روز یکشنبه ساعت ۱۰ صبح افتاده است. نمی دانم دقیقا چه حرف های بین شان رد و بدل شده است. فقط می دانم که زانیار و لقمان به دوستانشان این چیزها را گفته بودند. بعد از آن دیگر ارتباط مان با زانیار و لقمان قطع شده است و نمی دانیم که هنوز زانیار و لقمان در بند امنیتی هستند یا به جای دیگری منتقل شده اند.»

زانیار مرادی و لقمان مرادی، اهل کردستان ایران در روز ۱۴ مرداد ۸۸ توسط نیروهای اداره اطلاعات شهر مریوان بازداشت شدند. پس از آن در روز چهارشنبه اول دی ماه ۸۸، به حکم قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب کردی “کومله” و دست داشتن در قتل پسر امام جمعه مریوان (در شامگاه ۱۴ تیر ۱۳۸۸) به اعدام محکوم شدند. این حکم در دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور تایید شد. با این حال این دو زندانی بارها و با انتشار نامه اعلام کردند زیر شکنجه و تهدید به تجاوز جنسی مجبور به پذیرفتن قتل شده اند. آنها همچنین از زمان بازداشت تا کنون ممنوع الملاقات بوده اند و اکنون در زندان رجایی شهر کرج به سر می برند.

اقبال مرادی همچنین با اظهار اینکه شاکی پرونده نیز به تهران فراخوانده شده، گفت:« می دانیم که شاکی اصلی پرونده به اسم مصطفی شیرزادی، امام جمعه مریوان از سوی دادستان تهران به تهران فراخوانده شده است. حدودا چهار، پنج روز پیش به تهران فراخوانده شده است و هیچ دلیل دیگری جز اجرای حکم اعدام نمی تواند داشته باشد.»

کمپین بین المللی حقوق بشردرایران درتلاش است تا از طریق منابع دیگر درخصوص اظهارات پدر زانیارمرادی اطلاعات بیشتری کسب کند. مقامات رسمی قوه قضاییه در خصوص تحولات پرونده این دو زندانی کرد، زانیارولقمان مرادی، و اینکه آیا حکم اعدام آنها به اجرای احکام رفته است یانه تا کنون سخنی نگفته اند.

اقبال مرادی با اشاره به اینکه زانیار و لقمان قاتلان پسر امام جمعه مریوان نیستند، به کمپین گفت:« این پرونده یک پرونده سیاسی است. تمام مردم کردستان می دانند که زانیار و لقمان بی گناه هستند و این سناریو که درست شده از طرف خود امام جمعه، شاکی پرونده و اداره اطلاعات استان کردستان و وزارت اطلاعات جهت انتقام گرفتن از من، زانیار و لقمان صورت گرفته است.حتی تا به حال زانیار چندین بار درخواست کرده که بر اثر شکنجه های که ناشی از ۹ ماه دوران بازجویی بوده است، درمان شود و حتی دکتر زندان و دادستان هم موافقت به خروج او و بستری شدن داده اند. اما آقای مردانی، مسول زندان به هیچ صورتی موافقت نمی کند. پرونده زانیار و لقمان یک پرونده پیچیده است و وزارت اطلاعات مثل شاکی خصوصی با زانیار و لقمان برخورد می کند چون می خواهد کسی را جایگزین قاتلان پسر امام جمعه معرفی کند. همه مردم می دانند که خود کادر برجسته اداره اطلاعات این قتل های زنجیره ای را انجام داده اند. بعد از اینکه این رسوایی را به بار آوردند و دستگیری کارمندان و اعتراف به بعضی از قتل ها انجام شد حالا می خواهند به هر تربیتی که شده قتل پسر امام جمعه را به گردن زانیار و لقمان بیاندازند.»

پدر زانیار مرادی با اظهار نگرانی شدید از اجرای حکم خطاب به مسولان قضایی ایران به کمپین گفت:« من از مسولان قضایی ایران می خواهم که به پسرم و دوستش لقمان فرصت یک محاکمه عادلانه بدهند. اجازه بدهند آنها وکیل داشته باشند. این بچه ها هیچ وکیلی برای پرونده شان نداشته اند. همچنین از تمام فعالان و سازمان های حقوق بشری درخواست کمک دارم.»

اقبال مرادی همچنین گفت که برخلاف گفته برخی از رسانه ها اقبال و لقمان هیچ نسبت فامیلی ندارند بلکه فقط تشابه نام فامیلی است و آنها فقط با هم دوست هستند.

اقبال مرادی در یکی از گفتگوهای قبلیش با کمپین بین المللی حقوق بشردرایران با کذب خواندن اتهامات زانیار و با اشاره به اینکه او اصلا عضو حزب کومله کردستان نبوده، گفته بود:« او هیچ فعالیت سیاسی نداشت و فقط درس می خواند و کار می کرد. زانیار با ما در کردستان عراق زندگی می کرد تا اینکه به دلیل وضعیت جسمی و تنهایی پدر ومادرم او را به کردستان پیش آنها فرستادم. او را یک ماه پس از ترور پسر امام جمعه مریوان دستگیر کردند، اوایل دستگیری فکر می کردم دلیل دستگیریش فعالیت های سیاسی من است اما چند ماه بعد از طریق تلویزیون شنیدیم که نام او همراه با چند نفر دیگر به عنوان تروریسم خوانده شد.»

زانیار ولقمان مرادی درسومین سالروز زندانی شدن خود در نامه‌ای که نسخه ای از آن در اختیار کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران قرار گرفته بود از سه سال شکنجه و انتظار برای روشن شدن حقایق نوشته و انتظارت خود را مطرح کردند. در بخشی از این نامه آمده است: سه سال گذشت، سه سالی که هر روزش منتظر مرگ بودن در ستیز با امید ما بود. انتظاری که پس از بارها و بارها نامه‌نگاری و درخواست اعاده دادرسی از مقامات قضایی همچنان بی‌پاسخ مانده است. انتظار برای محاکمه و برخورد با آنهایی که شکنجه کرده‌اند و انهمه رفتار غیرانسانی و غیراخلاقی را داشته‌اند، نداریم. اما هنوز انتظارمان از امام جمعه مریوان است که آنگونه که شایسته جایگاه دینی ایشان بود، صادقانه و شجاعانه به آنچه وعده چندین و چندین باره‌اش بوده عمل نکرده است چراکه آنهایی که همیشه دروغ گفته‌اند و از ما دروغ خواسته‌اند و همیشه دشنام بر لب داشته‌اند انتظاری نیست اما امام جمعه می‌توانست با اذعانش بر بی‌گناهی ما و بی‌ادعایش نسبت به اعدام ما گام بلندی برای آزادی ما بردارد.

محروم کردن زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام حبیب الله گلپری‌پوراز ملاقات حضوری

محروم کردن زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام حبیب الله گلپری‌پوراز ملاقات حضوری

Habib Golparipour۱۳۹۱,۰۹,۰۶

iranhumanrights.org

یک منبع آگاه به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام، حبیب الله گلپری‌پور بیش از سه ماه است که از ملاقات حضوری با خانواده‌اش محروم شده است.  بعد از درخواستهای متعدد از مسئولین زندان برای ملاقات با خانواده، رئیس زندان پس از چند هفته با ملاقات وی موافقت کرده و خانواده او نیز در طی روزهای هفته‌ گذشته برای ملاقات با فرزند خویش از شهر سنندج عازم سمنان شده بودند اما در آنجا علیرغم دراختیار داشتن موافقت رئیس زندان برای ملاقات، تا ساعت ۴ بعد از ظهر به صورت بلاتکلیف در جلوی درب زندان معطل نگه داشته و بعدا نیز به بهانه‌ پایان وقت اداری اجازه ملاقات این زندانی سیاسی را با اعضای خانواده‌ خود ندادند

به گفته‌ این فعال حقوق بشر بعد از انتقال ناگهانی حبیب الله گلپری‌پور از زندان مرکزی ارومیه به زندان مرکزی سمنان محدودیت های زیادی برای این زندانی سیاسی ایجاد شده و از جمله  امکان ارتباط تلفنی با خانواده‌اش در طول ماههای گذشته نسبت به ماههای اولیه محدود شده است. این منبع آگاه به پرونده آقای گلپری پور همچنین مدعی شد که بخش حفاظت این زندان چندین بار او را دلیل آنچه «انجام تبلیغات سیاسی در داخل زندان» خوانده اند، تهدید به اجرای حکم کرده است.

حبیب الله گلپری پور در مورخ ۵ مهرماه سال ۸۶ در خروجی شهر مهاباد توسط نیروهای حفاظت اطلاعات مهاباد بازداشت و برای چندین ماه در بازداشتگاهای امنیتی در شهرهای مهاباد، ارومیه و سنندج بازداشت شد. منابع نزدیک به خانواده او به کمپین گفتند که در حین بازداشت او «تحت شدیدترین شکنجه‌های فیزیکی و روحی قرار گرفته به طوری که دست و پای وی در زیر شکنجه شکسته شده است.» این زندانی سپس به زندان مهاباد منتقل و در تاریخ ۲۴ اسفندماه به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) و سازماندهی مادران صلح کُرد در شهر مهاباد از سوی شعبه‌ یک دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شد. این زندانی عقیدتی کُرد در اعتراض به حکم صادر در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۸۹ به مدت ۱۵ روز اقدام به اعتصاب غذا کرد.  بعد از اعتراض به حکم صادر پرونده به دیوانی عالی کشور ارسال و در آنجا نیز حکم بدوی عینا تائید شد.

به گفته منابع نزدیک به آقای گلپری پور ده در تاریخ ۱۲ آذرماه ماه سال ۸۹ به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد و در تاریخ ۲۵ اسفندماه سال ۹۰ نیز در یک اقدام ناگهانی نیروهای اداره اطلاعات او را از زندان مرکزی ارومیه به زندان مرکزی سمنان منتقل کردند. این زندانی سیاسی هم اکنون در بند مشاوره‌ی یک زندان مرکزی سمنان در میان زندانیان عادی نگهداری می‌شود. .

ئازاد مورادیان باسی کۆمیته‌ی کوردی ئه‌مه‌ریکا بۆ دیموکراسی و مافه‌کانی مرۆڤ له‌ ئێران ده‌کات

ئازاد مورادیان باسی کۆمیته‌ی کوردی ئه‌مه‌ریکا بۆ دیموکراسی و مافه‌کانی مرۆف له‌ ئێران ده‌کات

١٦ ي مانگى ئوگوستى سالى ٢٠١١ زايينى

 ئازاد مورادیان

Haider Karim  له لايه ن

به‌رنامه‌ی کورد له‌ تاراوگه‌ تیشک ده‌خاته‌ سه‌ر کۆمیته‌ی کورده‌کانی ئه‌مه‌ریکا بۆ دیموکراسی و مافه‌کانی مرۆڤ له‌ ئێران. هه‌روه‌هاش تێڕوانینی ئه‌و کۆمیته‌یه‌ له‌سه‌ر ئه‌و شه‌پۆڵه‌ ڕاپه‌رینانه‌ی که‌ هه‌ندێ له‌ وڵاتانی ئه‌فریکای باکووری و ڕۆژهه‌ڵاتی نێوه‌ڕاستی گرتۆته‌وه‌. ئه‌لبه‌ته‌ به‌ براوردکردن له‌ گه‌ڵ ڕه‌وشی ناو ئێران.

دکتۆر ئازاد مورادیان سه‌رۆکی کۆمیته‌ی کورده‌کانی ئه‌مه‌ریکا بۆ دیموکراسی و مافاکانی مرۆڤ له‌ ئێران بنکه‌ له‌ کالیفۆرنیا له‌ وتووێژێکدا له‌ گه‌ڵ هاوکارمان حه‌یده‌ر که‌ریم باسی ئامانج و چالاکییه‌کانی ئه‌و کۆمیته‌یه‌ ده‌کات.

ئازاد مورادیان سه‌باره‌ت به‌ ئامانجی ڕاپه‌رینه‌کانی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست ده‌ڵێت به‌رپابوونی ئه‌و ڕاپه‌رینانه‌ که‌ به‌ به‌هاری عه‌ره‌بی ناسراوه‌، ئه‌گه‌ر چاوی لێبکه‌ین هه‌موویان ئاسۆیه‌که‌ ئه‌بینین که‌ گۆڕانکاری له‌ سیسته‌می حکومه‌تی ئه‌و وڵاتانه‌یه‌، نه‌ک چاکسازی له‌و وڵاتانه‌دا. ئه‌مه یه‌کێک له‌ بنه‌ڕه‌تترین مه‌سه‌له‌یه‌ که‌ ئێمه‌ له‌ هه‌موو ده‌نیشتنه‌کانیشدا له‌ گه‌ڵ ئۆپۆزسیۆن باسی ده‌که‌ین و ده‌ڵێن ئێمه‌ ده‌بێت چاو له‌ ئێرانێکی دوای کۆماری ئیسلامی ئێران بکه‌ین، ئه‌گه‌ر ئێمه‌ چاومان له‌ چاکسازی ببێت ئه‌وا کۆماری ئیسلامی هه‌ر له‌سه‌ر کار ده‌بیت هه‌ر به‌و جۆره‌ی که‌ 33 ساڵه‌ بووه‌. ئازاد ده‌شڵێت ئه‌مه‌ به‌داخه‌وه‌ یه‌کێک له‌و مه‌سه‌لانه‌یه‌ که‌ تا ئێستاش ئۆپۆزسیۆنی نێوخۆی ئێران چاکسازی خستۆته‌ پێش ئه‌وه‌ی که‌ کۆماری ئیسلامی ده‌بێت بگۆڕدرێت.‌

ده‌توانن له‌ ڕێی کلیککردنی ئه‌و فایله‌ ده‌نگیانه‌ی سه‌ره‌وه‌ی ده‌سته‌ چه‌پ گوێبیستی ته‌واوی گفت و گۆکه‌ بن که‌ ماوه‌که‌ی 13:16  خوله‌که

        http://www.vokradio.com/media/interview/azad_muradiyan_16aug11.mp3گوێبگره

نامه خانم ثريا فلاح به خانم شيرين عبادى در خصوص زندانيان محكوم به اعدام كورد از جمله زینب جلالیان

نامه خانم ثريا فلاح به خانم شيرين عبادى در خصوص زندانيان محكوم به اعدام كورد از جمله زینب جلالیان

  sh_zj_sf.jpg

هه‌ڵگه‌راندن وه‌ به‌ کوردی

English Translation

 ٢٣ ژانويه ٢٠١١

دلنگرانی نسبت به اعدام قریب الوقوع  یک زن زندانی سیاسی- عقیدتی کُرد

حضور محترم خانم شیرین عبادی، برنده جایزه صلح  نوبل

سرکار خانم شیرین عبادی عزیز ؛

قبول عضویت در “کمپین خانواده بزرگ زندانیان سیاسی (۱) و حمایت شما از آنان و پذیرش چند تن از زندانیان سیاسی-عقیدتی به عنوان اعضای خانواده تان بار دیگر بازتاب توجه و دلنگرانی شما نسبت به افرادی است که در معرض آزار و شکنجه یا مرگ و نابودی قرار گرفته اند. از این روی به عنوان یکی از اعضاء خانواده بزرگ زندانیان سیاسی،تصمیم گرفتم تا از شما در رابطه با یکی از زنان زندانی کُرد که در لیست محکومین به اعدام قرار گرفته تقاضای کمک نمایم.

زینب جلالیان(۲) دختر ۲۷ ساله کُرد ، در سال ۱۳۸۶ در کرمانشاه دستگیر و از آن به بعد به  زندان مخوف سنندج منتقل شد، آنجا که خاطره دردناک  اعدام احسان(۳) ، تراژدی جوخه آتش خواهران امدادگر،شهلا و نسرین کعبی(۴)  را با خود یدک می کشد و شاهد تحمیل حمل احسن ناهید بردوش برادرش شهریار و رساندن او به جوخه اعدام است. (۵)

 وی در دادگاهی چند دقیقه ای به اتهام  محاربه با خدا و وابستگی به یکی از احزاب به اصطلاح ضد انقلابی کُردستان به اعدام محکوم شد .دادگاهی وی  بدون حضور وکلای مدافع اش، آقایان  خلیل بهرامی و دکتر محمد شریف  در دیوان عالی کشور به تأیید رسیده است.

 گرچه پس از اعدام شیرین علم هولی (۶) سایه مرگ بیشتر و بیشتر بر سر زینب می گردد، اما صدای دادخواهی او کمتر و کمتر به گوش فعالان سیاسی و مدنی ، شخصیت های سیاسی و گروههایی می رسد که  از ترس انگ و برچسب خوردن او را نادیده می گیرند. البته متاسفانه این مساله در مورد لیست بلند بالای زندانیان کُرد با محکومیتهای بالا و اتهاماتی واهی که مجازاتی جز اعدام ندارند، امر ناشناخته و غریبی نیست.

 متأسفانه از سوی رهبران جنبش اخیر و حتی حامیان حقوق بشر ایرانی نیز اقدام عاجلی برای تغییر شرایط زینب دیده نشده و می رود تا شب و روز زینب ها به بدترین کابوس یک زندانی سیاسی، یعنی کابوس فراموش شدن تبدیل شود

(۷)

 در رنجنامه کوتاهش میگوید که “از حاکم خواستم که پیش از اعدامم به من اجاره دهد برای آخرین بار مادرم و خانواده ام را ببینم و با ایشان خداحافظی کنم ،قاضی گفت که دهنم را ببندم”..( ۸)

زینب، جدا از مواجه با تبعیضات جنسیتی که حاکم بر زندگی تمام زنان ایران است، به عنوان یک شهروند کُرد، به تبع ِ تبعیضات قومی و مذهبی، با مشکلات عدیده فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی ای روبرو بوده که رنج ستمی مضاعف را بر او تحمیل کرده است. او نه تنها رنج تمام دختران کُرد را به دوش می کشد، که نامش همچون سایر برادران و خواهران کُرد ویا سُنّی زندانی سیاسی و عقیدتی، پنهان و آشکار کم رنگ و محو می شوند ، زنی که اینک در شب های سرد زندان، با تنی شکنجه شده و روحی آزرده و تحقیر گشته روزهای نزدیک شدن به اعدام را شماره می کند.

می توانم کابوس های او را به کمک خاطراتم تصور کنم . نمی دانم کجاست اما اگر دریکی از زندان کُردستان یا مناطق کُردنشین باشد روزی دو بار با چشم بسته دستشویی می برند و در دخمه ای که سلولش می نامند بایست روی زمین بخوابد استفاده از تخت لطفی است که به هنگام تعزیر و شکنجه از آن استفاده می شود..آخر هیچ واچ داگی نیست که آنجا را در طول سال بازدید کند. در زندان و سلول کنار دست او یک زندانی را که قبل از محاکمه به اتهام تجزیه طلبی واقدام علیه امنیت ملی مجرم شناخته شده بود با الکل بوردینگ حذف کردند،زینب به او و به کسی که می شناختش و به زبان کوردی با شاگردهایش صحبت می کرد و پس از تحمل  ماهها زندان زیر شکنجه  جان خود را از دست داد. می اندیشد ،  کابوسهایی که ممکن است هر روز به وقوع بپیوندد فاجعه هایی که هر روز در زندانهای کوچک و بزرگ کُردستان اتفاق می افتد و کسی خبر ندارد و ظاهرآ بسیاری هم ترجیح می دهند که خبر نداشته باشند مبادا از طرف سایرین خائن به وطن و یاور تجزیه طلبان خطاب شوند. وحتی از چاپ و درج اخبار مربوط به آنان که لیست بلند بالای منتظران چوبه دار(۹)را تشکیل می دهند خودداری و عکس آنان را به عمد و غیر عمد حذف می کنند.ودربیشتر کمپین های خود ازآنان سخن به میان نمی آورند.(۱۰) گویی اینکه آنان فرزندان این آب و خاک نیستند.  مهم نیست اگر برنده جایزه نویسندگان تحت آزار در حال مرگ است .( ۱۱) چون کُرد است و اعجوبه های علم و دانش در زمینه ایدز.( ۱۲) بایست در دخمه بمانند مبادا روزی به ملت  کُرد خدمت کنند. فعال فرهنگی  ،علمی ،یا  مدنی هستی جایت زندان است ،فعال ادبی هستی جایت زندان است ،فعال سیاسی هستی محکوم به نابودی هستی .

وقتی که پس از اعدام ناگهانی پنج زندانی سیاسی (۱۳) در اردیبهشت امسال کنشگران همرزمم می پرسیدند راستی اینها گروهکی و تجزیه طلب نبودند؟ یاد عموهایمان می افتادم که منشور جهانی حقوق بشر را می نوشتند،در آن هنگام آنان نمی دانستند و یادشان نبود که صف بندی کنند و آنها که بایست در لیست اعدامیان باشند را به روشنی مشخص کنند . شاید اگر همین دوستان به خود زحمت داده و بندهای سی گانه آن را مطالعه کنند دیگر این پرسش روحیه رقیق وطن پرستی شان را تحریک نکند.

من زینب را به خواهری برگزیده ام (۱۴)اما به خاطر خانواده اش  امکان گرفتن خبر از او را ندارم امسال سومین سالی است که خانواده ما از دیدن زینب محروم است. او روزهای تولدش را که هرگز جشن نگرفته در دو سال اخیر در زیر شکنجه های بی امان زندانبانان ،شکنجه گران و بازجویان بوده است..به تازگی مطلع شدم که هر دو چشمش بر اثر شکنجه‌های فراوان و وارد کردن ضربات سنگین بر سرش روز به روز ضعیف‌تر گشته.

هرگاه به خبرهای مربوط به او و صورت معصومش نگاه می کنم بی اختیار دلم به درد می آید. انگار رنج تمام دختران کُرد را به دوش می کشد.به زندانی که او در آن است می اندیشم ویاد شبهای دردناک زندان سرد کُردستان می افتم ،شکنجۀ صدای پای بازجو و قرآن که نمی دانستی از کدام گوشه سلول می آید. پتوی سربازی و خطهای کج و معوج کنده شده روی دیوار، لحظه بردن به شکنجه گاه  . ترس و نگرانی دستهای آلوده بازجو نمی گذارد از فکر لحظه زجرآور خشونت و اندیشه لذتبخش رهایی خلاص شوم و هر روز در انتظار خبری از رهایی آنان که در بندند به گروهی و کمپینی می پیوندم تا سکوت را بشکنم.

به سان صدهاتن  از هم اندیشانم در اطراف جهان با آرزوهای بزرگ وبرای خواستهای بدیهی مندرج در منشور خقوق بشر تلاس می کنم تا شاید صدایم بندی را پاره کند و   شاید چشمهای روشن و غزالی  دخترکان چشم انتظار روستای دیم قشلاقِ ماکواز بازگشت زینب و زینب ها بدرخشد، از دیدن قهرمان روستایشان که در اولین طلیعه هوشیاری و خودشناسی سن نیمه بلوغ دنبال سرنوشت و رهایی ، خانه وکاشانه اش را در پی به دست آوردن آزادی وبرابرای گذاشت و رفت..

خانم عبادی عزیز،

از آن جایی که طی سالهای اخیر ریسک دفاع از پرونده های بسیاری از محکومان به مرگ را به جان خریده و  نقض مدام حقوق بشر در ایران را فاش و صدای زندانیان دربند را بگوش جهانیان رسانده اید ، از تریبونی که در اختیارتان بوده برای حمایت اززندانیان در بند استفاده نموده اید و همواره خواهان برچیدن هرگونه اجحاف و تبعیض بوده اید، منطق و در عین حال دلنگرانی و پریشانی مرا از وقایع وحشتناک و تبعیضات و اجحافات  دو جانبه که در آنجا اتفاق می افتد درک کنید.

می دانم که به گفته خودتان در ایران نیستید تا بتوانید همانند گذشته در دادگاه حاضر شوید و روبروی قضاتی که متاسفانه استقلال خود را از دست دادند بایستید،( ۱۵) اما من بر این امیدم که  با پذیرش او به عنوان عضو خانوادتان وبه عهده گرفتن وکالت نمادین وی صدای خفه شده زنی از سلول های سرد کردستان را به گوش جهانیان برسانید.

بر این باورم   تا زمانی که انسانهایی برای مبارزه با نابرابری ، بی عدالتی ، نقض آزادی عقیده ، نقض حقوق قومی و مذهبی ، خشونت و آزار جنسی به زندان افتاده ، شکنجه،تحقیر و اعدام می شوند و فریاد آزادیخواهی آنان در پشت دیوارهای زندان محبوس می گردد هنوزجایی برای  ضرورت مبارزه توسط کنشگران حقوق بشر و صاحبان  تریبون وجود دارد. صدای زینب باشید صدای او و  که در بودش محکوم به خاموشی است وآواهای زیرآوار سکوت را به فریاد شادی برای ادامه  زندگی مبدل کنید.

با احترام و آرزوی تداوم و توفیق

ثریا فلاح

دبیر سازمان غیر انتفاعی جنبش زنان برای زندگی(۱۷)

worldwomenforlife@gmail.com

sorayafallah@yahoo.com

Iran: Release and Provide Urgent Medical Care to Jailed Activist Mohammad Sadigh Kaboudvand

Iran: Release and Provide Urgent Medical Care to Jailed Activist Mohammad Sadigh Kaboudvand
Mohammad Sadigh Kaboudvand May Have Suffered Stroke; Family Claim He is Not Receiving Adequate Health Care
July 28, 2010

Mohammad Sadegh Kaboudvand, Hellman/Hammett Award Winner

© 2009 Sherko Jahani Asl
Related Materials:
Kaboudvand needs an immediate and thorough assessment of his worsening condition. Denying a prisoner necessary medical care is both cruel and unlawful.
Joe Stork, deputy Middle East director at Human Rights Watch

(New York) – The Iranian Judiciary should provide urgent medical care to Mohammad Sadigh Kaboudvand and free him from his unfair detention, Human Rights Watch said today. Kaboudvand, a leading advocate of Kurdish rights in Iran, is serving an 11-year sentence on politically motivated charges. He suffered what may have been a stroke on July 15, 2010, and his family says he is not getting the medical attention he needs.

On July 20, Kaboudvand wrote an open letter to the public prosecutor’s office saying that he experienced “brain and neurological problems… that caused loss of consciousness during the afternoon of July 15.” Prison authorities transferred him to the Evin prison clinic, which diagnosed a sharp rise in his blood pressure, but failed to treat him. In his letter, Kaboudvand wrote that since he lost consciousness he has been experiencing “intense light-headedness and neurological issues associated with sensory, motion and sight difficulties.” His lawyer, Nasrin Sotoudeh, told Human Rights Watch that on July 15 she appealed to judiciary officials to allow Kaboudvand access to the medical treatment he needs, but that her request has gone unanswered.

“Kaboudvand needs an immediate and thorough assessment of his worsening condition. Denying a prisoner necessary medical care is both cruel and unlawful,” said Joe Stork, deputy Middle East director at Human Rights Watch. “Iranian authorities are responsible for his well-being and should immediately ensure he can get the medical attention he needs.”

Kaboudvand has suffered two heart attacks since his arrest and detention in July 2007. Information about Kaboudvand’s condition comes on the heels of reports by the International Campaign for Human Rights in Iran and Amnesty International indicating that prison authorities are systematically denying needed medical care to political prisoners.

International and Iranian law requires prison authorities to provide detainees with adequate medical care. Iran’s State Prison Organization regulations state that if necessary detainees must be transferred to a hospital outside the prison facility. The UN Standard Minimum Rules for the Treatment of Prisoners require that authorities transfer prisoners needing specialist treatment to specialized institutions, including civilian hospitals.

On July 23, Kaboudvand’s sister told Human Rights Watch that authorities finally allowed her brother to see a neurologist in prison earlier that day. She said that instead of examining her brother thoroughly or administering tests, the doctor prescribed a series of pills and instructed Kaboudvand to take them daily without telling him what they were. Kaboudvand’s sister also told Human Rights Watch that authorities have denied him visitation rights and allow him to talk on the phone for only two minutes a day.

Kaboudvand is a prominent human rights defender, journalist, and founder in 2005 of the Human Rights Organization of Kurdistan (HROK). The group grew to include 200 local reporters throughout the Kurdish regions of Iran and provided timely reports in the now banned newspaper Payam-e Mardom (Message of the People), of which Kaboudvand was the managing director and editor.

Intelligence agents arrested Kaboudvand on July 1, 2007, and took him to Ward 209 of Evin Prison, which is under Intelligence Ministry control and is used to detain political prisoners. They held him without charge in solitary confinement for nearly six months. In May 2008, Branch 15 of the Revolutionary Court sentenced Kaboudvand to 10 years in prison for “acting against national security” by establishing the Human Rights Organization of Kurdistan, and another year for “widespread propaganda against the system by disseminating news, opposing Islamic penal laws by publicizing punishments such as stoning and executions, and advocating on behalf of political prisoners.” In October 2008, Branch 54 of the Tehran Appeals Court upheld his sentence.

Kaboudvand is among dozens of Kurdish dissidents imprisoned by Iranian authorities, some of them on death row. The authorities routinely accuse Kurdish dissidents, including civil society activists, of belonging to armed separatist groups. Iran’s revolutionary courts have convicted many Kurdish dissidents of moharebeh, or “enmity with God.” Under articles 186 and 190-91 of Iran’s penal code, anyone charged with taking up arms against the state, or belonging to organizations that take up arms against the government, may be considered guilty of moharebeh and sentenced to death. Earlier this year, authorities executed Farzad Kamangar and three other Kurdish dissidents on these charges.

Currently, 16 Kurdish dissidents face execution, they are: Zeynab Jalalian, Rostam Arkia, Hossein Khezri, Anvar Rostami, Mohammad Amin Abdolahi, Ghader Mohammadzadeh, Habibollah Latifi, Sherko Moarefi, Mostafa Salimi, Hassan Tali, Iraj Mohammadi, Rashid Akhkandi, Mohammad Amin Agoushi, Ahmad Pouladkhani, Sayed Sami Hosseini, and Sayed Jamal Mohammadi.

Human Rights Watch has previously called on the Iranian government to end Kaboudvand’s unjust sentence and allow him access to urgent medical care. In 2009, Human Rights Watch awarded Kabouvand a Hellman/Hammett grant given to writers who face persecution for criticizing officials or policies, or writing about controversial topics.

“The Iranian authorities have unfairly jailed Kaboudvand because of his work as a human rights defender and journalist promoting ethnic minority rights,” Stork said. “Now they appear to be denying him appropriate medical assessment as a way of further punishing him for his peaceful political activities.”

Iran: Executed Dissidents ‘Tortured to Confess’

HRWIran: Executed Dissidents ‘Tortured to Confess’

At Least 17 More Kurdish Prisoners at Risk of Imminent Execution
 
May 11, 2010

(New York) – Iranian authorities executed five prisoners, four of them ethnic Kurds, without warning their families, and have so far refused to release their bodies, Human Rights Watch said today. These executions follow convictions that appear to have relied on the use of torture.

The Kurdish prisoners – Farzad Kamangar, Ali Heidarian, Farhad Vakili, and Shirin Alam Holi – were executed by hanging on the morning of May 9, 2010, in Tehran’s Evin prison, said a statement released by the Tehran Public Prosecutor’s office. The government also executed a fifth prisoner, Mehdi Eslamian, an alleged member of a banned pro-monarchist group. Authorities maintain that all five were engaged in “terrorist operations, including involvement in the bombing of government and public centers in various Iranian cities.”

“These hangings of four Kurdish prisoners are the latest example of the government’s unfair use of the death penalty against ethnic minority dissidents,” said Joe Stork, deputy Middle East director at Human Rights Watch. “The judiciary routinely accuses Kurdish dissidents, including civil society activists, of belonging to armed separatist groups and sentences them to death in an effort to crush dissent.”

The Tehran prosecutor’s statement alleged that Kamangar, Heidarian, Vakili, and Alam Holi had confessed to being members of the outlawed Free Life Party of Kurdistan, or PJAK, and were involved in a series of bomb plots in northwestern Iran as well as Tehran. PJAK is widely regarded by analysts to be an Iranian affiliate of the banned Turkish Kurdish Workers’ Party, or PKK.

The government accused the fifth prisoner, Eslamian, of involvement in the bombing of a religious site in the southern city of Shiraz in 2008. Authorities alleged that Eslamian was a supporter of the pro-monarchist Anjoman-e Padeshahi, or the Kingdom Assembly. The government executed two other alleged members of this group, Arash Ramanipour and Mohammad-Reza Ali Zamani, earlier this year.

Branch 30 of the Revolutionary Court sentenced Kamangar, Heidarian and Vakil to death on February 25, 2008. Khalil Bahramian, one of the lawyers representing Kamangar who was at the closed-door trial of the three men, said that gross irregularities, including the absence of a jury, plagued the initial trial and subsequent appellate court decisions upholding the convictions. Bahramian told the BBC on Sunday that Kamangar’s trial lasted all of 10 minutes, and that when Bahramian asked permission to present his client’s case, the judge simply instructed him to “write down [his] concerns.”

“In the end [the judge] never heard what I had to say,” Bahramian told the BBC. He sharply denied that his client was in any way involved with PJAK or any other terrorist group.

In addition to finding the five persons guilty of various national security crimes, the judiciary sentenced all five to death after convicting them of the crime of moharebeh, or “enmity with God.” Under articles 186 and 190-91 of Iran’s penal code, anyone charged with taking up arms against the state, or belonging to organizations that take up arms against the government, may be considered guilty of moharebeh and sentenced to death.

Security forces arrested Kamangar, a superintendent of high schools in the city of Kamyaran in July 2006 in Tehran. In February 2008, Bahramian informed Human Rights Watch that his client had alleged numerous instances of abuse and torture at the hands of prison authorities in Sanandaj, Kermanshah, and Tehran. Human Rights Watch obtained a copy of a letter Kamangar wrote and smuggled out of prison in which he detailed his torture, including threats of sexual violence. Bahramian also represented Eslamian.

Vakili, Heidarian, and Alam Holi made similar allegations in prison letters, indicating that authorities used torture to secure confessions from them. In a series of letters from prison, Alam Holi, a 28-year-old Kurdish woman accused of bombing a vehicle at a Revolutionary Guards compound in Tehran, described numerous instances of physical and psychological torture suffered at the hands of her captors, including beatings with cables and electric batons.

The May 9 executions were carried out unannounced – the government informed neither the lawyers nor the families of the prisoners, Bahramian and family members said. Bahramian told the BBC that “the law requires that I be informed regarding my two clients… but I was not informed [of their execution] in any way.” One of Kamangar’s brothers told the BBC that the families learned about the executions from media reports.

A family member of one of the other prisoners told Human Rights Watch that the authorities have so far prevented delivery of their bodies to the families for burial. Islamic custom generally requires burials to take place as soon as possible, preferably within 24 hours.

“Iran’s judiciary should immediately issue a moratorium on all executions,” Stork said. “This includes the 17 Kurdish dissidents known to be on death row.”

The 17 Kurds presently facing execution are: Rostam Arkia, Hossein Khezri, Anvar Rostami, Mohammad Amin Abdolahi, Ghader Mohammadzadeh, Zeynab Jalalian, Habibollah Latifi, Sherko Moarefi, Mostafa Salimi, Hassan Tali, Iraj Mohammadi, Rashid Akhkandi, Mohammad Amin Agoushi, Ahmad Pouladkhani, Sayed Sami Hosseini, Sayed Jamal Mohammadi, and Aziz Mohammadzadeh.

Human Rights Watch opposes capital punishment in all circumstances because of its cruel and inhumane nature.

Ending Violence Against Women, A Dream No Longer Can Be Deferred

Ending Violence Against Women, A Dream No Longer Can Be Deferred

 16 Day of Global Activism Against Gender Violence- Nov 25th- Dec. 10th )
Thursday 27 November 2008

Elahe Amani

While sexual assault and rape in Iraq war remains largely ignored and disregarded, while the incidence of acid attacks and rape of Afghan Women in recent weeks by Taliban forces remains unresolved, while women in Iran still enduring violence, arrest, detention and harassment perpetuated by government in physical space and cyberspace and !”

 on November 25th, the website of advocates for changing the discriminatory laws against women in Iran was filtered for the 17th time and while the endless atrocities against women in Congo, Sudan and Rwanda, forced prostitution and trafficking , honor killings, and many other forms of violence against women and girls are widespread, the global civil societies, human rights defenders, peace activists, women’s right activist and feminists embarked on the 16 Day of Global Activism Against Gender Violence on November 25th. As in the words of Pat Humphries that more than 30,000 women and more than a thousand man sang in the NGO Forum at the Beijing Conference “Gonna keep on moving forward, Never turning back

November 25th, 2008 is the International Day for the Elimination of Violence Against Women, the first day of the 16 Days of Global Activism Against Gender Violence. The campaign will end on Dec 10th which is the International Human Rights day. It is also know as” White Ribbon Day” in South Africa, UK and Canada. The White Ribbon is a symbol of hope for a world where women and girls can live with dignity and without fear of violence.

The theme of this year 16 days of Global Activism Against Gender Violence is “Human Rights for Women -Human Rights for All”. The 60th anniversary of the Universal Declaration of Human Rights ( 1948-2008 ) is a historic time to recognize the collective work of human rights defenders around the world, secure the international conventions and treaties that make up the human rights framework and reclaim the principles of the 1948 declaration which have taken a great setback by the rise of religious extremism, globalization and militarization. Today, feminist, peace activists and human rights defenders around the world calling on governments as well as global civil societies and demanding to put an end to violence against women. The dream of living in a world with peace, security and respect to human rights can no longer be ” deferred”.
History of the International Day for the Elimination of Violence Against Women

The 16 Days of Activism against Gender Violence is an annual international campaign originating from the first Women’s Global Leadership Institute sponsored by the Center for Women’s Global Leadership in 1991. The annual campaign starts from November 25th International Day for the Elimination of Violence against Women, to 10 December, International Human Rights Day – in order to symbolically link violence against women and human rights, and to emphasize that such violence is a violation of human rights. This 16-day period also highlights other significant dates, including December 1st , World AIDS Day, and December 6th , which marks the anniversary of the Montreal Massacre.

The history of November 25th goes back to 25th November 1960, when three sisters Patria, Maria Teresa and Minerva Mirabel, political activists in the Dominican Republic were assassinated in a car accident. They were killed for their involvement in efforts to overthrow the government of Rafael Trujillo. The state violence perpetuated on the Mirabel sisters quickly became symbols of resistance, dignity and inspiration for eliminating violence against women at home and in society. Their lives raised the spirits of all those they encountered and later, after their death, not only those in the Dominican Republic but others around the world.

On July 1981, women from across Latin America came together in Columbia. Appalled by the extent and diversity of violence against women, they agreed to hold an annual day of protest, and they decided to adopt 25th November as the date for this International Day Against Violence Against Women in memory of the Mirabel sisters. In 1991, The first White Ribbon Campaign was launched by a group of men in Canada after the brutal mass shooting of 14 female students at the University of Montreal. In 1996, a year after the 4th UN Women Conference in Beijing, China, the South African National Network on Violence Against Women launched their own White Ribbon Campaign and many South African women’s groups quickly adopted the White Ribbon symbol.

In 1998 the White Ribbon Day was launched in the UK and in December 1999, at the 54 General Assembly session of UN, a resolution adopted and UN officially recognized 25th November as International Day for the Elimination of Violence Against Women.

Violence against women is a global problem that affects women of all ages, ethnicities, races, nationalities and socio-economic backgrounds. Women experience gender-based violence at home, in community and at societal level. Women disproportionately experience domestic violence, sexual assault, sexual harassment, trafficking in person, rape, and even cyber harassment and stalking.

Women experience violence and injustice perpetuated by state and non state actors. The economic, political, social and religious injustice and impunity is a major barrier to women’s human rights and challenge the dignity that women deserve to enjoy. Women also experience violence that may not clearly fall within the framework of the above referenced paradigms but harm women health, safety and security and is a clear violation of women’s ability to enjoy basic human right. These violations are inclusive but not limited of the early childhood marriage for girl child, female genital mutilation, honor killing, dowry-related violence including bride burning, rape as a weapon of war, female infanticide, enforced sterilization, Acid attacks etc. It is also inclusive of harsh measures by government to disproportional restrictions and censorship on women’s presence in cyber world by filtering women blogs and websites as in the case of Iran.

While globally one in every three women experience violence in their life cycle from childhood to the old, in many societies where peace, democracy and human rights are being threaten by the forces of religious extremism/fundamentalism, militarization, aggression and war, women rights and even women’s body are the battle ground of gaining cultural identity or claiming victory by the forces of aggression and occupation.

The global framework for women’s rights have been manifested in the conventions such as Conventions on Elimination of All Forms of Discrimination Against Women (CEDAW), and in documents from other UN conferences such as the Vienna Human Rights Declaration and Program of Action , the Cairo Program of Action, the Beijing Platform for Action and the Millennium Development Goals . Since 1975, the first UN Women Conference in Mexico City, women globally have demanded meaningful change and inserted their desire in the global framework for women’s rights, to live in a world with dignity and respect, peace and prosperity, equality rights and opportunities. However, despite the fact that governments from United State to Congo, from Iran to Afghanistan, South Africa to Guatemala signed these documents ( some bracketed version of the document ) women are not significantly in a better position due to the lack of new and additional resources, the rise of religious extremism, globalization and militarization. These patterns have created an environment of fear and threat for the gains women at global and local level struggled so hard to manifest in these processes.

One of the most comprehensive and inclusive definitions of “violence against women” was formulated at the Beijing Women Conference in 1995. In the Platform for Action the term has been defined as ” any act of gender-based violence that results in, or is likely to result in, physical, sexual or psychological harm or suffering to women, including threats of such acts, coercion or arbitrary deprivation of liberty, whether occurring in public or private life.”

The generations that shaped the global women’s movement since 1975, the first UN Women Conference and brought issues such as women’s human rights, violence against women, gender equality, women’s role in peace building and other critical issues from margin to the center of global agenda, are now joining the circles of elders. The new and emerging young women are taking the leadership to further the plight of women for gender equality, peace and development. The recent global AWID Forum on Women’s Rights and Development Cape Town, South Africa, the Gender Equality Coalition efforts to address gender equality at the upcoming World Social Forum in Amazon, Brazil, the strong voice of younger people engaged in US election, the young brave women who are writing the history of women’s movement for equality and dignity in Iran and the Afghan and Palestinian young men and women who never gave up the struggle for living a life in peace, security and respect to human rights are beacons of hopes and sources of inspiration for a world that the dream of human rights, dignity, peace and prosperity can no longer be deferred

که‌ماڵی شه‌ریفی چالاک و رۆژنامه‌نووسی کورد بۆ به‌ندیخانه‌ی ناوه‌ندیی شاری سه‌قز له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستان گوازرا‌یه‌وه

که‌ماڵی شه‌ریفی چالاک و رۆژنامه‌نووسی کورد بۆ به‌ندیخانه‌ی ناوه‌ندیی شاری سه‌قز له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستان گوازرا‌یه‌وه

                                   Tuesday, November 25 ,2008- 23:49:43

به‌پێی ئه‌و هه‌واڵه‌ی که‌ له‌لایه‌ن ئاژانسی موکریانه‌وه‌ بڵاو کراوه‌ته‌وه‌، که‌ماڵی شه‌ریفی چالاک و رۆژنامه‌نووسی کورد بۆ به‌ندیخانه‌ی ناوه‌ندیی شاری سه‌قز له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستان گوازرا‌یه‌وه‌.

که‌ماڵی شه‌ریفی له‌ مانگی پووشپه‌ڕی 1387ی هه‌تاوی له‌لایه‌ن هێزه‌ ئه‌منییه‌تییه‌کانی رێژیمه‌وه‌ له‌ شاری سه‌قز ده‌ستبه‌سه‌ر کراوه‌ و تا ئێستا نه‌یتوانیوه‌ له‌گه‌ڵ بنه‌ماڵه‌که‌ی دیدار بکاو ناوبراو ته‌نانه‌ت پێوه‌ندیی ته‌لێفونیشی لێ‌قه‌ده‌غه‌ کراوه‌.

له‌لایه‌ن ده‌زگای قه‌زایی رێژیمه‌وه‌ که‌ماڵی شه‌ریفی به‌ هاوکاریی له‌گه‌ڵ حیزبه‌ کوردییه‌کان تاوانبار کراوه‌.

%d bloggers like this: